یه شب، پسربچهای که اسمش هیکارو بود از خواب بیدار میشه..
صدای بارون شدیدی میومد.
اون به سمت پنجره میره.
پرده رو کنار میزنه.
و زنی رو میبینه که تو حیاط وایساده.
همون زن...
خیس از بارون...
بیحرکت...
زن آروم دستش رو بلند کرد.
انگار میخواست چیزی بگه.
اما هیچ صدایی شنیده نشد.
هیکارو از ترس پرده رو بست و تا صبح نخوابید.
صبح روز بعد، پیرزن روستا حرف عجیبی زد.
اون گفت:
«از اون نترسید.
اون هیولا نیست.
اون مادریه که راه خونه رو گم کرده.»😭😭
سالها گذشت.
مردم هنوز درباره ی زن باران حرف میزنن.
بعضیا میگن اون یه روح خطرناکه*بنظرم این یکی چرته*
بعضیا میگن اون فقط دنبال بچش میگرده.
و بعضیا باور دارن هر بار که بارون میباره، اشکهای اونه که از آسمون پایین میاد.
برای همین هنوز تو بعضی قصههای قدیمی ژاپن میگن:
«اگه توی شبی بارونی زنی تنها رو دیدی که به دوردست خیره شده است،
براش دعا کن.
شاید اون هنوز در جستجوی کسی باشه که دوسش داشته 💔.»
<☆مجتمعِ عجیبناک~
سالها گذشت. مردم هنوز درباره ی زن باران حرف میزنن. بعضیا میگن اون یه روح خطرناکه*بنظرم این یکی چر
وخب هیچکس هیچوقت نفهمید که آیا Ame Onna واقعا وجود داشت... یا فقط داستانی بود که مردم برای توضیح غمهای عمیقی میساختن که هرگز درمان نمیشن🤷🏻♀️
نیکولا ایدی تیک تاکتو میدی لطفا😭
--
راستش یه چند روزی میشه تیک تاکمو حذف کردم شاید بعدا🤷🏻♀️
https://eitaa.com/dream_maker/945
تاحالا وابسته شدی به کسی؟
--
متاسفانه بله🎀
https://eitaa.com/dream_maker/911
جدی ورسی از این ورسای خوشکل نه
--
دوبارههه بیخیال تورو خدا--🤣🤣🤣🤣
نیکولا فردا امتحان علوم دارم کمکم میکنییییی😭😭😭😭
--
نفرین بر من که زودتر ندیدم پیامتو
خاله من بابت امتحان تیزهوشان واقعا استرس دارم و نمیدونم چیکار کنم 😭😭😭😭
هرچی خوندمو یادم رفته لطفا کمک 😭😭
--
خب ببین استرس نداشته باش✨
و ببین میتونی پک سمپادیومو بگیری و ازموناشو بزنی تا جمع بندی کنی این تایمی که داریو یا اگه جایی ازمون ازمایشی شرکت می کردی، ازمونای قبلیتو مرور کن✨✨✨