☘معنا داری عناوین در کتب معقول☘
📝در کتب سنتی هریک از عناوین بار معنایی خاصی دارد ؛ که غفلت از آنها موجب اشتباهاتی در فهم مطالب مذکور در ذیل آن بحث می شود؛ برای نمونه عنوان «تنبیه» در کتب معقول (و نیز بسیاری از کتب غیر معقول) نوعا دال بر بداهت مطلب است است ،و گاهی نیز عنوان «تنبیه» اشاره به آن دارد که مطلب مذکور از میان مباحث قبل فهمیده شده است و اینک به آن توجه ویژه می شود.
🔻نمونه دیگر از معنا داری عناوین در کتب معقول تعبیر به «نهج» و «نمط» در اشارات بوعلی است که شرح آن را از بیان مرحوم علامه حسن زاده نقل می کنیم : مرحوم شيخ در «اشارات»، [هریک بخش های ]منطق را به «نهج»، يعنى «راه» تعبير كرد، زيرا منطق وسيله و باب و طريق بود و شيخ، ابواب منطق اشارات را بر ده نهج تقسيم كرد1⃣ و نيز حكمت اشارات را به ده «نمط» تقسيم كرد، منطق راه بود، لذا از آن به نهج و از حكمت، كه جاى نشستن بود، به نمط، يعنى نمد تعبير گردد، گويى آنكه راه را سير كرده در اينجا بنشيند و به حكمت برسد.»2⃣
🔻مرحوم آخوند صاحب اسفار نیز در این کتاب شریف سه عنوان کلان به کار برده است : مسالک ، مواقف و ابواب. وی مباحث الهیات بالمعنی الاعم (از جلد یک تا پایان جلد پنج 3⃣) را «مسالک» نامیده یعنی راه هایی که باید طی شود و طرقی که باید برای وصول به مقصد پیموده شود. و مباحث الهیات بالمعنی الاخص (ج ۶ و ۷) را «مواقف» نامیده است زیرا آنجا محل وقوف و توقف است چون در آنها برای سالک خداشناسی حاصل می شود و این مقدمه و طریق برای علم دیگر نیست.
همچنین مرحوم ملاصدرا مباحث نفس (ج ۸ و ۹ ) را به «ابواب» تعبیر می کند چون معرفت به نفس باب ورود به عالم ملکوت و دست یابی به شناخت خداوند است و به تعبیر مرحوم آخوند :«معرفة النّفس مفتاح خزائن الملكوت»
______________________________________
1⃣ تبویب مباحث علم در ده بخش نیز نکته ای دارد که بعدا خواهیم گفت.ان شا الله.
2⃣ شرح فارسی الاسفار الاربعه - 1، صفحه 93.
3⃣ از اغلاط مشهور آن است که مباحث جلد چهارم و پنجم اسفار که در جواهر و اعراض است را بخش طبیعیات اسفار می گویند در حالی که به تصریح مرحوم آخوند تمام کتاب اسفار در الهیات است ( به معنای اعم و اخص) و طبیعیات در اسفار نداریم.بدین معنا که مباحث جواهر و اعراض را از نگاه الهیاتی بررسی می کند نه نگاه طبیعی.فلیتامل.
https://eitaa.com/doroosobohoos
🌷دعای بیست و چهارم صحیفه سجادیه🌷
❇️ ضمن تبریک سالروز میلاد حضرت صدیقه کبری سلام علیها ، امیدواریم همیشه مشمول عنایات خاصه آن بزرگ بانوی عالم هستی باشیم ، به تعبیر مرحوم محقق اصفهانی ره در انوار قدسیه:
فَإنَّها قُطْبُ رَحَى الْوُجودِ
فى قَوْسَىِ النُّزولِ وَ الصُّعودِ
🔻 چون امروز به نام روز مادر نیز نامیده شده است پیشنهاد می کنم دعای بیست و چهارم صحیفه سجادیه که تعلیم دعا برای پدر و مادر است را بخوانیم تا مقداری با حقوقی که پدر و مادر بر ما دارند آشنا شویم و در ادای آن بکوشیم.
🔻مرحوم علامه سید علیخان در مقدمه شرح این دعا در ریاض السالکین می نویسد :
«اعلم أنّ تعظيم الأبوين أمر معتبر في جميع الشرائع، و مركوز في كلّ العقول، و حسبك أنّ اللّه سبحانه نصّ على ذلك في غير موضع من كتابه المجيد، و ورد في الأخبار النبويّة ما يضيق عنه نطاق الحصر. و من تعظيمهما و الإحسان إليهما أن يحبّهما من صميم القلب، و يراعي دقائق الأدب في خدمتها و الشفقة عليهما، و يبذل وسعه في رضاهما، و لا يمنع كرائم أمواله عنهما، و يجتهد في تنفيذ وصاياهما، و يذكرهما في صالح دعائه»
«ریاض السالکین فی شرح صحیفة سید الساجدین صلوات الله علیه - 4، صفحه 41»
https://eitaa.com/doroosobohoos
السلام علیک یا مولای یا اباصالح المهدی عجل الله تعالی فرجک الشریف
شنیدهام سخنی خوش که پیرِ کنعان گفت
«فِراق یار، نه آن میکند که بتوان گفت»
حدیثِ هولِ قیامت که گفت واعظِ شهر
کنایتیست که از روزگارِ هجران گفت
نشانِ یارِ سفرکرده از کِه پُرسم باز؟
که هر چه گفت بَریدِ صبا، پریشان گفت
فغان که آن مهِ نامهربانِ مِهرگُسِل
به تَرکِ صحبتِ یاران خود چه آسان گفت
من و مقامِ رضا بعد از این و شُکرِ رقیب
که دل به دردِ تو خو کرد و ترکِ درمان گفت
غمِ کهن به میِ سالخورده دفع کنید
که تخم خوشدلی این است؛ پیرِ دهقان گفت
گره به باد مزن گر چه بر مراد رود
که این سخن به مَثَل، باد با سلیمان گفت
به مهلتی که سپهرت دهد ز راه مرو
تو را که گفت که این زال تَرک دَستان گفت؟
مزن ز چون و چرا دم که بندهٔ مُقبِل
قبول کرد به جان، هر سخن که جانان گفت
که گفت حافظ از اندیشهٔ تو آمد باز؟
من این نگفتهام آن کس که گفت بُهتان گفت
https://eitaa.com/doroosobohoos
🌺اهمیت ترک وابستگی ها در سلوک 🌺
▫️و لن تصل الى حقایق الشقایق و شقایق الحقایق حتى تنقطع عن هذاه العلائق و العوائق و تقطع نفسک عن العلائق و العوائق، و لنعم ما قال شیخ الطریقه و مفتى الشریعه و صـاحب الحقیقه:
از حقیقت بر تو نگشاید دری
زیـن مـجازی مردمان تا نگذری
(بخشی از نامه شیخ حسنعلی اصفهانی به یکی از ارادتمندان خویش. نشانی از بی نشان ها ج ۱ ص ۱۲۱)
▫️پ.ن: منظور از شیخ الطریقه شیخ بهائی علیه الرحمه است.
https://eitaa.com/doroosobohoos
#حافظ
#فال_حافظ
شیخ عباس قمی رحمه الله در الکنی و الالقاب در ترجمه حافظ چنین می نویسد:
الحافظ الشيرازى شمس الدين محمد العارف الكامل الشيعي الامامي صاحب الديوان المعروف.
قال الجلبي في كشف الظنون ذكر مرتب ديوان الحافظ في ديباجته ان مولانا الحافظ لم يرتب ديوانه لكثرة اشتغاله بتحشية الكشاف و المطالع و درسهما فرتب بعده باشارة قوام الدين عبد اللّه و هو ديوان معروف متداول بين اهل الفرس و يتفاءل به،و كثيرا ما جاء بيت منه بحسب حال المتفائل،و لهذا يقال له: لسان الغيب انتهى.
توفى الحافظ المذكور في حدود سنة ٧٩١ و دفن في شيراز عند باب البلد و قبره معروف هناك و اتفق مروري به سنة ١٣١٩ فى رجوعى من بيت اللّه الحرام الى قم المحروسة على طريق شيراز ( الکنی و الالقاب ، ج۲ ، ص ۱۶۷ ، ذیل "الحافظ")
🔻 شیخ عباس با تعبد بالایی که داشته به سر قبر حافظ رفته است و مهم تر اینکه از او با تعبیر " عارف کامل شیعی امامی " یاد می کند.
🔻 چه زیباست غزل مرحوم ملاهادی سبزواری در مدح حافظ :
هزاران آفرین بر جان حافظ
همه غرقیم در احسان حافظ
ز هفتم آسمان غیب آمد
لسان الغیب اندر شان حافظ
پیمبر نیست لیکن نسخ کرده
اساطیر همه دیوان حافظ
چه دیوان کز سپهرش جم دیوان
نموده کوکب رخسان حافظ
هر آندعوی کند سحر حلال است
دلیل ساطع البرهان حافظ
ایا غواص دریای حقیقت
چه گوهرهااست در عمان حافظ
نه تنها آن وحسنش درنظر هست
طریقت با حقیقت آن حافظ
بیا اسرار تا ما برفشانیم
دل و جان در ره دربان حافظ
به بند اسرار لب را چون ندارد
سخن پایانی اندر شان حافظ
🔻 نقل چلبی (حاجی خلیفه معروف به کاتب چلبی)از مقدمه دیوان حافظ (از گلندام ) نیز نشان از شهرت بالای لقب لسان الغیب حافظ و فال های معجزه گون حافظ دارد:
این گنج معانی که تهی از عیب است
نقشی است که از صحیفه ی لاریب است
مشهور جهان به فیض روح القدس است
مذکور زبان ها به لسان الغیب است
به ناامیدی از این در مرو بزن فالی
بود که قرعه دولت به نام ما افتد
https://eitaa.com/doroosobohoos
اعجاز قرآن از دیدگاه جرجانی
🔰 راجع به اعجاز قرآن از قرون اولیه تاریخ اسلام مباحث گسترده ای انجام گرفته است.اوج تکاپوی علمی در حل فصل مشکل اعجاز مربوط به قرن چهارم و پنجم است.زمانی که بسیار از علماء قائل به نظریه «صرفه» شدند.
❇️ در این میان شیخ عبدالقاهر جرجانی با ابطال نظریه صرفه ، دیدگاهی جدید را پایهگذاری کرد که می توان آن را «اعجاز بلاغی در بستر نظم کلام» نام نهاد. براساس این نظریه تمام خصوصیات اعمال شده در آیات قرآن از گزینش نوع جمله و چینش تکتک کلمات گرفته تا کیفیات واژگان (از قبیل تعریف و تنکیر ، افراد و جمع و...) همه و همه به بهترین نحو ممکن اتخاذ شده اند به طوری که امکان ندارد در هر کلام و کلمه ای از قرآن حکیم بهتر از آن گزینش کرد.
جرجانی در مقدمه دلائل الاعجاز در عبارتی کوتاه این مطلب را بدین نحو بیان می کند:
«بهرهم أنهم تأملوه سورة سورة، و عشرا عشرا، و آية آية، فلم يجدوا في الجميع كلمة ينبو بها مكانها، و لفظة ينكر شأنها، أو يرى أن غيرها أصلح هناك أو أشبه، أو أحرى و أخلق» (دلائل الإعجاز ، تحقیق هنداوی ، ص ۳۶)
🔻وی برای اثبات این ادعا علم نحو را پایه مباحث خود قرار داد و با بهره گیری از تراث شعری و ادبی عرب ، و با تحقیقات گسترده سرانجام موفق به تأسیس علم معانی شد.
❇️ شیخ عبدالقاهر به دنبال این بود که ذوق و احساس زیباشناختی انسان را به شکل علمی به اثبات برساند و به نحوی آن را تئوریزه کند.او کتاب دلائل را دقیقا به همین غرض تصنیف کرد چنان که می نویسد :
« جملة ما أردت أن أبيّنه لك: أنه لا بدّ لكل كلام تستحسنه، و لفظ تستجيده، من أن يكون لاستحسانك ذلك جهة معلومة و علّة معقولة و أن يكون لنا إلى العبارة عن ذاك سبيل، و على صحة ما ادعيناه من ذلك دليل.
(دلائل الإعجاز ، صفحه 37)
🔸 اما با این حال شاید بتوان با تسلط بر مباحث جرجانی که اکثر آنها در «مطول» به خوبی بازتاب پیدا کرده است پاره ای از دقائق و ظرائف قرآن کریم را رمز گشایی کرد اما برای اثبات ادعایی که جرجانی در عبارت مذکور مطرح کرد هنوز راههای نرفته و کارهای انجام نشده ی بسیاری وجود دارد.
https://eitaa.com/doroosobohoos
🔹 عدم توجه به قواعد علم بیان ، و نداشتن مهارت در تحلیل بیانی جملات آفات زیادی را به دنبال دارد.غفلت از قرینه مجاز یا کنایه چه بسا باعث شود شخص معنای حقیقی یا معنای اصلی را ملاک قرار دهد و بر آن بنایی سست بنیان نهاده و گمان کند عبارت را درست متوجه شده است. یکی از نمونه های این سخن را می توانید در مطلب زیر مشاهده کنید.👇
هدایت شده از استاد عشایری منفرد
بسم الله الرحمن الرحیم
⚡️آیا امام صادق علیهالسلام برای برخی پرسشهای فقهی، پاسخی نداشتند؟!
جناب آقای مدرسی طباطبایی، در کتاب نص و تفسیر، ظاهرا در مقام شمارش فضائل امام صادق علیهالسلام آوردهاست که ایشان وقتی «پاسخی برای پرسشی نداشتند، صراحتا به مخاطبشان اعلام میکردند!!» (نستجیر بالله!). برای اثبات این ادعا به روایتِ عیص بن قاسم استناد کرده است. این روایت، یکی از چندین روایت شیعی است که با دیدگاه مشهور تعارض دارند و ظاهراً کفاره وطی حائض در آنها، نفی شده است (استبصار 1/134 و 135).
متن روایت عیص بن قاسم، که مورد استناد آقای طباطبایی قرار گرفته چنین است: «...عَنْ عِيصِ بْنِ الْقَاسِمِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ وَاقَعَ امْرَأَتَهُ وَ هِيَ طَامِثٌ قَالَ لَا يَلْتَمِسُ فِعْلَ ذَلِكَ فَقَدْ نَهَى اللَّهُ أَنْ يَقْرَبَهَا قُلْتُ فَإِنْ فَعَلَ أَ عَلَيْهِ كَفَّارَةٌ قَالَ لَا أَعْلَمُ فِيهِ شَيْئاً يَسْتَغْفِرُ اللَّهَ تَعَالَى: از امام صادق علیهالسلام درباره مردی که در زمان حیض، با همسر خویش درآمیخته پرسیدم، ایشان فرمودند: نباید چنین کاری انجام بدهد چراکه خداوند از نزدیکی با او نهی فرموده است. گفتم: حالا اگر انجام داد، باید کفارهای بپردازد؟ حضرت فرمودند: من [در لوح محفوظ] کفارهای برای این عمل سراغ ندارم، برود استغفار بکند». (تهذیب 1/164)
🔰آنچه موجب فریب آقای مدرسی طباطبایی شده، کمدقتی به بُعد کناییِ تعبیرِ «لَا أَعْلَمُ فِيهِ شَيْئاً» است.
واقعیت این است که «نفی العلم» از تعابیری است که در عرف اهل لسان، به عنوان کنایه از «نفی معلوم» با فراوانی بالایی، به کار رفته است. چنانکه یکی از حکیمان عرب گفته است: «لَا أعلَمُ دَرَجَةً أرفَعَ من الرّضَا: مقامی بالاتر از مقام رضا نمیشناسم» (ابن ابیالحدید 3/156) این جمله،کنایه از این است که: «مقامی بالاتر از مقام رضا وجود ندارد».
◀️«نفی العلم» به عنوان کنایه از «نفی المعلوم»، به جهت اینکه موجب زیبایی و توسعه معنا میشود، در قرآن کریم نیز کراراً به کار رفته است. برای مثال در آیه 18 سوره مبارک یونس درباره کسانی که بتهایشان را شریک خدا انگاشته بودند، آمده است: «قُلْ أَ تُنَبِّئُونَ اَللّٰهَ بِمٰا لاٰ يَعْلَمُ فِي اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ لاٰ فِي اَلْأَرْضِ؟: به آنان بگو آيا مىخواهيد خدا را به چيزى خبر دهيد كه در آسمانها و زمين از آن آگاهى ندارد؟» در اینجا از «شریک الباری» با تعبیرِ کناییِ «مٰا لاٰ يَعْلَمُ فِي اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ لاٰ فِي اَلْأَرْض: چیزی که خداوند در زمین و آسمان از آنها اطلاعی ندارد» یاد شده است تا معلوم شود که وقتی خداوند از چیزی خبر ندارد (نفی العلم)، پس وجود ندارد (نفی المعلوم).
🔖افزون بر «نفی العلم» تعابیر دیگری نیز همسو با «نفی العلم» وجود دارند که کنایه از «نفی متعلَّق خودشان» هستند. مثلا درباره کیفر " قاذف مجنون "، آمده است: «...لَوْ أَنَّ مَجْنُوناً قَذَفَ رَجُلًا لَمْ أَرَ عَلَيْهِ شَيْئاً: اگر دیوانهای کسی را قذف کند، من بر او چیزی نمیبینم» (الكافي 7/254). در اینجا نیز «نفی دیدن» کنایه از «نفی متعلَّق دیدن» است.
نخستین شاهدی که نشان میدهد در خبر عیص بن قاسم، بُعد کناییِ این تعبیر، قصد شده، این است که در نقل دیگری که از همین پرسش و پاسخ، به دستمان رسیده، به جای تعبیرِ کناییِ «لا اعلم فیه شیئا» تعبیرِ صریحِ «لَيْسَ عَلَيْهِ شَيْءٌ» به کار رفته (متن روایت: «سألْتُهُ عَنِ الْحَائِضِ يَأْتِيهَا زَوْجُهَا؟ قَالَ لَيْسَ عَلَيْهِ شَيْءٌ يَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ لَا يَعُودُ»).
شاهد دوم این است که حدیثشناسان و فقیهان نیز در فهم روایت عیص بن قاسم، تعبیرِ «لا اعلم فیه شیئا» را به معنای «نفی المعلوم» انگاشتهاند (روضة المتقين 2/346، إستقصاء الاعتبار 2/336 و کتاب الطهارة امام خمینی. 1/ 241.) (ادامه👇)
هدایت شده از استاد عشایری منفرد
شاهد سوم این است که تعبیرِ «نفی العلم» در روایات دیگری نیز راهیافته که در آنها کنایی بودن آن، واضح است؛ از آن میان، این سه روایات را میتوان یاد کرد:
روایت نخست: وقتی از امام علیهالسلام درباره برترین راه تقرب به خداوند پرسیدند، ایشان فرمودند: «فَلَا أَعْلَمُ شَيْئاً بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ أَفْضَلَ مِنَ الصَّلَاةِ: بعد از معرفت چیزی برتر از نماز نمیشناسم». تهذیب 2/236
روایت دوم: «... عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ الْفَضْلِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْقُنُوتِ وَ مَا يُقَالُ فِيهِ فَقَالَ مَا قَضَى اللَّهُ عَلَى لِسَانِكَ وَ لَا أَعْلَمُ لَهُ شَيْئاً مُوَقَّتاً: از امام صادق علیهالسلام درباره قنوت پرسیدم، فرمودند: آنچه خداوند بر زبانت جاری کرد، بگو من [در شریعت] ذکر مشخصی برای قنوت سراغ ندارم». (کافی 3/340)
رایت سوم:«قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ رَجُلًا أَوْصَى إِلَيَّ بِشَيْءٍ فِي السَّبِيلِ فَقَالَ لِيَ اصْرِفْهُ فِي الْحَجِّ قَالَ قُلْتُ لَهُ أَوْصَى إِلَيَّ فِي السَّبِيلِ قَالَ اصْرِفْهُ فِي الْحَجِّ فَإِنِّي لَا أَعْلَمُ شَيْئاً مِنْ سَبِيلِهِ أَفْضَلَ مِنَ الْحَجِّ: از امام صادق علیهالسلام پرسیدم، شخصی به من وصیت کرده است که [اموالش] را در سبیل [الله] هزینه کنم. حضرت فرمودند: در راه حج هزینه کن، گفتم: وصیت کرده که در سبیل هزینه کنم [نه در حج]، فرمودند: در حج هزینه کن چون در سبیل الاهی چیزی برتر از حج سراغ ندارم» (الكافي 7/15).
✍محمد عشایری منفرد
28جمادی الثانی 1447
حوزه علمیه قم
💯 کانال استاد محمد عشایری منفرد (حفظه الله)
🆔https://eitaa.com/ashayerimonfared
❇️ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: لاَ تَجْلِسُوا عِنْدَ كُلِّ عَالِمٍ يَدْعُوكُمْ إِلاَّ عَالِمٌ يَدْعُوكُمْ مِنَ اَلْخَمْسِ إِلَى اَلْخَمْسِ :
◽️مِنَ اَلشَّكِّ إِلَى اَلْيَقِينِ
◽️ وَ مِنَ اَلْكِبْرِ إِلَى اَلتَّوَاضُعِ
◽️وَ مِنَ اَلرِّيَاءِ إِلَى اَلْإِخْلاَصِ
◽️ وَ مِنَ اَلْعَدَاوَةِ إِلَى اَلنَّصِيحَةِ
◽️وَ مِنَ اَلرَّغْبَةِ إِلَى اَلزُّهْدِ.
«الإختصاص، صفحه 335»