هدایت شده از انباری کوچک اژدها سواران
📪 پیام جدید
خب خب خب اینم از اژدها کوچولوی من «وریدین »
برخلاف مال شما ها بزرگ و قدرتمند نیست. حتی شک دارم که در آینده بشه.
چطور باهم انشا شدیم ، خب توی جنگل اون هنوز توی تخم اژدها بود که پیداش کردم نمیدونستم تخم اژدهاس از کنجکاوی نگهش داشتم ببینم توی تخم چیه .اولین بار که از تخم اومد بیرون ترسیدم اما وقتی دیدمش واقعا دلم میخواست قورتش بدم اینقدر کیوت بود.
اون خیلی خنگ و کیوته و همیشه و همه جا کنار منه اصلا نمیتونه تنها بمونه شیطونه و خرابکار .وقتی خرابکاری میکنه یه جوری کیوت نگاهت میکنه که نتونی دعواش کنی نیاز به کمک داره همیشه، فکر نمیکنم بتونه خشن باشه.
یه بار لباس سبز پوشیده بودم فکر کرد من سبزی ام میخاست منو بخوره، اره در همین حد خنگه.
و هنوز نمیتونه آتیش پرتاب کنه بیرون فقط در حد دود سبزه .
#دایگو
اژدها سواران کتابخوان🏴
📪 پیام جدید خب خب خب اینم از اژدها کوچولوی من «وریدین » برخلاف مال شما ها بزرگ و قدرتمند نیست. حتی
وای چقدر تفاوت با نفر قبلییییی
چه گوگولیهههههه
راستی شما اسمتون چیه؟ خودتون رو هم معرفی کنید
باید خیلی مواظبش باشی و خیلی چیزا بهش یاد بدی موفق باشی عزیزم😭✨✨
هدایت شده از انباری کوچک اژدها سواران
📪 پیام جدید
.میدونی من به خاطر شغلم مدت زیادی رو توی طبیعت می گذروندم ، البته الان هم میگذرونم ولی خب قبلا بیشتر بود (حیحی)، جنگل ، دریا ، بیابون همه ی جاهایی که اطرافم بود و می تونستم برم . وابستگی به کسی یا جایی نداشتم و به راحتی همه جا سفر میکردم . پدر قبل از به دنیا اومدن من مرد و مادر وقتی از دومین سفرم بر گشتم فوت کرد ، اون برام ثروت زیادی گذاشت و منم با یه سرمایه گذاری موفق در بانک لپرکان ها ، تونستم حفظ و گسترش بدم و بتونم به شغل مورد علاقهم برسم .وقتی اولین بار اونو دیدم ، توی آب های دریاچه ی نقره ای بود . برای اثبات یه فرضیه راجب گِگهسی ( پورتال بینالمللی سایرن ها) رفته بودم اونجا و داشتم با ماورو مارگاریتا (ملکه ی سایرن های این دریاچه) صحبت میکردم و ازش اجازه میگرفتم
#پارت_۱
#دایگو