<☆مجتمعِ عجیبناک~
جهیدممم🤣🤣🤣🤣
فلش بک میزنم به اون قسمت از داستان دفترچه بچه لاغر مردنی که یه خوکی دست گرگو گاز گرفت و خونوادش بردنش دامپزشکی:(((
هدایت شده از خونهی هآرو"
گزیدهای از حرفای دوستام اون لحظات :
تارا : الان چش میشه ؟!
شکیبا : هیچی نصفه شب پا میشه زوزه میکشه
تارا : الان ماهم که دوستاشیم هار میشیم یعنی ؟!
ناظم : شما هار بودین از اول
*خودم مردم از خنده*
مهرنیا : ناراحت نباش از نظر من تو الان یه Cat woman هستی :>>>>😭
نازنین : برو خونه بگو تشویقیِ منو بهم بدین 🤣
<☆مجتمعِ عجیبناک~
گزیدهای از حرفای دوستام اون لحظات : تارا : الان چش میشه ؟! شکیبا : هیچی نصفه شب پا میشه زوزه میکش
چه با نمک بود ایننمنبجپفحپخبدخید🤣😭
میدونین چیه فکر کنم اخرای بهمن من دنبال یادگاری گرفتن از کل کسایی که تومدرسه میشناختمشون کردم و بقیه این شکلی بودن که کو تا اخر سالللل
و اره شرایط طوری شد که واقعا دیگه نتونستم یادگاری بگیرم🤣🤣💔
ما که تصمیم گیرنده نیستیم ولی جیناکو داره با نگاهش به من میفهمونه که« دفعه ی قبل برات کافی نیست»
<☆مجتمعِ عجیبناک~
https://abzarek.ir/service-p/msg/4305150 ناشناس قبلیه بندری زد رفت 🤣💔 پس حرفای خفن مفنتونو اینجا بگی
https://eitaa.com/dream_core/582
beauty&brainsیعنی چی؟
--
وایی اتفاقا منتظر بودم یکی بپرسههه