سلطان العارفین بایزید بسطامی گفت:
به صحرا شدم، عشق باریده بود و زمین تر شده بود؛ چنانکه پای به برف فرو شَود، به عشق فرو شدم.
از نماز جز ایستادگی تن ندیدم و از روزه جز گرسنگی شکم. آنچه مراست از فضل اوست، نه از فعل من.
@dorde_dard
روزه در ادیان الهی
۱_ روزه حضرت آدم علیهالسلام
حضرت آدم، اولین انسان خلق شدهی پروردگار، به همراه همسرش حوّا، ابتدا در بهشت ساکن بودند؛ طبق آیات قرآن کریم و روایات ائمهی معصومین علیهمالسلام، خداوند هرآنچه از نعمتها در بهشت بود به آنها ارزانی داشت؛ جز درختی که آن را منع نمود.
وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَٰذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ
و گفتیم: ای آدم تو با جفت خود در بهشت جای گزین و در آنجا از هر نعمت که بخواهید فراوان برخوردار شوید، ولی به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید بود. (بقره/۳۵)
شیطان به علت حسادت، با مکر و حیله به وسوسهی آنها پرداخت تا آنکه از میوهی ممنوعه تناول کردند؛ این عمل آنها سبب شد که از درگاه احدیت به مرحلهی دنیا هبوط یابند.
دوری از انبوه نعمت و از همه مهمتر نارضایتی پروردگار رحمان از آنها، روح و جانشان را میآزرد؛ اندوه، اشک و نالهی بیدریغ به همراه احساس ندامت، موجب توبه و بازگشت حقیقی آنها به دامان پرمهر خداوند گردید؛
" پس ندا کرد منادی از آسمان: امروز برای پروردگار خود روزه بدار؛ پس روزه داشت.
ثلث سیاهی برطرف شد؛ پس روز چهاردهم ماه به او امر رسید: روزه بدار امروز را برای پروردگار خود؛ پس روزه داشت؛ دو ثلث آن سیاهی برطرف شد؛
پس روز پانزدهم نیز به او ندا رسید و روزه داشت؛ پس همهی سیاهی از بدنش زائل شد و به این سبب این روزها را ایامالبیض گفتند."
#بحارالانوار
@dorde_dard
من به رسوایی پاکیزگی عادت دارم
تو به مستانگی وسوسهی انگوری . . .
#فاطمه_مظفری
@dorde_dard
من به نزدیک شما دیوانهام و شما به نزدیک من هشیار؛
جنون من از شدت محبت است و صحت شما از غایت غفلت؛
پس خداوند اندر دیوانگی من زیادت کناد تا قربم بر قرب زیادت شود.
#کشف_المحجوب
ذکر ابوبکر شبلی
@dorde_dard
حدیث عاشقیام را به لهجهی گلبرگ
هزاااار بار برایت، جدا جدا گفتم
اگر شکوفه تراوید از دو چشم بهار
من از شکوه تو دیدم و حبذا گفتم . . .
شعر و عکس
#فاطمه_مظفری
@dorde_dard
حکایتی آورده اند:
که پادشاهی بود و او را بندهای بود خاص و مقرّب عظیم. چون آن بنده قصد سرای پادشاه کردی اهل حاجت قصهها و نامهها بدو دادندی که «بر پادشاه عرض دار.»
او آن را در چرمدان کردی چون در خدمت پادشاه رسیدی تاب جمال او برنتافتی، پیش پادشاه مدهوش افتادی. پادشاه دست در کیسه و جیب و چرمدان او کردی به طریق عشق بازی که «این بنده مدهوش من، مستغرق جمال من، چه دارد؟»
آن نامهها را بیافتی و حاجات جمله را بر ظَهر آن ثبت کردی و باز در چرمدان او نهادی کارهای جمله را بی آن که او عرض دارد برآوردی چنین که یکی از آنها رد نگشتی بلکه مطلوب ایشان مظاعف و بیش از آن که طلبیدندی به حصول پیوستی. بندگان دیگر که هوش داشتندی و توانستندی قصههای اهل حاجت را به حضرت شاه عرضه کردن و نمودن از صد کار و صد حاجت یکی نادراً منقضی شدی.
#فیه_ما_فیه
#مولانا
@dorde_dard
دُردِ دَرد . . .
حکایتی آورده اند: که پادشاهی بود و او را بندهای بود خاص و مقرّب عظیم. چون آن بنده قصد سرای پادشاه
الهی گاهی نگاهی به چرمدان حاجات ما که
اگر از تو بازمانم به که چشم بازدارم؟!😔
وفدت علی الکریم بغیر زاد من الحسنات والقلب السلیمی
وحمل زاد اقبح کل شیء اذا کان الوفود علی الکریمی . . .
منسوب به
#امیرانسوجان_علیع
@dorde_dard
چه خوش باشد که ما در گوشهای باشیم
و او با ما . . .
#هلالی_جغتایی
@dorde_dard
اگر تعمیر این دلهای شکسته نتوانی کرد، باری چنان مکن که شکستهتر گردانی.
#محیالدین_عربی
@dorde_dard