هدایت شده از شماره "۱"
_مَک، چی شد که اینطوری شد؟
+چطوری؟
_انقدر همه چیز پیچیده و مزخرف شد.
مک سیگاری روشن کرد و گفت:
+بزرگ شدیم.
هدایت شده از شماره "۱"
*زود باش جیمی بدو
_باید تا کی بدوام؟ من دیگه خسته شدم
*تا تهش جیمی، تا تهش باید بدوییم، تا وقتی که بمیریم باید بدویم
_ولی من خسته شدم
*فکر می کنی برای اونا مهمه؟ اگه ندویی زیر پاهاشون له میشی.
هدایت شده از شماره "۱"
او تنها زمانی مینوشت که روحش ویران میشد، و از جایی به بعد او را همیشه در حال نوشتن مییافتی.
اژدها سواران کتابخوان🏴
او تنها زمانی مینوشت که روحش ویران میشد، و از جایی به بعد او را همیشه در حال نوشتن مییافتی.
منم میخوام همسایه بشیمممیمژنینین
https://eitaa.com/Daggerslibrary/1818
راستشو بخوای این یکی از مراحل یه تورنومنته
که باید یه معجون رو درست کنی
از مواد لازم و طرز تهیه اش گرفته تا اینکه خود معجون رو بکشید
و خب داشتم فکر میکردم بچه ها ایده باحالیه!
هرکس بیاد معجون خودشو درست کنه!
پایه این؟
بچه ها!
میخوام یه چالش بزارم
هر کس بیاد اژدهای خودش رو معرفی کنه بگه
چجور با هم آشنا شدن؟
اولین بار کجا همو دیدن؟
ویژگی های شخصیتی اژدهاشون؟
توانایی های اژدهاشون؟
(نژادش چیه ؟)
یه ماجرای باحال که وقتی با هم بودن براشون اتفاق افتاده!؟
چجوری اژدهاشون رو رام کردن؟
اژدهاتون رو توصیف کنید
اژدها سواران کتابخوان🏴
میخوام همتون این رو انجام بدین!
مثلا شما یه اژدها سوار هستینا!
منم بعد اینکه همه گفتن میگم(فردا)
لینک ناشناس
https://daigo.ir/secret/5952857640
اگه دایگو براتون نیاورد:(احتمال اینکه چک کنم خیلی کمه..) https://harfeto.timefriend.net/17498898695442
@anbaryyy_e
پیاماتون به محض اینکه بفرستید فرستاده میشه اینجا👆🏻
بعدشم چند تاشو(شاید همشو..) میزارم تو کانال
اژدها سواران کتابخوان🏴
پنج نفر فرستادنننننن
(درسته که من الان خیلی ذوق کردم بعد اینکه خوندمشون…)
ولی بقیه چییی؟؟؟؟
باید دونه دونه نام ببرم؟
خجالتم خوب چیزیه😔😂
درسته که منم در حالت عادی چیزی نمینویسم ولی نحوه آشناییتون با اژدهاتون واقعا چیز باحالیه😭😭😭
خیلی راحت میشه راجبش خیالپزدازی کرد
من یه متن خیلی خفن ازتون نمیخوام
برای خودمم خیلی ساده و کوتاه و غیر ادبیه
هدایت شده از انباری کوچک اژدها سواران
📪 پیام جدید
بذارید یه پرده برداری کنم😂
این عمل پسندیده به عنوان یک رفتار پر خطر برای نوجوان ها تو کتاب روان شناسی معرفی شده. حالا سیلوانا یه بار رفته بود کوهی جایی (نمیدونم کجا) یه آبنبات نعنایی پیدا میکنه که حتی رو پوستش هم چیزی ننوشته یعنی اصلا معلوم نیست مال چه شرکتیه😂 بعد خیلی ریلکس بر میداره و میخورتش😂 خودش میگفت یعنی من اون لحظه یکم فکر نکردم این ممکنه موادی چیزی باشه که انقد بیخیال خوردمش؟😂
تازه میگفت خیلی هم خوشمزه بوده😂✨
#little_M
#دایگو