<☆مجتمعِ عجیبناک~
بریزم براتتت:(((((
جن تو اتاقش خیلی نازه واسش چایی میریزه:((((
<☆مجتمعِ عجیبناک~
جن تو اتاقش خیلی نازه واسش چایی میریزه:((((
بعد جن تو اتاق من تنها مهارتش چایی خوردنه
*نوچ نوچ نوچ نوچ*
<☆مجتمعِ عجیبناک~
ولی آخرین جمعهی تابستون نباید اینطوری میگذشت.
چقدر آماده ی یازدهمی بودن نیستم
<☆مجتمعِ عجیبناک~
چقدر یازدهمایی که میشناسم،یازدهمیین:))))
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
<☆مجتمعِ عجیبناک~
نکنه همه ی اتفاقای خوبی که میفته فقط توی دنیای خیالات من باشه؟
شاید برای همینه که بعضی از خاطره های خوب واضح نیستن برام،شبیه یه عکس خیلی قدیمی..