دلخوشی را به خانه دعوت کن
عاشقی را دوباره عادت کن
من پر از قرنهای تنهایم
تو مرا گاهگاه فرصت کن...
در جهانی که پر ز کثرت هاست
با من این بار قصد وحدت کن...
آسمانا! قسم به روشنیات
دستهای مرا اجابت کن
آی دنیا بس است آشوبت
کمترک با بشر لجاجت کن
بغض من باز سرکشی نکنی
لطفا این بار هم نجابت کن...
زخم بر زخم دیدهام هر بار
حال خوش! درد را طبابت کن
دردِ دلها زیاد و فرصت کم
به همین قدرها کفایت کن...
#فاطمه_مظفری
@dorde_dard
تو ای خاک ایران بزی جاودان
شکوهنده با فره باستان
همیشه ز تو دور دست بدی
نگهدار تو نیروی ایزدی
#فردوسی
@dorde_dard
مرا حق نباشد که با وجود این قوم در کاروانسرای روم؟!
با بیگانه خوشتر که با اینها!!
#شمس_تبريزى
@dorde_dard
روضهی اصغر نه اینها نیست، آن جاییست که
پشت خیمه چشم در چشم رباب، ارباب شد . . .
#علی_سلیمیان
@dorde_dard
شحنهی دیدهوری کو که در این فصل بهار
هر که دیوانه نگشتهست به زنجیر کند...
#صائب_تبریزی
📸فاطمه مظفری
@dorde_dard
کاش ما آن دو پرستو بودیم
که همه عمر سفر میکردیم
از بهاری
به بهار دیگر . . .
#فروغ_فرخزاد
📸فاطمه_مظفری
@dorde_dard
ای پنجهبازکرده براین طارم بلند
درسینهی سفالیِ گلدانِ خوردهبند
ای مخمل کشیده به دیبای پرنیان
از ترمهی تنیده به کشمیری پرند
ای وَزمهی بهار ازین درّهها برآی
بر دشت بیگلاره ما تاج گل ببند
از کوچه باغ سبز بخارا به قونیه
از جلگهی طراز به صحرای تاشکند
آوازهی شگفتی شیراز و اصفهان
یادآور بزرگی فرغانه و خجند
زنگولههای برفی پامیر و پنجشیر
بر دشتها و دامنهها سرخوش و لوند
ای زاگرس شکوه دماوند و زردکوه
ای چابهار دامن جغتای ای سهند
سرچشمهی چنار کهنبرگ خورهه
میبینمت به روشنی لالهی هلند
شیپوری شکفته در ایوان لاجورد
کز سینهی نهنج تو در صور میدمند
خورشید وآب و باد به همدستی بهار
گردت نشستهاند به زیباییات رسند
ای اضطراب ساعت دیدار دلبخواه
ای انتظار لحظهی جانکاه دلپسند
پاییز پینهدوز کجا واکس میزنی
دوشیزه بهار گل نرگست به چند
میخواهمت نه اینکه بخواهم برای خویش
میجویمت نه آنکه بجویم به چونوچند
در پیچ وتاب ساحل زیباییات چوباد
این واژهها همیشه برآشفتهی تواند
ای گنج سرنگون شده درکام باختر
ای خاورِ میانهی درخاکوخون بخند
چشمی به شوق مهر فروزندگان بدوز
خشمی به چشم خاک فروخوردگان ببند
#شباهنگ
@dorde_dard
نشسته برتن صحرا بهار، جوی به جوی
نسیم پر شده از عطر یار، کوی به کوی
چمن بهشوق برآمد به رنگوبوی بهار
و شسته چهرهی خود را به ژاله، رویبهروی
شکوفه سرزده از هر طرف به ساز بهار
دمیده بر سر هر شاخ و برگ، تویبهتوی
زمان، شکوهِ سماع است و بیدلان مستند
زمین به عشوه گشودهست زلف، موی به موی
به هر طرف که نظر میکنیم رنگ خداست
و " لن ترانی " او جلوه کرد، سوی به سوی
شعر و عکس
#فاطمه_مظفری
#املش_تمیجان
@dorde_dard
اگر شکوفه تراوید از دو چشم بهار
من از شکوه تو دیدم و حبذا گفتم . . .
شعر و عکس
#فاطمه_مظفری
@dorde_dard
میلاد گل مبارک، در موسم بهاران
مطرب ترانه سر ده، با رقص باد و باران
تنپوش دشت و صحرا، از مخمل است و دیبا
گلواژه می تراود، از کلک گلنگاران
از نکهت بهاری در شاخهی درختان
ناز شکوفه ترسم، جان گیرد از هَزاران
تا زلف بید ریزد، ناز و کرشمهی دل
دریاب پیچ و تاب گیسوی آبشاران . . .
اثر آیت الله #حسن_مظفری
@dorde_dard