نسیم، عطر تو را صبح با خودش آورد
و گفت: روزی عشاق با خداوند است!
#قاسم_صرافان
@dobeit | دو بیت شعر
غافلی از حال دل، ترسم که این ویرانه را
دیگران بی صاحب انگارند و تعمیرش کنند
#صائب_تبریزی
@dobeit | دو بیت شعر
11.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دفاع از حرم یعنی؛ قرار جنگ اگر باشد
زمین کار زار ما تلآویو است، تهران نه
@dobeit | دو بیت شعر
به اسم دوستی از من گرفتی دوستانم را
همین که بال و پر دادی، گرفتی آسمانم را
مپرس از من چرا آوارهی غربت شدم وقتی
در این دنیا کسی جز غم نمیفهد زبانم را
#محمدحسن_جمشیدی
@dobeit | دو بیت شعر
ز دنیا بعد از این پایین و بالا را نمیخواهم
تو را دارم همین کافیست دنیا را نمیخواهم
سخن را گرچه زیبا میکند پیچیدگی اما
تو با من ساده صحبت کن معما را نمیخواهم
به دستِ موجها نسپار چون ماهی مرا هرگز!
که من خو کردهام با تُنگ، دریا را نمیخواهم
از این قومِ خیانتکار دورم کن که من دیگر
وفای دوستانی چون یهودا را نمیخواهم
تو پیغامآور صلحی، منم شهری که در جنگ است
مرا خالی کن از آشوب، غوغا را نمیخواهم
#نیما_شکرکردی
@dobeit | دو بیت شعر
یه نصیحت خوب از صائب:
عالمی را شاد کرد....
آنکس که یک دل...
شاد کرد....!
@dobeit | دو بیت شعر
گرچه او هرگز نمی گیرد ز حال ما خبر
درد او هر شب خبر گیرد ز سر تا پای ما ...
#صائب_تبریزی
@dobeit | دو بیت شعر
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما در چه شماریم؟!
که خورشید جهانتاب
گردن به تماشای تو از صبح کشیدهست
#صائب_تبریزی
@dobeit | دو بیت شعر
چراغی در دل ویرانهها روشن نمیبینم
در این خانه کسی را محرمِ گفتن نمیبینم
چه بیهوده پی بیگانه میگشتم در این خانه
به غیر از خود درون آینه دشمن نمیبینم
تلاشی بیثمر کردیم و عمری صرفِ باطل شد
نگرد اینجا که چیزی لایق بُردن نمیبینم
چه خلخالی به پا دارید در روز عزا وقتی
به غیر از جوی خون در چین هر دامن نمیبینم
سپاهی دوش تا دوشم سپر در دست میآید
از این لشکر یکی آمادهی مُردن نمیبینم
مرا با عشق باید که بسنجی در ترازویت
که در جمع رفیقانت شبیه من نمیبینم
#پژمان_صفری
@dobeit | دو بیت شعر
مرا از حبس آغوشت چه اصراری به آزادی؟
برای ماهیان تُنگ، آزادی گرفتاریست
@dobeit | دو بیت شعر
گر عشق به تنهایی ما سنگ نمیزد
حرفی به تو این عاشق دلتنگ نمیزد
از گوشهی چشم تو اگر اشک نمیریخت
غم نیز به سازِ دلِ ما چنگ نمیزد
قلبِ من اگر فکر جدایی به سرش بود
با قلب تو اینقدر هماهنگ نمیزد
اینبار که چشم تو به چشمان من افتاد
از صلح نمیگفت و دم از جنگ نمیزد
گر اشک هوای دلِ مغرورِ مرا داشت
دیوار فرو ریخته را رنگ نمیزد...
#محمدحسن_جمشیدی
@dobeit | دو بیت شعر