چراغی در دل ویرانهها روشن نمیبینم
در این خانه کسی را محرمِ گفتن نمیبینم
چه بیهوده پی بیگانه میگشتم در این خانه
به غیر از خود درون آینه دشمن نمیبینم
تلاشی بیثمر کردیم و عمری صرفِ باطل شد
نگرد اینجا که چیزی لایق بُردن نمیبینم
چه خلخالی به پا دارید در روز عزا وقتی
به غیر از جوی خون در چین هر دامن نمیبینم
سپاهی دوش تا دوشم سپر در دست میآید
از این لشکر یکی آمادهی مُردن نمیبینم
مرا با عشق باید که بسنجی در ترازویت
که در جمع رفیقانت شبیه من نمیبینم
#پژمان_صفری
@dobeit | دو بیت شعر
مرا از حبس آغوشت چه اصراری به آزادی؟
برای ماهیان تُنگ، آزادی گرفتاریست
@dobeit | دو بیت شعر
گر عشق به تنهایی ما سنگ نمیزد
حرفی به تو این عاشق دلتنگ نمیزد
از گوشهی چشم تو اگر اشک نمیریخت
غم نیز به سازِ دلِ ما چنگ نمیزد
قلبِ من اگر فکر جدایی به سرش بود
با قلب تو اینقدر هماهنگ نمیزد
اینبار که چشم تو به چشمان من افتاد
از صلح نمیگفت و دم از جنگ نمیزد
گر اشک هوای دلِ مغرورِ مرا داشت
دیوار فرو ریخته را رنگ نمیزد...
#محمدحسن_جمشیدی
@dobeit | دو بیت شعر
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند
#طوفان_الاقصی
@dobeit | دو بیت شعر
نمیدانم چه رازی خفته در چشمان زیبایت،
که عاقل سمت چشمت میرود دیوانه میآید
@dobeit | دو بیت شعر
از تو آنی دل دیوانهی من غافل نیست
اینکه در سینهی من هست تو هستی دل نیست
#عماد_خراسانی
@dobeit | دو بیت شعر
خون میخوریم در غم و حرفی نمیزنیم
ما عاشقِ توایم همین است ماجرا
خوش باد روح آنکه به ما با کنایه گفت
گاهی به قدرِ صبر بلا میدهد خدا
#فاضل_نظری
@dobeit | دو بیت شعر
بیت بیت غزلم شوق پریدن دارد
وه که دیدار غزل درد کشیدن دارد
چشم نرگس شدهات بادهپرستم کرده
سعی بین حرم و میکده دیدن دارد
توبه کردم که قلم دست نگیرم اما
هاتفی گفت که این بیت شنیدن دارد
و خدا خواست که یعقوب نبیند یک عمر
شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد
صحبت از قیمت این غمزه و آن ناز مکن
ناز عاشقکُشَت ای دوست خریدن دارد
عجب این نیست که آهوی دلم صید تو شد
طعم شهد لب صیاد چشیدن دارد
آن زمانی که آب و گلت را بسرشت
زیر لب گفت که این روح دمیدن دارد
قصهی دست و ترنج است تماشاگه عشق
شکر وصل رخ تو جامه دریدن دارد
دیدن روی تو راه دگری میخواهد
شرح دیدار تو از شعر بریدن دارد...
#شهریار
@dobeit | دو بیت شعر 🦋