بیداریام چه دانی؟ ای خفتهای که شبها
نَنْشَستهای به حسرت، نشمردهای ستاره
#فروغی_بسطامی
@dobeit | دو بیت شعر
شرمندهام ز دوست که دل نیست قابلش
باید برای هدیه سری دستوپا کنم
#سیدعباس_سجادی
@dobeit | دو بیت شعر
تا درون آمد غمش،
از سینه بیرون شد نفس
نازم این مهمان
که بیرون کرد صاحبخانه را
#فروغی_بسطامی
@dobeit | دوبیت شعر
شبیه شیشه بود اما شکستن را نمی فهمید
تمام درد اینجا بود ، او من را نمی فهمید
خودش با خنده هایی تلخ بند کفش من را بست
وگرنه پای من تردید ماندن را نمی فهمید
اگر تنها رفیقم هر کسی، غیر از صداقت بود
دلم اینقدر ارزش های دشمن را نمی فهمید
وجود شعر در دنیای ماشینی غنیمت بود
وگرنه هیچ مردی در جهان زن را نمی فهمید
سکوتم کوهی از حرف و نگاهم خیس ماندن بود
ولی او فرق شب با روز روشن را نمی فهمید
من او را خوب فهمیدم کمی عاقل تر از من بود
همیشه درد اینجا بود، او من را نمی فهمید
#علی_صفری
@dobeit | دو بیت شعر
سحر آمدم به کویت که ببینمت نهانی...
«ارنیٖ» نگفته گفتی صد هزار« لن ترانی»
#علامهطباطبایی
@dobeit | دوبیت شعر
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گویند که هر تیره شبی را سحری هست
@dobeit | دو بیت شعر
دهان صبح پر از خنده دیدم و گفتم:
غنیمت است در این روزگار خندیدن ...
- شفایی اصفهانی
@dobeit | دوبیت شعر
گفتم نظر بدوزم تا بیدلم نخوانند
پیشی گرفت عشقش بر عقلِ پیشبینم
#فروغی_بسطامی
@dobeit | دو بیت شعر
با خاطرههای تو که سرسبزیِ محضی
هر روز برای منِ دیوانه بهار است
#امید_صباغزاده
@dobeit | دوبیت شعر