📕✏از چیزی نمی ترسیدم
🌱⚘قسمت-پنجم
🌱⚘پدرم اهل نماز بود.شاید در آن وقت چند نفر نماز می خواندند؛اما پدرم به شدت تقیّد به نماز اول وقت داشت.نماز صبح را از روی ستاره و نماز ظهر را از روی سایه تشخیص می داد.
همانطور که به نماز تقّید داشت ،به حلال و حرام هم همین گونه بود. زکات همه مالش را،چه در گندم و جو و چه در گوسفندها،به موقع به سید محمد می داد...
🌱⚘پدرم نُهصد تومان بدهکار بود.به همین دلیل هی به خانه کدخدا رفت و آمد می کردکه به نوعی حل کند.بدهیِ پدرم مرا از مادرم بیشتر نگران کرد.به خاطر ترس از زندان افتادنِ پدرم ،بارها گریه کردم.
تصمیم گرفتم به شهر بروم و به هر قیمتی،قرض پدرم را ادا بکنم.پدر و مادرم هر دو مخالفت کردند.من تازه،وارد چهارده سال شده بودم؛آن هم یک بچه ضعیف که تا حالا فقط #رابُر را دیده بود...
&ادامه دارد...
#نشر حداکثری
⚘سلیمانی-شو⚘
#جان-فدا ❤
⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘
http://eitaa.com/raviannoorshohada
http://eitaa.com/maktabehajqasemsoleimani
سلام بر او ..
سلام بر او که بندگیش را زیست..
عابدانه،
عاشقانه،
سلام بر عزیزترین و مظلومترین
معلم عابد و عاشقمان
حضرتحسینبنعلیعلیهالسلام❤️
#شبزیارتۍسیدالشهداء
مارو از دعای خیرتون فراموش نکنید
⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘
http://eitaa.com/raviannoorshohada
http://eitaa.com/maktabehajqasemsoleimani
#یڪروایتعاشقانہ 💍🥀
ـــــــــــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ❥
دو جلسه با هم صحبت کردیم بیشتر حرف از جنگ بود و مسائل اخلاقی .
قبل از این که بروم وضو گرفتم دو رکعت نماز خواندم و کار را سپردم به خدا .
بعدها دست نوشته هایش را توی دفترچه یادداشت شخصی اش خواندم نوشته بود : برای جلسه خواستگاری با وضو وارد شدم و همه کارها را به خدا واگذار کردم
شهید حسن باقری
جانشین فرماندهی نیروی زمینی سپاه
⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘
http://eitaa.com/raviannoorshohada
http://eitaa.com/maktabehajqasemsoleimani
📕✏از چیزی نمی ترسیدم
🌱⚘قسمت-ششم
🌱⚘با احمد و تاجعلی که مثل سه برادر بوریم،با هم قرار گذاشتیم.راهی شهر شدیم، اتوبوس شب به شهر کرمان رسید.اولین بار ماشین هایی به آن کوچکی می دیدم(فولِکس و پیکان). محو تماشای آن ها بودم که اتوبوس روی میدان باغ ایستاد
.
⚘🌱هاج و واج مردم را نگاه می کردیم،مثل وحشی هایی که برای اولین بار انسان دیده اند!
مانده بودیم کجا برویم.خانه ی عبدالله تنها نشانیِ آشنای ما بود؛اما من و آن دو ،نه بلد بودیم سوار تاکسی شویم و نه آدرس می دانستیم. نوروز که مادرم ما را به او فرستاده بود و چند بار به شهر آمده بود،وارد بود.جلوی یک ماشین کوچکِ نارنجی را گرفت که به آن "تاکسی"می گفتند، گفت:"تاکسی، تهِ خواجو." به هر صورت به خانه ی عبدالله رسیدیم. عبدالله به خوبی استقبالمان کرد. با دیدن عبدالله سعدی گُل از گلِمان شکُفت . بوی همشهری ها، بوی مادرم، فامیلم، بوی دِه را استشمام کردم و از غربت بیرون آمدم...
&ادامه دارد...
#نشر حداکثری
⚘سلیمانی-شو⚘
#جان-فدا ❤
⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘
http://eitaa.com/raviannoorshohada
http://eitaa.com/maktabehajqasemsoleimani
🌹روایت گری تخصصی مکتب حاج قاسم
🌹برگزاری دوره و کارگاه آموزش تخصصی مکتب حاج قاسم
🌹 برگزاری مراسم یادواره، محفل انس و بزرگداشت حاج قاسم
🌹اعزام کاروان راهیان مکتب حاج قاسم به استان کرمان
👈 مدارس آموزش و پرورش،مدارس علمیه ، دانشگاه ها، مراکز، مساجد، پایگاه ها، هیئات مذهبی، سازمان ها و مجموعه های سراسر کشور در صورت درخواست موارد ذیل الذکر:
۱) راوی تخصصی مکتب حاج قاسم
۲) برگزاری دوره و کارگاه آموزش تخصصی مکتب حاج قاسم
۳) برگزاری مراسم یادواره، محفل انس و بزرگداشت حاج قاسم با حضور عوامل و تیم کامل
۴) اعزام کاروان راهیان مکتب حاج قاسم عزیز به استان کرمان با حضور خانواده های معظم شهدا و تیم های تخصصی هادی و راوی و مداح و برنامه های فرهنگی و اجرای سین به صورت کامل و...
لطفا درخواست خود را به شماره ۰۹۹۲۹۱۱۶۶۹۵ یا آیدی ذیل الذکر اعلام نمایند...
👇
@Xshahidegomnamefakkehvatalaeieh
⚘ستاد بزرگداشت سومین سالگرد شهادت حاج قاسم
⚘مکتب حاج قاسم عزیز
⚘مجمع راویان
⚘☘http://eitaa.com/sayarimojtabas
📕✏سه نیمه سیب🍎
⚘🌱_سرت را بالا بگیر ببینم چی گفتی.واقعا میخواهی زن بگیری؟
-آره مامان جون!آخه چجوری بگم من هنوز نگاهم به هیچ نامحرمی نیفتاده؛بدت می آد که اولین بار چشمم به زن خودم بیفته؟
-حالا بگو نظرت رو کی هست.
گونه هایش را عرق شرم پوشیده است.سرش پایین است و دارد لبش را می جود.پشت یک لبخند می گوید:"حالا خودت رو کس خاصی نظر نداری؟"
⚘🌱می روی توی فکر.تصویر دخترهای غریبه و آشنا ،در مقابل چشمانت به صف می شوند؛ یک لحظه،تصویر دختر ریزنقش خواهرت در نظرت برجسته می شود:
_زهرا،دختر خاله فاطمه،چطوره؟
مصطفی می خندد.
دیده ایش تا حالا؟
-کوچیک که بود ، آره...
-لازم باشه، می بینمش؛اما تو هم که بگی خوبه،قبوله.
-الهی،مادر فدات!من که از خدامه؛ولی توی طلبه با شونزده سال سن و درآمد صفر و سربازی نرفته،چی کار می خوای بکنی؟
-با دلخوری نگاهت می کند.بهش برخورده؛اما تو هم نمی توانی حرف هایت را نزنی...
&ادامه دارد...
راوی: مادر #شهیدان مصطفی و
مجتبی و مرتضی بختی
⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘
http://eitaa.com/raviannoorshohada
http://eitaa.com/maktabehajqasemsoleimani
🔶🔷#خوشحالی_یعنی
🔶خوشحالی یعنی
در نهایت شهید بشی
و متفاوت تموم کنی،
وگرنه مرگ که پایان همه داستان هاست…
⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘
http://eitaa.com/raviannoorshohada
http://eitaa.com/maktabehajqasemsoleimani
#یڪروایتعاشقانہ 💍🥀
ـــــــــــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ❥
سر سفره عقد نشسته بودیم کنار هم
بوی عطرش همه اتاق را پر کرده بود.
بله را که گفتم سرش را آورد زیر گوشم خیلی آرام و آهسته گفت: تو همون کسی هستی که میخواستم .
نگاهش کردم و از ته دل خندیدم
دستم را گذاشتم روی حلقه ازدواجمان
چشم دوختم به قرآن سفره عقد و از خدا طلب خوشبختی کردم
شهید جواد فکوری
فرمانده نیروی هوایی ارتش
⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘
http://eitaa.com/raviannoorshohada
http://eitaa.com/maktabehajqasemsoleimani
📕✏از چیزی نمی ترسیدم
⚘🌱قسمت_هفتم
⚘🌱درِهر مغازه و کافه و رستوران و کارگاه را می زدم و سوال می کردم:"آیا کارگر نمی خواید؟" همه یک نگاهی به قد کوچک و چثه نحیف من می کردند و جواب رد می دادند.
آخر، در یک ساختمان در حال ساخت وارد شدم.چند نوجوان مشغول کار کردن بودند. "اوستا علی" بچه ها به این نام صدایش می کردند. نگاهی به من کرد و گفت:"اسمت چیه؟"
گفتم:"قاسم"
-چند سالته؟
-گفتم:"سیزده "
-مگه درس نمی خونی؟
-ول کردم.
-چرا؟
-پدرم قرض دارد.
اشک در چشمانم جمع شد.منظره ی دست بندزدن به دست پدرم،جلوی چشمم آمد. اشک بر گونه هایم روان شد و دلم برای مادرم هم تنگ شده بود. "آقا، تورو خدا ، به من کار بدید!"
اوستا که دلش به رحم آمده بود، گفت:"می تونی آجر بیاری؟" گفتم:"بله." "روزی دو تومان بهت می دم، به شرطی که کارکنی." خوشحال شدم که کار پیدا کردم. اوستا صدایش را بلند کرد:" فردا صبح ساعت هفت،بیا سرِکار." گفتم:"فردا اوستا؟" یادم آمد شهری ها به "صبح"می گویند"فردا" گفتم "چشم"
خوشحال به سمت خانه عبدالله، استراحتگاه محلی ها، راه افتادم خبرِ کار پیدا کردن را به همه دادم...
&ادامه دارد...
#نشر حداکثری
⚘سلیمانی-شو⚘
#جان-فدا❤
⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘
http://eitaa.com/raviannoorshohada
http://eitaa.com/maktabehajqasemsoleimani
یک شماره بین ۱ تا ۱۸ انتخاب کنید و روی پیوند زیر بزنید و ببینید....
۱. digipostal.ir/cofa3zi
۲. digipostal.ir/cmdgvds
۳. digipostal.ir/cu961hs
۴. digipostal.ir/cabb62c
۵. digipostal.ir/c87kide
۶. digipostal.ir/ceiv42d
۷. digipostal.ir/csenas8
۸. digipostal.ir/cezkkiq
۹. digipostal.ir/c0enl2t
۱۰. digipostal.ir/ck0hv4j
۱۱. digipostal.ir/cfir815
۱۲. digipostal.ir/cjt5fhz
۱۳. digipostal.ir/cwbze98
۱۴. digipostal.ir/cwpcc6j
۱۵. digipostal.ir/cjarjqv
۱۶. digipostal.ir/cpexi3q
۱۷. digipostal.ir/cufmm0j
۱۸. digipostal.ir/c3fxydo
⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘
http://eitaa.com/raviannoorshohada
http://eitaa.com/maktabehajqasemsoleimani
✨پروردگارا....
🌸ما در مسیر به سوے تو آمدن
🌿تنهاتر از آنیم ڪه گفتنے باشد
✨خدایا
🌸با توڪل به اسم اعظمت
🌿شروع میڪنیم روز را
🌸و از تو میخواهیم امروز
🌿دست ما را ڪه مشترے گاه و بیگاه
🌸بازار مهر تو هستیم بگیری
🌿و به حال خود رهایمان نڪنی
🌸آمین یا رب العالمین
🍃بِسْـمِ ٱللهِ ٱلْرَّحْمٰـنِ الْرَّحیـمْ🍃
🌸 الهـے بـه امیـد تــو 🌸
🦋خدایا شڪرت 🦋
⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘🍂⚘
http://eitaa.com/raviannoorshohada
http://eitaa.com/maktabehajqasemsoleimani
🌹دوره تربیت مربی و استاد راوی مکتب حاج قاسم عزیز
هم اکنون در تهران در حال برگزاری می باشد...
⚘☘http://eitaa.com/sayarimojtabas
⚘☘http://eitaa.com/maktabehajqasemsoleimani
☘⚘
http://eitaa.com/raviannoorshohada