دختر آسـمانـی
#یک_عاشقانه_آرام 😍📚
چند ماهه دارم #یک_عاشقانه_آرام رو میخونم... از سطر به سطرش میشه لذت برد...دلم نمیخواد تموم شه... چقدر این نوشته ها عاشقانه و حال خوب کنه😍
عالی و بی نظیر...
#نادر_ابراهیمی
پویش سراسری ختم سوره انسان
شما می توانید با قرائت این سوره و اهداء ثواب آن به #حضرت_زهرا(س) و ارسال نام و نام خانوادگی خود به شماره:
300097500090
در این پویش شرکت فرمایید.
زیارت نیابتی حضرت زهرا(س) از طرف شما و والدین گرامیتان در مدینه النبی انجام خواهد شد.
درويش توي چشم هاي علي خيره شد.تبرزين را تکاني داد و گفت:
ـ تنها بنايي که اگر بلرزد،محکم تر مي شود،دل است! دل آدمي زاد.
بايد مثل انار چلاندش تا شيره اش در بيايد...حکماً شيره اش هم
مطبوعه؟
کريم نمي دانست «مطبوع» يعني چه،اما سري تکان داد.درويش مصطفا
دوباره به علي نگاه کرد.دستي به سر علي کشيد وگفت:«تبرکاً».بعد دستش
را به موها و ريش هاي سپيدش کشيد.
- قبول حق ....عاشقي که هنوز غسل نکرده باشد،حکماً عاشقه،نفسش هم تبرکه...
يا علي مددي!
درويش مصطفا رفت اما هنوز حرف درويش مصطفا توي گوش علي زنگ مي زد
«تنها بنايي که اگر بلرزد،محکم تر مي شود،دل است! دل آدمي زاد.بايد مثل انار
چلاندش تا شيره اش در بيايد...حکماً شيره اش هم مطبوعه؟...عاشقي که هنوز غسل
نکرده باشد،حکماً عاشقه،نفسش هم تبرکه...»
نمي دانست غسل يعني چه،کلمه تبرک را هم از ماماني وباب جون شنيده بود،اما
معني اش را درست نمي دانست....فکر کرد.آرام گفت:مه تاب.دلش دوباره لرزيد.
بعد فرياد کشيد:
پس اين يعني عاشقي!
#من_او 📚
#رضا_امیر_خانی
@dokhtar_asemooni313
دختر آسـمانـی
درويش توي چشم هاي علي خيره شد.تبرزين را تکاني داد و گفت: ـ تنها بنايي که اگر بلرزد،محکم تر مي شود،دل
چقدر دلم میخواد دوباره بخونمش... بعد ۷ سال