<☆مجتمعِ عجیبناک~
داشتم فکر میکردم چقدر خوب میشه اگه یه قفل برای دهنم بگیرم.
کافیه من با یه نفر برای چند ثانیه احساس صمیمیت کنم که مرحله ی بعد تعریف کردن کل شجرنامه و وضعیت روانیم باشه:)))))
<☆مجتمعِ عجیبناک~
داشتم فکر میکردم چقدر خوب میشه اگه یه قفل برای دهنم بگیرم.
ازین قفلا که کلیدشون طرح اسکلت داره*
<☆مجتمعِ عجیبناک~
عاها راستی من بازم رفتم دوچرخه سواری و بازم زانوم متلاشی شد
فقط با این تفاوت که این دفعه رفتم تو بوته ها
هنوز دارم تیغ در میارم از توی زانوم*
و باز هم میرسم به نتیجه گیری ناشاهکار«حیف که دارم تو این دوره زمونه زندگی میکنم».