لبخند زدی، تمامِ ایمان دادم
دل را به سپاهِ چشمت آسان دادم
آن لحظه که دزدیده نگاهم کردی
با حجب و حیایِ شرقی ات جان دادم!
👤 #جواد_مزنگی
@dobeit | دو بیت شعر
به نام عشق که زیباترین سرآغاز است
هنوز شیشهی عطرِ غزل، دَرَش باز است
جهان تمام شد و ماه پارههای زمین،
هنوز هم که هنوز است، کارشان ناز است
هزار پند به گوشم پدر فشرد و نگفت
که عشق، حادثهای خانمان برانداز است
پدر نگفت چه رازی ست این که تنها عشق
کلید این دلِ ناکوکِ ناخوشآواز است
به بامِ شاه و گدا مثل ابر می بارد
چقدر عشق شریف است و دستودلباز است
بگو هرآنچه دلت خواست را به حضرت عشق
چرا که سنگ صبور است و محرم راز است❣
#سعید_بیابانکی
@dobeit | دو بیت شعر
هم ز دل دزدید صبر و هم دلِ دیوانه را
یـار مـا بـا خانه میدزدد مـتاع خانه را!
#وحشی_بافقی
@dobeit | دو بیت شعر
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تا کی به تمنای وصال تو یگانه،
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
خواهد به سر آید، شب هجران تو یا نه؟
ای تیر غمت را دلِ عشاق نشانه...💘
#شیخ_بهایی
@dobeit | دو بیت شعر
من را اگر ز کویت صد بار هم برانی
یک بار دیگر آیم، عاشق حیا ندارد
@dobeit | دو بیت شعر
رها کنید مرا با غم نهان خودم
اگرچه خستهام از درد بیکران خودم
به دشمنان قسم خورده، احتیاجی نیست
که دشنه میخورم از دست دوستان خودم
چو رنج بوده فقط سهمم از جهان شما
خوشا به کنج اتاقم، خوشا جهان خودم...
که کیمیای سعادت، سکوت بود، سکوت
چه زخم ها که نخوردم من از زبان خودم
شراب نیز به دردم نمیدهد تسکین
مگر که زهر بریزم به استکان خودم...
اگر که مرگ فقط چارهی من است، چه باک؟
به مرگ خویش کنون راضیام، به جان خودم...
#سجاد_رشیدیپور
@dobeit | دو بیت شعر
در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد
کس جای در این خانه ویرانه ندارد
دل را به کف هر که دهم باز پس آرد
کس تاب نگهداری دیوانه ندارد
#رهی_معیری
@dobeit | دو بیت شعر
حال من حال اسيرى ست كه هنگام فرار
يادش افتاد كسى منتظرش نيست نرفت
@dobeit | دو بیت شعر
نه مرا خواب به چشم و
نه مرا دل در دست
چشم و دل هر دو
به رخسار تو آشفته و مست!
#امیرخسرو_دهلوی
@dobeit | دو بیت شعر
کربلایی شدنم دست شماست آقاجان!
پاس و ویزا و گذر، بازی بین المللی است
@dobeit | دو بیت شعر
چشم تو را اگرچه خمار آفریدهاند
آمیزهای ز شور و شرار آفریدهاند
از سرخی لبان تو ای خون آتشین
نار آفریده اند، انار آفریدهاند
یک قطره بوی زلف ترت را چکاندهاند
در عطردانِ ذوق و بهار آفریدهاند
زندانی است روی تو در بندِ موی تو
ماهی اسیر، در شب تار آفریدهاند
مانند تو که پاکترینی فقط یکی،
مانند ما هزار هزار آفریدهاند
دستم نمیرسد به تو ای باغ دور دست
از بس حصار پشتِ حصار آفریدهاند
این است نسبت تو و این روزگار یأس
آیینهای میان غبار آفریدهاند
#سعید_بیابانکی
@dobeit | دو بیت شعر