به کمالِ عجز گفتم : که به لب رسید جانم
به غرور و ناز گفتی : تو مگر هنوز هستی؟!
#فریدون_فروغی
@dobeit | دو بیت شعر
به غیر از بوسه کز تکرار رغبت را کند افزون
کدامین قند را دیگر مکرر میتوان خوردن؟
#صائب_تبریزی
@dobeit | دو بیت شعر
نوش کن این چای لب سوزی که دم کردم رفیق
گاه باید داغ را با داغ دیگر سرد کرد...
@dobeit | دو بیت شعر
گفتم از نزدیکی دیدار، گفتی: «سادهای !
دورم از دیدار با هر پیش پا افتادهای»
کوچکم خواندی، که پیش چشم ظاهربین تو
دیگران کوهند و من سنگ کنار جادهای
شهر را گشتم که مانند تو را پیدا کنم
هیچکس حتی شبیهت نیست، فوقالعادهای !
با دل آزردهام چیزی نمیگویی ولی
از دل آزردن که حرفی میشود آمادهای
باز بر دوری صبوری میکنم اما مگیر
امتحان تازهای از امتحان پس دادهای
#سجاد_سامانی
@dobeit | دو بیت شعر
اونجاکه سیدتقی سیدی میگه:
مثل آن شیشه که درهمهمهی بادشکست
ناگهان باز دلم یاد تو افتاد شکست
@dobeit | دو بیت شعر
چنان آغوش وا کن بر منِ تنها که انگاری
نداری بعد از آن آغوش، دیگر در جهان کاری
@dobeit | دو بیت شعر
خوشدلم زینکه به او نامه نویسم شب و روز
مقصدم نیست که مکتوب رسد یا نرسد ...
#رفیع_مشهدی
@dobeit | دو بیت شعر
مانده ام تشنه شوم یا بنشینم به کمین
نه فقط چشمه که چشمان تو آهو هم هست...
@dobeit | دو بیت شعر
از کنارم رد شدی، چشمی به من ننداختی
من که بدبین نیستم، حتما مرا نشناختی...
#هادی_معراجی
@dobeit | دو بیت شعر
تو را خبر ز دل بیقرار باید و نیست
غم تو هست ولی غمگسار باید و نیست
#رهی_معیری
@dobeit | دو بیت شعر
از نو شکُفت نرگس چشم انتظاریام
گُل کرد خار، خار شب بیقراریام
تا شد هزار پاره دل از یک نگاه تو
دیدم هزار چشم در آیینهکاریام
گر من به شوقِ دیدنت از خویش میروم
از خویش میروم که تو با خود بیاریام
بود و نبود من همه از دست رفته است
باری مگر تو دست برآری به یاریام
کاری به کار غیر ندارم که عاقبت
مرهم نهاد نامِ تو بر زخمِ کاریام
تا ساحل قرار تو چون موجِ بیقرار
با رود رو به سوی تو دارم که جاریام
با ناخنم به سنگ نوشتم: بیا، بیا
زان پیشتر که پاک شود یادگاریام
#قیصر_امینپور
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
@dobeit | دو بیت شعر