eitaa logo
دو بیت شعر | dobeit
8.8هزار دنبال‌کننده
3.9هزار عکس
1.4هزار ویدیو
14 فایل
🔥لـذت دیگـرے را تجربه کنید 🗣 ارتباط @elhamdolellah
مشاهده در ایتا
دانلود
دریا اگر سر می‌زند بر سنگ، حق دارد تنها دوای درد عاشق، ناشکیبایـی است @dobeit | دو بیت شعر
شبیه نوح اگر هیچ‌ کس به دینِ تو نیست تو با خدای خودت باش و ناخدای خودت @dobeit | دو بیت شعر
خیلی از شاعرها برای اینکه کلامشون تاثیر گذار باشه برای انتقال مفاهیمشون برشی از یه روایت، آیه و یا حدیث رو استفاده می‌کنن که بهش میگن تلمیح @dobeit | دو بیت شعر
دوستت دارم پریشان، شانه می‌خواهی چه کار؟ دام بگذاری اسیرم، دانه میخواهی چه کار؟ تا ابد دور تو می‌گردم، بسوزان عشق کن ای که شاعر سوختی، پروانه میخواهی چه کار؟ مُردم از بس شهر را گشتم یکی عاقل نبود راستی تو این همه دیوانه میخواهی چه کار؟ مثل من آواره شو از چاردیواری در آ ! در دل من قصر داری، خانه میخواهی چه کار؟ خُرد کن آیینه را در شعر من خود را ببین شرح این زیبایی از بیگانه میخواهی چه کار؟ شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن گریه کن! پس شانه‌ی مردانه میخواهی چه کار؟ @dobeit | دو بیت شعر
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کهن شود همه‌کس را به روزگار ارادت مگر مرا، که همان عشق اول است و زیادت @dobeit | دو بیت شعر
ساعت دنیای من کوک است با لب های تو صبح را بیداری چشم تو تعیین می کند... @dobeit | دو بیت شعر
گرفته بوی تو را خلوت خزانی من کجایی ای گل شب بوی بی‌نشانی من؟ غزل برای تو سر می‌بُرم، عزیزترین! اگر شبانه بیایی به میهمانی من چنین که بوی تنت در رواق‌ها جاری است چگونه گل نکند بغضِ جمکرانی من؟ عجب حکایت تلخی است نا امیدشدن شما کجا و من و چادر شبانی من؟ در این تغزّل کوچک، سرودمت ای خوب خدا کند که بخندی به ناتوانی من به پای‌بوسِ تو، آیینه دستچین کردم کجایی ای گل شب بوی بی‌نشانی من؟ @dobeit | دو بیت شعر
ای دل غم این جهان فرسوده مخور @dobeit | دو بیت شعر
خسته ام مثل همان دختر اصلاح طلب که شده عاشق فرمانده گردان بسیج @dobeit | دو بیت شعر
بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود... @dobeit | دو بیت شعر
من مجنون شده ام یا که تو تکثیر شدی من به هر جا نگرم نقش تــو را می بینم @dobeit | دو بیت شعر
مرا تو غایت مقصودی از جهان ای دوست هزار جان عزیزت فدای جان ای دوست چنان به دام تو الفت گرفت مرغ دلم که یاد می‌نکند عهد آشیان ای دوست گَرَم تو در نگُشایی کجا توانم رفت به راستان که بمیرم بر آستان ای دوست دلی شکسته و جانی نهاده بر کفِ دست بگو بیار که گویم بگیر هان ای دوست تنم بپوسد و خاکم به باد ریزه شود هنوز مهر تو باشد در استخوان ای دوست به لطف اگر بخوری خون من روا باشد به قهرم از نظر خویشتن مَران ای دوست مناسب لب لعلت حدیث بایستی جواب تلخ بدیعست از آن دهان ای دوست مرا رضای تو باید نه زندگانی خویش اگر مراد تو قتل‌است، وارَهان ای دوست که گفت سعدی از آسیب عشق بگریزد؟؟ به دوستی که غلط می‌برد گمان ای دوست که گر به جان رسد از دست دشمنانم کار ز دوستی نکنم توبه همچنان ای دوست... @dobeit | دو بیت شعر