من به راهی میروم کانجا قدم نامحرم است
از مقامی حرف میگویم که دم نامحرم است
خوشدلم گر دیدهی من شد سفید از انتظار
کز پیِ دیدار جانان دیده هم نامحرم است
ای اسیر عشق! طعن بیغمی بر من مزن
خلوتی دارم به یاد او که غم نامحرم است
ما اگر مکتوب ننوشتیم عیبِ ما مکن
در میان راز مشتاقان قلم نامحرم است
#فیضی_دکنی
@dorde_dard
من سفر کردم از خودم به خودم
ردّ این راه مانده بر پایم
حال
اینجا
نشسته در دیروز
در تماشای صبحِ فردایم
شعروعکس
#فاطمه_مظفری
@dorde_dard
که هووشیار شدم بر سرم شراب بریز
به خوشههای جنون رقص آفتاب بریز
بشارتی که نیارد خبر ز آمدنت
بسوز و بر کفنم آیهی عذاب بریز
قدم زدم همهی وسعت خیالم را
به لایلایی چشمم، شبِ شهاب بریز
سوال پشت سوالم، به شک یقین دارم
برای این همه تردید، یک جواب بریز
پر از ترانهی امید شد قنوت دلم
برای شام دعا، صبحِ مستجاب بریز . . .
شعروعکس
#فاطمه_مظفری
@dorde_dard
دو نعمت است که بالاترین نعمتهاست
شراب خوردن و در پای یار غلتیدن . . .
#صائب_تبریزی
@dorde_dard
در دستِ مَنَت همیشه دامن بادا!
وآنجا که ترا پای، سَرِ من بادا
برگم نَبُوَد که کس ترا دارد دوست
ای دوست! همه جهانْت دشمن بادا
#سنایی_غزنوی
@dorde_dard
دُردِ دَرد . . .
در دستِ مَنَت همیشه دامن بادا! وآنجا که ترا پای، سَرِ من بادا برگم نَبُوَد که کس ترا دارد دوست ای د
با دشمن و با دوست بدت میگویم
تا هیچکست دوست ندارد جز من . . .
#عنصری_بلخی
@dorde_dard
من از لجاجتِ این روزگار میترسم
من از دیار بدون بهار، میترسم
نگاه خیرهی من، سالها به سمت تو بود
که از دقایقِِ در انتظار میترسم
قرارمان سر هر وقتِ بیقراری بود
من از هجوم دل بیقرار میترسم
از آن شبی که تو با ریل همسفر شدهای
من از عبورِ شبِ هر قطار، میترسم
تو را به جان سپیدارها قسم که نرو
بدون بودنت از شام تار، میترسم
طناب میشود این شهر دورِ گردنِ من
من از تداوم این انتحار میترسم
من از دیار بدون بهار میترسم
من از لجاجت این روزگار میترسم . . .
شعروعکس
#فاطمه_مظفری
@dorde_dard
4_5877738829921656724.mp3
زمان:
حجم:
2.8M
کِی رفتهای ز دل که تمنا کنم تو را
کِی بودهای نهفته که پیدا کنم تو را
غیبت نکردهای که شوَم طالبِ حضور
پنهان نگشتهای که هویدا کنم تو را
با صد هزار جلوه برون آمدی که من
با صد هزار دیده تماشا کنم تو را
چشمم به صد مجاهده آیینهساز شد
تا من به یک مشاهده شیدا کنم تو را
بالای خود در آینهٔ چشم من ببین
تا با خبر ز عالم بالا کنم تو را
مستانه کاش در حرم و دیر بگذری
تا قبلهگاه مؤمن و ترسا کنم تو را
خواهم شبی نقاب ز رویت برافکنم
خورشید کعبه، ماه کلیسا کنم تو را
گر افتد آن دو زلف چلیپا به چنگ من
چندین هزار سلسله در پا کنم تو را
طوبی و سدره گر به قیامت به من دهند
یکجا فدای قامت رعنا کنم تو را
زیبا شود به کارگه عشق کار من
هر گه نظر به صورت زیبا کنم تو را
رسوای عالمی شدم از شور عاشقی
ترسم خدا نخواسته رسوا کنم تو را
با خیل غمزه گر به وثاقم گذر کنی
میر سپاه شاه صفآرا کنم تو را
شعرت ز نام شاه، #فروغی شرف گرفت
زیبد که تاج تارک شعرا کنم تو را
🎙#فاطمه_مظفری
@dorde_dard