eitaa logo
دُردِ دَرد . . .
138 دنبال‌کننده
720 عکس
200 ویدیو
3 فایل
ساقی بریز میکده‌ای در گلوی ما. . . صفحه کوچک علاقه‌مندی‌های فاطمه مظفری شعر، عکس، عرفان و . . . @Fm0zaffari
مشاهده در ایتا
دانلود
بر برگ‌برگ ساحت گُل ریشه داشتیم دستان خاردیده‌ی بی‌کینه داشتیم . . . شعروعکس @dorde_dard
شبیه حالت بغضی که در گلو ماندَه‌ست هزار سال مرا با تو گفت‌وگو مانده‌ست چگونه صرف کند من، تو، ما، شما، ایشان برای آن‌که فقط یک ضمیرِ او مانده‌ست شراب خورده‌ای و هیچ جای کتمان نیست که جای دست تو بر گردن سبو مانده‌ست دلم میان لب و چشم و زلف و قامت تو چو کودکی‌ست که حیران به چارسو مانده‌ست شمیمی از تن تو در ازل به آینه خورد هنوز در دل آیینه رنگ و بو مانده‌ست اگر که تشنه‌ی رسوایی منی، بنشین! یکی دو قطره برایم از آبرو مانده‌ست به آسمان که رسیدی پرنده‌ی آزاد! بگو که پای من اینجا به گِل فرو مانده‌ست به باده غسل نمودیم و در نماز شدیم هنوز واعظ بیچاره بی‌وضو مانده‌ست هزار مسئله از عشق گفته‌ایم اما هزار نکته‌ی باریک‌تر ز مو مانده‌ست . . . @dorde_dard
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مسجد و منبر و محراب، خیابان شده است به تنِ ماذنه‌ها رایتِ ایران شده است سجده بر خاک خیابان بکنید ای مردم که قدمگاه خداوند شهیدان شده است به غمِ زنده‌ی ماکان و به میناب قسم که زن و پیر و جوان، فاتحِ میدان شده است قطره در قطره به آغوش بهار آمده‌اید رودها!فرصتِ بوسیدن باران شده است # تشت رسوایی‌تان از سر بام افتاده فتنه‌ی شُربِ یهود است، که عریان شده است مرگ بر مذهب خونخوار ِ خیانتگرتان خجل از خوی شما حتی شیطان شده است بهراسید از این مردم آماده‌به‌رزم که پر از کینه‌ی‌تان تا بُنِ دندان شده است دستِ حق یاورِ پیروزی موشک‌هامان خون بگریید که هنگامه‌ی تاوان شده است یک قدم مانده به نابودی صهیون خبیث آفتابِ سحرِ فتح، نمایان شده است ۱۴۰۵/۱/۳۰ @dorde_dard
نقش نامت کرده دل محراب تسبیح وجود تا سحر تسبیح‌گویان روی در محراب داشت . . . @dorde_dard
حد اعلای ادب را من رعایت کرده‌ام تا نشستی در دلم، از خویشتن برخاستم @dorde_dard
به تیغ می‌زد و می‌رفت وباز می‌نگریست که ترک عشق نگفتی،سزای خود دیدی . . .   @dorde_dard
بر آتش تو نشستیم و دود شوق برآمد تو ساعتی ننشستی که آتشی بنشانی . . . @dorde_dard
سَلِ المَصانِعَ رَکباً تَهیمُ في الفَلَواتِی تو قدرِ آب چه دانی که در کنارِ فُراتی؟ شبم به رویِ تو روز است و دیده‌ها به تو روشن و إِن هَجَرتَ سَواءٌ عَشِیَّتي و غَداتي اگر چه دیر بماندم امید برنگرفتم مَضَی الزَّمانُ و قلبي یَقولُ إِنَّکَ آتٍی من آدمی به جمالت نه دیدم و نه شنیدم اگر گِلی به حقیقت عَجین آبِ حیاتی شبانِ تیره امیدم به صبحِ رویِ تو باشد و قَد تُفَتَّشُ عَینُ الحیوةِ فِي الظُّلماتِی فَکَم تُمَرِّرُ عَیشي و أنتَ حاملُ شَهدٍ جوابِ تلخ بدیع است از آن دهانِ نباتی نه پنج روزهٔ عمر است عشقِ رویِ تو ما را وَجَدتَ رائِحَةَ الوُدِّ إِن شَمَمتَ رُفاتي وَصَفتُ کُلَّ مَلیحٍ کما یُحِبُّ و یَرضیٰ مَحامدِ تو چه گویم؟ که ماورای صفاتی أخافُ مِنکَ و أرجو و أستَغیثُ و أدنو که هم کمندِ بلایی و هم کلیدِ نجاتی ز چشمِ دوست فتادم به کامهٔ دلِ دشمن أحِبَّتي هَجَروني کَما تَشاءُ عُداتي فراقنامهٔ سعدی عجب که در تو نگیرد و إِن شَکَوتُ إِلَی الطَّیرِ نُحنَ في الوُکَناتِی @dorde_dard
07 - Avaz.mp3
زمان: حجم: 4.1M
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد دگر نصیحت مردم حکایتست به گوشم مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم من رمیده دل آن به که در سماع نیایم که گر به پای درآیم به دربرند به دوشم بیا به صلح من امروز در کنار من امشب که دیده خواب نکردست از انتظار تو دوشم مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم به زخم خورده حکایت کنم ز دست جراحت که تندرست ملامت کند چو من بخروشم مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن سخن چه فایده گفتن چو پند می‌ننیوشم به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم @dorde_dard
پژواک درخت و اندیشه‌ای به ژرفای سکوت در تداوم آینه . . . شعر و عکس @dorde_dard
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا