eitaa logo
دو بیت شعر | dobeit
8.8هزار دنبال‌کننده
3.9هزار عکس
1.4هزار ویدیو
13 فایل
🔥لـذت دیگـرے را تجربه کنید 🗣 ارتباط @elhamdolellah
مشاهده در ایتا
دانلود
کاش سهراب نمی‌رفت به این زودی ها دل پُر از صحبت این شاعر کاشانی بود... @dobeit | دوبیت شعر
دیدمَت با تارهای مو بر پیشانی‌ات با همان شلوار جین و عینک و بارانی‌ات شعر میخواندی و می‌خندیدی و من گیج و مات محو بودم در تو و آن لهجه‌‌ی تهرانی‌ات «ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال» وای! می‌میرم من از این گونه حافظ خوانی‌ات اعتدال بی نظیر فصل های زندگیست گونه‌های برفی و لب‌های تابستانی‌ات مثل مولانا چهل سال پیاپی یافتم شمس را در چشم‌های مست تُرکستانی‌ات حیف اما ... زود رفتی و رها کردی مرا در نبودن‌های حسرت آور طولانی‌ات آه ای ماه بلند قله های دور دست مهربان‌تر باش با این یار شهرستانی‌ات @dobeit | دوبیت شعر
هدایت شده از دو بیت شعر | dobeit
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو که با منی همیشه چه «تریٰ» چه «لن ترانی»...🌱❤️ @dobeit | دو بیت شعر
✨ پنجره بگشای که صبح می‏‌درخشد پسِ این پردهٔ تار ...! @dobeit | دوبیت شعر
ای دردِ تواَم درمان در بِسترِ ناکامی... وی یاد تواَم مونس در گوشه‌ی تنهایی در دایره‌‌ی قسمت، ما نقطه‌ی تسلیمیم لطف، آنچه تو اندیشی حکم، آنچه تو فرمائی @dobeit | دوبیت شعر
کوچ کردم که دلم را به کسی نسپارم حس خوبیست که من اینهمه بی آزارم   عشق احساس قشنگیست ولی من شخصا دیدگاهی متفاوت به دو عاشق دارم یائسه نیست دلم ذائقه ام احساسی ست این دروغ است که عاشق زده ای بیمارم خوش ندارم به کسی قولی وقلبی بدهم که به یک حادثه روزی دل ازاو بردارم این دلیلی ست که در این سفر تنهایی از مسیری که به عشقی برسد بیزارم در زمانیکه به آخر برسد شک وفریب بذر یک عاطفه  در خاک تنم می کارم @dobeit | دوبیت شعر
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هزار جامه‌‌ی پرهیز دوختیم و هنوز نظر زِ روی تو بردوختن میسّر نیست @dobeit | دو بیت شعر
شبی که با هیجان ماه را نشان دادی گرفتم آینه گفتم: ببین، خودت ماهی... @dobeit | دو بیت شعر
چه بگویم ؟! سحرت خیر ؟ تو خودت صبح جهانی ...! @dobeit | دوبیت شعر
کجاست بارشی از ابر مهربان صدایت ؟ که تشنه مانده دلم در هوای زمزمه‌هایت به قصّه تو هم امشب، درون بستر سینه هوای خواب ندارد دلی که کرده هوایت تهی است دستم اگر نه برای هدیه به عشقت چه جای جسم و جوانی که جان من به فدایت چگونه می‌طلبی هوشیاری از من سرمست که رفته‌ایم ز خود پیش چشم هوش‌ربایت هزار عاشق دیوانه در من است که هرگز به هیچ بند و فسونی نمی‌کنند رهایت دل است جای تو تنها و جز خیال تو کس نیست اگر هر آینه‌، غیر از تویی نشست به جایت هنوز دوست نمی‌دارمت مگر به تمامی؟ که عشق را همه جان دادن است اوج و نهایت در آفتاب نهانم که هر غروب و طلوعی نهم جبین وداع و سر سلام به پایت @dobeit | دو بیت شعر
مثل خاراندن یک زخم پس از خوب شدن یاد یک عشق، عذابی است که لذت دارد @dobeit | دو بیت شعر
نمی‌گنجد خیال دیگری در سینه‌ی تنگم نگینِ دل ندارد جای نقشی غیرِ نام تو @dobeit | دو بیت شعر