دیگر صدا خنده های دخترک را کسی نمی شنید
دیگر کسی لب های خندان او را به هنگام بافتن تاج گل های بابونه نمی دید
دیگر کسی رقصیدن او و موج های دامن چین دارش را نمی دید
دیگر کسی پیچ و تاب موهایش را که به هنگام دویدن در دل سبزه ها با بر خورد تلالو خورشید همچون آتش شعله ور میدرخشید نمی دید
دیگر کسی آن دخترک را نمی دید
گویی که او از زمین پر کشیده بود و فقط رد طلایی خاطرات را بر قلب دیگران بجا گذاشته بود
دخترک دیگر خوشحال نبود
دیگر گلبرگ ها را لای کتابش خشک نمیکرد
دیگر در حال برداشتن شیرینی اضافی از ته دل قهقهه سر نمی داد
دیگر صدایی از او به خوش نمی رسید
دخترک در تاریکی و سکوت فرو رفته بود و غم را به آغوش می کشید
#آدمیبرسیارهایخاکی
هدایت شده از اژدها سواران کتابخوان🏴
میدانی این کوهستان همیشه همین قدر سرد بوده فقط این من بودم که دوست داشتم گرم نگه ش دارم . و سخت ترین قسمت ماجرا این جاست که در برابر شعله کوچک گرمی که داشتم ...
دگران بهمن ها به سویم می فرستادند ...
تا ....
خا-کم- کن-ند
پس لطفاً دیگر از من نخواه که آدم قبل شوم ....
می دانم ...
او ...
همان من قدیمی ...
راحت تر شکست می خورد ...
#سباستینمککویین
هدایت شده از اژدها سواران کتابخوان🏴
دیگر صدا خنده های دخترک را کسی نمی شنید
دیگر کسی لب های خندان او را به هنگام بافتن تاج گل های بابونه نمی دید
دیگر کسی رقصیدن او و موج های دامن چین دارش را نمی دید
دیگر کسی پیچ و تاب موهایش را که به هنگام دویدن در دل سبزه ها با بر خورد تلالو خورشید همچون آتش شعله ور میدرخشید نمی دید
دیگر کسی آن دخترک را نمی دید
گویی که او از زمین پر کشیده بود و فقط رد طلایی خاطرات را بر قلب دیگران بجا گذاشته بود
دخترک دیگر خوشحال نبود
دیگر گلبرگ ها را لای کتابش خشک نمیکرد
دیگر در حال برداشتن شیرینی اضافی از ته دل قهقهه سر نمی داد
دیگر صدایی از او به خوش نمی رسید
دخترک در تاریکی و سکوت فرو رفته بود و غم را به آغوش می کشید
#آدمیبرسیارهایخاکی
هدایت شده از انباری کوچک اژدها سواران
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/anbaryyy_e/2554
نمیدونم چرا نصف شبی به سرم زد از روی وایبی که از عکسی که فرستادی میگیرم بنویسم
خیلی وقت بود که ننوشته بودم کلا😭✨
#آدمیبرسیارهایخاکی
#دایگو
اژدها سواران کتابخوان🏴
📪 پیام جدید https://eitaa.com/anbaryyy_e/2554 نمیدونم چرا نصف شبی به سرم زد از روی وایبی که از عکسی
وای وای خوشحال شدممممم 😭✨✨✨
از آشنایی باهات خیلی خوشبختمممم
آیا قبلا هم پیام داده بودی؟؟؟
هدایت شده از انباری کوچک اژدها سواران
📪 پیام جدید
یکی آتشین، دیگری یخی. آنها هرگز در کنار هم نبودند. اما امان از یک لحظه غفلت که آنها در کنار هم قرار گرفتند... .
هیچکس نمیداند سرنوشت آن دو چه شد. اما مردم میگویند که رنگ قرمز و آبی، دیگر اصالت خویش را نداشتند.
(وقتی دیدم این چهارتا عکس اینجوری کنار هم بودن، یهویی به ذهنم رسید یه چیزی باهاش بنویسم)
اژدها سواران کتابخوان🏴
📪 پیام جدید یکی آتشین، دیگری یخی. آنها هرگز در کنار هم نبودند. اما امان از یک لحظه غفلت که آنها در
وای ننه خیلی قشنگ بودد😭✨✨
( من در حال تحلیل اینکه منظور از جمله دیگر اصالت خویش را نداشتن چیه..)
هشتگ اسمتو نزدی😭