eitaa logo
دُردِ دَرد . . .
142 دنبال‌کننده
726 عکس
200 ویدیو
3 فایل
ساقی بریز میکده‌ای در گلوی ما. . . صفحه کوچک علاقه‌مندی‌های فاطمه مظفری شعر، عکس، عرفان و . . . @Fm0zaffari
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تَكُونُ لَنَا عِيدًا لِأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآيَةً مِنْكَ
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اگر اندامم درد کند شفا تو دهی چون «تو»‌ام درد کنی شفا که دهد؟ @dorde_dard
بعضی باشند كه سلام دهند و از سلام ايشان بوی دود آيد! بعضی باشند كه سلام دهند و از سلام ايشان بوی عود آيد! اين را كسی دريابدكه او را مشامی باشد! @dorde_dard
صد خامه بشکنی که به مشق ادب رسی معلمی شغل نیست؛ عشق است؛ تعلیم، تنها جانِ شیفته‌ای را شاید که عشق را در طبق‌های نور، به پویندگان طریق حقیقت عرضه دارد؛ علم و حلم را سرآمد، نیکوگفتار و آینه‌کردار باشد. ای جان‌های پاک، این عشق گوارایتان!❤️🌺 @dorde_dard
این کیک شاعرانه هم تقدیم به اساتید و معلمان کانال😍 @dorde_dard
باغ کاغذی هنوز عاشقم آن مهربانِ دانا را کسی که یاد به من داده بود الفبا را کسی که ساخت مرا آشنا به واژه‌ی آب سپرده بود به دستم کلید دریا را کسی که قلب وی از آسمان سخی‌تر بود چو می‌نواخت به بارانی از صدا، ما را همیشه در وسط ذهن کودکانه‌ی من نشسته بود به پاسخ سؤالِ دنیا را کسی که بر سر میزش همیشه گلدان بود کسی که دوست نمی‌داشت غیر گل‌ها را کسی که بوسه به رویم به خواب می‌زد اگر به هر بهانه نمی‌خواست عذر دعوا را کسی که بار نخستین به دست من بنهاد به باغ کاغذی عشق، دست «سارا» را به شکل مادرِ من بود گاه و می‌رویاند حضور دایم او لحظه‌های زیبا را حضور طرحی از او در خیال من باقی‌ست زمان خراب نکرد این بنای رؤیا را کجاست تا که ببیند شیار چهره‌ی من کسی که توصیه می‌کرد خطّ خوانا را خوشا صفای می هفت سالگی، ای دل! هنوز تشنه‌ام آن جرعه‌ی گوارا را @dorde_dard
نخفته‌ایم که شب بگذرد، سحر بزند که آفتاب چو ققنوس، بال و پر بزند نخفته‌ایم که تا صبح شاعرانه‌ی ما ز ره رسیده و همراه عشق، در بزند نسیم، بوی تو را می‌برد به همره خود که با غرور، به گل‌های باغ سر بزند . . . @dorde_dard
انوشیروان را معلمى بود؛ روزى معلم او را بدون تقصیر بیازرد؛ انوشیروان کینه او را به دل گرفت تا به پادشاهى رسید. روزى او را طلبید و با تندى از او پرسید که: چرا به من بى سبب ظلم نمودى ؟ معلم گفت : چون امید آن داشتم که بعد از پدر به پادشاهى برسى . خواستم که تو را طعم ظلم بچشانم تا در ایام سلطنت به کسى ظلم ننمائى ... 📚امثال و حکم @dorde_dard
در امتداد بهار😍 @dorde_dard
کوله باری به دوش، دوشش بود زخم بر دوش سخت‌کوشش بود تیغها می‌خلید پایش را خار در چشم عیب پوشش بود در فتانت یگانه‌ی دوران در سیاست رهین هوشش بود صبر از طاقت و توان افتاد زان مهابت که در خروشش بود طعنه‌ها می‌شنیدم و دیدم یوسفی لحظه‌ی فروشش بود تلخی لحظه‌های بدرودش شوکرانی ز غصه نوشش بود چه غم آهنگی از شکسته دلی نغمه‌ی الرحیل، گوشش بود شعله ور بود آتش طبعم دیگ اندیشه‌ام به جوشش بود حضرت آیت الله @dorde_dard