🔰تقریر علمی یکی از دانشجویان دکترای علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی
✅ با توجه به اینکه در جلسه پایانی دوره دکتری پژوهشگاه علوم انسانی نکات بدیع و کاربردی مهمی را مطرح گردید، اینجانب گزارشی اجمالی برای انتشار در این کانال تقدیم می کنم. امید که مورد استفاده مخاطبین فرهیخته کانال قرار گیرد. به یقین این نکات میتوانند به عنوان شاخص و مبین برخی مسائل بغرنج معاصر قرار گیرد.
مهدی رشیدی نژاد دانشجوی دوره دکتری علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی
🔴نکات مهم جلسه درس تاریخ اندیشه سیاسی در اسلام و ایران دوره دکتری - استاد نجفی - ۶ تیرماه ۱۴۰۰
🔵۱. انقلاب اسلامی ایران بیرون از عالم مدرن متولد شده پس می تواند کل عالم مدرن را به نظاره بنشیند. زیرا که در عالم کنونی، جهان مدرن همه چیز است و اندیشمندانی مانند هانتینگتون « مبدع نظریه جنگ تمدنها» و فوکویاما « میدع نظریه پایان تاریخ» نیز نظریات خود را بر پایه همین مطلب بنا کرده اند. همچنانکه انقلاب اسلامی ایران پست مدرن نیز نیست . پست مدرن از عوارض مدرنیسم است. پس انقلاب اسلامی ایران چون مدرنیسم نیست، پست مدرن هم نیست؛ البته انقلابی ما بعد مدرن است. آنچه بسیاری از روشنفکران ایرانی و جهان عرب از آن غافلند این است که این پدیده عظیم ( انقلاب اسلامی ایران)، ورای جهان مدرنیسم و عوارض آن و در تناقض با آن اتفاق افتاده است.
🔴۲. هرچند که از لحاظ تاریخی مفاهیم محوری غرب مانند آزادی و دموکراسی به وسیله گروه «سیاسی نویسان و مصلحان اجتماعی » وارد ادبیات ما شده، ولی از لحاظ نقش و جایگاه، ذیل گروه کلام سیاسی جای گرفته است. در واقع مقوله آزادی و دموکراسی به جای مفاهیم مختلف تبدیل به مفاهیم مربوط به کلام سیاسی شده، این تعویض خاستگاه با جایگاه، به دلیل فهم نقش اصلی این اصطلاحات در فضا و دستگاه فکری شیعه بوده است، زیرا که ذات تشیع به دلیل اعتقاد به نصب امام، با دموکراسی به دلیل اعتقاد به برخی پیش فرض ها در مواردی اختلاف جدی پیدا می کنند۰ بررسی ساز و کار این تبدیل و تعویض، می تواند در یک کار تحقیقی سنگین و عمیق بررسی شود.
🔵۳. به دلیل وجود حکومت های غالب اهل سنت در ایران قبل از صفویه، علم کلام بسیار رونق داشت اما بعد از انقلاب به دلیل تقابل فضای فکری شیعی با اندیشه غرب بیشتر کلام جدید محور مباحث کلامی در ایران قرار گرفته است.
🔴۴. میانه حرکت های تکفیری بنیادگرایی ( داعش) و سلفی گری ( طالبان) تفاوت ظریفی وجود دارد. بنیادگرایان اسلامی، همان سلفی هایی هستند که در فضای فکری و فرهنگی غرب پرورش یافته و با آن آشنا شدهاند، به همین دلیل برای مثال در جنایات خود بسیار شبیه به جنایات استعمارگران اروپایی و آمریکایی رفتار می کنند اما سلفیگری نسبت به غرب از ابتدا موضع متفاوت به خود گرفته هر چند ریشه های مشترک قشری گری و تعصب آلود هر دو جریان قابل انکار نیست ۰
با وصف این انتساب شیعه و یا انقلاب اسلامی به واژه هایی چون نظام ایدئولوژیک و یا بنیادگرایی شیعی و یا نظام خلافت ، که متاسفانه در برخی محافل شنیده می شود نشان از جهل گویندگان آنها نسبت به اصول اندیشه سیاسی اسلامی می باشد ۰
http://mousanajafi.ir
https://eitaa.com/drmousanajafi
https://Sapp.ir/drmousanajafi
🔰بصیرت تاریخی برای سیاست امروز
✅دکتر موسی نجفی :
وقتی با بی تدبیری خلیفه سوم ، باند مطرود اموی قدرت گرفتند ، چگونه می توان پاسخگویی خرابی ها را از امام علی علیه السلام و شیعیان آن بزرگوار خواست ؟!!
🔴برای همین هم امروز بعد از یک دوره هشت ساله ، عملکرد ضعیف قوه مجریه و دولتمردان ربط مستقیم به ذات انقلاب اسلامی و دوستداران واقعی نظام ندارد۰
http://mousanajafi.ir
https://eitaa.com/drmousanajafi
https://Sapp.ir/drmousanajafi
1.62M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰برنامه پندار - شبکه ۴ سیما -
✅موسی نجفی :
🔴تفاوت دوره قاجاریه با صفویه از نظر قدرت فرهنگی و نظام مدنی شیعی در برابر قدرتهای اروپایی
http://mousanajafi.ir
https://eitaa.com/drmousanajafi
https://Sapp.ir/drmousanajafi
🔰تاریخ_سیاسی
✅امام علی علیه السلام و تبدیل فرصت خلافت به حقیقت امامت و اعلان عمومی گواهی صحابه به "حدیث غدیر" و فراموش و تحریف نشدن این واقعه مهم ۰
http://mousanajafi.ir
https://eitaa.com/drmousanajafi
https://Sapp.ir/drmousanajafi
https://ble.ir/drmousanajafi.
https://rubika.ir/drmousanajafi
🔰پرسش،یکی از مخاطبین محترم
✅با سلام استاد گرامی.
من کتاب مشروطه شناسی شما را خواندم و بسیار استفاده کردم و ان شاء الله کتاب بصیرت تاریخی نیز در دست مطالعه دارم.
بدلیل نزدیک شدن به ۲۸ مرداد، کتابی مناسب این موضوع که (به عقیده حقیر تبیین کننده عاقبت اعتماد به آمریکا توسط مصدق باشد) ممنون میشوم معرفی بفرمایید.
با سپاس.
ح ۰ آ
دانشجوی دکتری مخابرات دانشگاه شهید بهشتی
🔵جواب :
🔴نجفی :
با تشکر از ابراز محبت تان ، لازم به یادآوری است سری کتب (وانتم الاعلون) در سه زمینه تاریخ سیاسی و تمدن شناسی و نظریه پردازی می باشد ؛ از این سه عنوان اصلی ، ظاهرا شما دو کتاب از مجموعه سه جلدی تاریخ سیاسی معاصر را دیده و یا خوانده اید و برای تکمیل می توانید کتاب تاریخ معاصر را از همین مجموعه مطالعه کنید ۰ البته کتاب مذکور در دو سطح نوشته شده و اگر خواستید در سطح عالی تر مباحث تاریخی را دنبال کنید ، کتاب تاریخ تحولات سیاسی از انتشارات موسسه تاریخ معاصر ایران را بخوانید تا جواب پرسش شما در زمینه شناخت کودتای ۲۸ مرداد و البته نهضت نفت را هم به اجمال و هم به تفضیل بهتر معلوم شود ۰
ذکر این نکته مهم است که در کتاب تاریخ تحولات سیاسی ایران منابع متعددی برای مطالعه عمیق تر خواهید یافت و با رجوع به آنها بهتر می شود به جزئیات این امر که با نام " سلطه و نفوذ" قابل پیگیری است ، واقف گردید ۰
موفق باشید۰
🔶با تشکر
http://mousanajafi.ir
https://eitaa.com/drmousanajafi
https://Sapp.ir/drmousanajafi
ضرورت آگاهی ملی به کرونای سیاسی «اعتماد به غرب» در ایران معاصر
🔰آسیبشناسی قبلهنمای غربی دولتمردان
دکتر موسی نجفی:
🔴 رهبر انقلاب اسلامی در آخرین دیدار رئیسجمهور و هیئت دولت دوازدهم (۱۴۰۰/۰۵/۰۶) درباره تجربه دولتهای یازدهم و دوازدم فرمودند: «این تجربه عبارت است از بیاعتمادی به غرب؛ آیندگان باید از این تجربه استفاده کنند. در این دولت معلوم شد که اعتماد به غرب جواب نمیدهد؛ به ما کمک نمیکنند و هر جا بتوانند ضربه میزنند؛ آنجایی که ضربه نمیزنند، آنجایی است که امکانش را ندارند؛ هر جا امکان داشتهاند ضربه زدهاند؛ این تجربهی بسیار مهمّی است. مطلقاً نبایستی برنامههای داخلی را به همراهی غرب موکول کرد و منوط کرد، چون قطعاً شکست میخورَد، قطعاً ضربه میخورَد. شماها هم هر جایی که کارهایتان را منوط کردید به [همراهی] غرب، ناموّفق ماندید.»
🔵پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR در همین رابطه یادداشتی از آقای دکتر موسی نجفی، استاد علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی منتشر میکند
https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=48379
http://mousanajafi.ir
https://eitaa.com/drmousanajafi
https://Sapp.ir/drmousanajafi
ادامه 👆👆
🔰آسیب شناسی قبله نمای غربی دولتمردان
دکتر موسی نجفی
استاد تمام علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی
✅رهبر انقلاب در دیدار دولت یازدهم و دوازدهم تجربهی این دولت را تجربهای برای دولتهای بعدی برشمردند و فرمودند که به غربیها نمیشود اطمینان کرد. با تعمق در این فراز در ابعاد وسیعتر به سه نکتهی مهم پی میبریم که عبارتاند از:
الف: آسیبشناسی «اعتماد به غرب»
ب: آسیبشناسی مراحل تحول از اعتماد به بیاعتمادی نسبت به غرب
ج: آسیبشناسی مرحلهی بیاعتمادی به غرب
🔴برای تفصیل مراحل مذکور میتوان به چهارده موضوع اشاره کرد:
🔶۱. اساس و ذات انقلاب اسلامی نشان میدهد که این حرکت یک انقلاب ضدغربی است. لذا، نشناختن چنین امر مهمی از سوی مدیران ارشد نظام این معنا را به ذهن متبادر میکند که برخی دولتمردان در سالیان اخیر در شناخت اصول اوّلیهی انقلاب اسلامی ضعیف بودهاند!
🔷۲. پذیرش نکتهی فوق بهعنوان شاخص اوّلیه میتواند ما را به یک مطلب مهمتری رهنمون سازد و آن پُرنشدن فاصلهی بین دولتمردان و انقلاب اسلامی است. برخی از مدیران ارشد نظام در«تراز» انقلاب اسلامی نبوده و نیستند. این موضوع نشان میدهد که تا حدودی تاریخ صدر اسلام و تاریخ نهضت مشروطه ممکن است تکرار شود.
🔶۳. پرسش مهمی که در اینجا دربارهی بیاعتمادی به غرب مطرح میشود این است که آیا در سطح «استراتژی» است و یا صرفاً «تاکتیک» مقطعی برای نظام است؟ بهعبارت دیگر، اگر بنا باشد از ماجرای تلخ «اعتماد به غرب» در دولت یازدهم و دوازدهم درس سیاست بگیریم، تفاوت این مسئله در سطح کلان، متوسط و جزییتر چگونه و به چه نحو ارزیابی میشود؟
🔷۴. در سالیان اخیر بهمحض کوچکترین نقد به سیاستهای فرهنگی و اقتصادی غربگرایان، انگشت اتهام بهسمت منتقدین گرفته میشد و با نوعی سفسطهگری متهم به طرفداری از کشور کره شمالی میشدند! این نگاه تبلیغی، بدبختیهای کره شمالی را نه بهخاطر کمونیستیبودن و یا نگاه سلطنتی حزبی، بلکه بهخاطر سیاست مقابله با آمریکا میداند؛ درحالی که انقلاب اسلامی با نظامهای الحادی تعارض ذاتی دارد؛ حتی استکبارستیزی این دو جبهه متعارض از هم و در یک منطق و افق فکری نبوده و نیست.
🔶۵. عبرتگرفتن از بیاعتمادی به غرب در سطح جناحی نباید تاریخ مصرف داشته باشد، چراکه تقلیل آن به جناحهای سیاسی آن را از حالت شاخص و معیار در سطح کلان خارج میکند. البته جناح مقابل دولت هم نباید در این زمینه هرطور خواست رفتار کند و خطوط قرمز نظام را بشکند و یا تفسیر به رأی کند!
🔷۶. نکتهای که نباید از آن غفلت کرد، رسوخ نفوذ اجنبی از قرون گذشته در سطوح مختلف کشور است. این آسیبشناسی مربوط به دولتهای قبل از انقلاب هم میشود. البته اثرات آشکار و پنهان آن در دولتهای بعد از انقلاب هم دیده میشود. لذا، این مطلب فقط منحصر به دولت یازدهم و دوازدهم نیست و امکان این مسئله وجود دارد که «خط نفوذ» پشتیبانکنندهی «اعتماد به غرب» باشد و در اشکال و سطوح دیگری برنامهریزی شده باشد و خود را دوباره تحمیل کند. بنابراین، هوشیاری ملی در این زمینه در سطوح مختلف از اوجب واجبات است.
🔶۷. همانطور که میدانید، ایران بهخاطر استقلال و هویت نیرومندی که از عصر صفویه بهدست آورد، هیچ زمانی مستقیماً مستعمرهی کشورهای بیگانه قرار نگرفت؛ امّا همین امتیاز مهم گاهی به غفلتی خطرناک مبدل میشود و آن نشناختن استعمار در ابعاد واقعی است. از طرفی هرچند که کشور ما از استعمارگران غربی بهخصوص انگلستان در مقطعی و روسیه در مقطع دیگر ضربات مهلکی خورد و در دهههای اخیر آمریکا دشمن اصلی کشور ما بوده است، ولی با این همه نتوانسته نفرتی را که بایسته و شایستهی استعمار است در افکار عمومی مردم ما بهطور عمیق و ممتد ایجاد کند. متأسفانه در اینباره نوعی «آلزایمر تاریخی» ما را رنج میدهد، چراکه این موضوع را میتوان در فراموشکردن نسلکشی میلیونها تن از ایرانیان در قحطی بزرگ در قرن گذشته، انحراف نهصت مشروطه، کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به عیان دید. همین عدم نفرت و عدم بصیرت کافی باعثشده در اعتمادی مجدد به غرب، ماجراهایی مثل زیادهخواهی غربیها در برچام برای کشور ما رقم بخورد و این هزینه تکرار تاریخ در زمانهی ما گردد.
ادامه قبلی 👆👆
🔷۸. خطر دیگر «اعتماد به غرب» این است که اعتماد سادهلوحانه در مرحلهی تبدل به بیاعتمادی در سطح و ظاهر متوقف گردد و با پنهانشدن از ظاهر به باطن منتقل شود و در مرحلهی شعار بماند و به عمل واقعی و همه جانبه و عمیق مبدل نگردد.
🔶۹. یکی از موانعی که باعثشده جریان «اعتماد به غرب» در مرحلهی انتقال به بیاعتمادی در برخی مراحل حساس متوقف گردد و تا درجات عمیقتر پیش نرود این است که غربگرایی بهصورت ظاهری به «غربستیزی» مبدل گردد، ولی در این تغییر شناخت کافی از «غرب» بهدرستی صورت نگیرد. بهعنوان مثال، تبدیل نهضت بزرگ مشروطیت به نظام کودتایی پهلوی، ضربهای بود که به ملت ایران وارد شد.
🔷۱۰. مطلب قبلی میتواند به ما افق دید بهتری بدهد تا بفهمیم چرا کشورهای غربی برای مدتهای طولانی جریانهای شرقشناسی، ایرانشناسی و اسلامشناسی به راه انداختهاند و چرا تا این حد بین سیاستهای غرب و جریانهای علمی- تحقیقی آنها ارتباط عمیق و نظاممند و کارشناسانه وجود دارد! بااینوجود، ضرورت مطالعهی عمیق تاریخ سیاسی و شناخت از غرب و داشتن بصیرت لازم در این زمینه بهعنوان نوعی خط قرمز برای مدیران ارشد نظام اسلامی باید تلقی گردد و صرف تجربهی سیاسی در این زمینه، دولتمردان ما را از مطالعهی عمیق بینیاز نمیکند. چینش مدیران رده بالا برای این مسئله میتواند جزو اولویتهای اصلی و معیارهای سنجش قرار بگیرد.
🔶۱۱. هرچند تجربهی دولت یازدهم و دوازدهم نسبت به نتایج اعتماد به غرب بسیار مهم است، ولی نباید این مسئله را منحصر به این دولت بدانیم و از ابعاد وسیع آسیب آن غفلت کنیم. بنابراین، آسیبشناسی این مسئلهی مهم در سطح عموم و خواص ضروری است. همچنین تقلیل ابعاد این مسئله به سیاست و سیاستمداران و دولتمردان اشتباهی بزرگ است، چراکه ابعاد این ویروس سیاسی مهلک در مراکز علمی، دانشگاهی، مطبوعاتی و حوزوی قابل مشاهده است. بنابر تمهیدات مذکور، این مسئله تمامی مسائل فرهنگی، اجتماعی و سیاسی ما را تحتالشعاع قرارداده و برخورد با آن در سطح ملی ارزشمند است و باید برنامهریزی وسیعی برای آن انجام شود. در این برنامهریزی نیز باید زنجیرهای از مفاهیم اساسیتر از جمله لیبرالیسم، استعمار، توسعه، شرقشناسی و ... مورد بررسی قرار بگیرد.
🔷۱۲. عدم «اعتماد به غرب» از همان بدو پیروزی انقلاب اسلامی در شعار نه شرقی، نه غربی قابل مشاهده است و در تاریخ قرون قبلی در سیاست موازنهی منفی در مقابل سیاست موازنهی مثبت دیده میشد؛ امّا متأسفانه این اولویت و شعار و نماد اصلی انقلاب در برنامهها و سیاستهای کلان دولتمردان سازندگی و توسعه و تدبیر رنگ باخت تا جایی که امروز ارتباط سیاست ما نهتنها با تاریخ اوّلیهی انقلاب کمرنگشده، بلکه در تاریخ سیاسی ایران نوعی گسستگی جدی دیده میشود.
🔶۱۳. بیاعتمادی به غرب مثل هر مسئلهای میتواند دستخوش تحول گردد. این مسئله از جمله مسائلی است که نباید بهصورت ایستا و غیرتحولی به آن نگریست. بهعنوان مثال، این بیاعتمادی در سطح استعمار کهنه با استعمار نو و استعمار فرانو متفاوت است و صورت مسئله در هرکدام از اینها ابعاد خاص خودش را دارد. همچنین این صورت مسئله در سطح نهضت با نظام و یا در سطح تمدن متفاوتبوده و هریک آسیبهای مشترک، غیرمشترک و خاص خودش را داشته و دارد.
🔷۱۴. بیاعتمادی به غرب از منظر انقلابی جهانی و فرامنطقهای همچون انقلاب اسلامی بسیار مهم است، امّا صرفنظر از عامل مذکور باید گفت که این بیاعتمادی از منظر ملیت و ایرانیبودن حیاتی است؛ چراکه غرب دشمن منافع ملی و ایرانیبودن ماست. البته تجربهی «اعتماد به غرب» و تحول به بیاعتمادی و سیر مراحل آن نهتنها مختص آسیبشناسی انقلابها نیست، بلکه مربوط به ملتها و کشورهای غیرانقلابی هم میشود و بهنوعی بصیرت فراملی و بینالمللی است.
🔴در پایان، متأسفانه باید گفت که در ذهنیت بسیاری از نخبگان و مدیران ما نوعی مطلقانگاری نسبت به «پارادایم ترقی و توسعه» و انحصار آن در مغرب زمین وجود دارد. این نظریه و نظریات کلان پنهان در ذهنیتها و در مواقع بسیاری در عمق باورها و تحلیلها اثرکرده و اذهان را بهسمت قبلهای سوق میدهد که دولتمردان یازدهم و دوازدهم را در چنبرهی خود گرفتار ساخت. مسئلهای که ریشهی آن قبل از این دولت کاشته شد و ابعادش بعد از این دولت در اشکال دیگر قابل تداوم است. بنابراین، ریشهکنی و مصونیت از «کرونای سیاسی» نوعی بصیرت و یا واکسیناسیون فراگیرِ ممتد و برنامهریزیشدهای را میطلبد.
http://mousanajafi.ir
https://eitaa.com/drmousanajafi
https://Sapp.ir/drmousanajafi
ضرورت آگاهی ملی به کرونای سیاسی «اعتماد به غرب» در ایران معاصر
🔰آسیبشناسی قبلهنمای غربی دولتمردان
دکتر موسی نجفی:
به گزارش گروه دیگر رسانههای خبرگزاری فارس، پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR یادداشتی از موسی نجفی، استاد علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی منتشر کرده است که در ادامه از نظر میگذرد.
رهبر انقلاب در دیدار دولت یازدهم و دوازدهم تجربهی این دولت را تجربهای برای دولتهای بعدی برشمردند و فرمودند که به غربیها نمیشود اطمینان کرد. با تعمق در این فراز در ابعاد وسیعتر به سه نکتهی مهم پی میبریم که عبارتاند از:
الف: آسیبشناسی «اعتماد به غرب»
ب: آسیبشناسی مراحل تحول از اعتماد به بیاعتمادی نسبت به غرب
ج: آسیبشناسی مرحلهی بیاعتمادی به غرب
برای تفصیل مراحل مذکور میتوان به چهارده موضوع اشاره کرد:
برای مطالعه بیشتر رجوع شود به : 👇👇
https://www.farsnews.ir/news/14000510000525/%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%82%D8%A8%D9%84%D9%87%E2%80%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%D8%B1%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C
http://mousanajafi.ir
https://eitaa.com/drmousanajafi
https://Sapp.ir/drmousanajafi
هدایت شده از دکتر موسی نجفی
🔰به مناسبت ۱۱ مرداد ماه سالروز شهادت آیت الله حاجی شیخ فضل الله نوری
✅پایداری تا پای دار : گزارش تاریخ از لحظه اعدام شیخ شهید در میان سوت و کف و هلهله ۰
🔴حال پرسش مهم این است که چرا به کسی که اعدام شده ، لقب خشونت طلب و مستبد داده شده و به کسانی که قاتل واقعی و اعدام کننده هستند لقب آزادیخواه در تاریخ می دهند؟!
این جا به جایی در شاخص ها و ارزشها و مصادیق امروز هم از سوی غربگرایان ایرانی در سیاست اعمال می شود ۰
http://mousanajafi.ir
https://eitaa.com/drmousanajafi
https://Sapp.ir/drmousanajafi
🔰به مناسبت یک صد و پانزدهمین سالروز نهضت مشروطیت ایران :
مصاحبه روزنامه فرهیختگان با دکتر موسی نجفی - ۱۳ مرداد ۱۴۰۰
✅اشتراک علمای مشروطه بیش از اختلافات بود
🔴مشروطیت میتواند یک جریان بیداری اسلامی باشد. یکی از علل عقبماندگی ما نبود قانون بود که لازم نبود آن را از غرب اقتباس کنیم. بعدها این نبود قانون به استبداد تفسیر شد. میگفتند قانون نیست چون مستبدان نمیگذارند. درست است که در مشروطیت مسائلی از غرب آمد ولی واکنش مردم واکنشی غربی نیست بلکه واکنشی کاملا ملی و داخلی است.
🔵عباس بنشاسته، روزنامهنگار: بازخوانی اندیشه سیاسی علمای عصر مشروطه نشان میدهد اگرچه اختلافاتی بین علمای مشروطه مشروعهخواه و علمای مشروطهخواه وجود داشت اما شواهدی وجود دارد که اشتراکات این دو طیف بیش از اختلافات بوده اما فضای حاکم بر عصر مشروطه و هیاهوها و غوغاهای آن دوره مانع گفتوگوی این دو طیف از علما و شنیده شدن سخن آنها شد. در گفتوگو با موسی نجفی، استادتمام اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به بررسی تفاوت دیدگاه علمای عصر مشروطه پرداختیم که در ادامه از نظر میگذرانید.👇👇👇
https://farhikhtegandaily.com/news/58299/%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B7%D9%87-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF/
http://mousanajafi.ir
https://eitaa.com/drmousanajafi
https://Sapp.ir/drmousanajafi
🔰ادامه مصاحبه درباره مشروطیت: قسمت اول
🔴بهعنوان پرسش اول خوب است تقریر شما را از اختلافنظری که میان علمای مشروطه وجود داشت بشنویم، به نظر شما چه اختلافی بهطور خاص در دیدگاه مرحوم آخوند از یکسو و شیخ فضلالله نوری از سوی دیگر وجود داشت؟
🔶اختلاف علما در دوره مشروطه یک امر مشخص و قابللمس است اما اجازه دهید نکتهای درکنار این بگویم که الان که بیش از 100 سال از مشروطیت گذشته معلوم شده بیش از آنکه اینها باهم اختلاف داشته باشند، باهم اشتراک داشتند. این خیلی مهم است. شاید آن زمان این اشتراکات خیلی معلوم نمیشد اما الان که ما صحنه سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مشروطه را نگاه میکنیم، میبینیم اختلاف زیاد نبوده و اینها بیشتر با هم اشتراک داشتند تا اختلاف. اگر اینها به همان اشتراک تمسک میکردند و با همان نقاط اشتراک جلو میرفتند، بعدا میتوانستند اختلافات را به نحوی با هم رفع و رجوع کنند. این به نظر من درس مهمی است. اما چند جریان به هردو گروه نزدیک شدند و نمیخواستند این دو به هم نزدیک شوند. میتوان سوال شما را اینطور بیان کرد که چرا این دو گروه زیاد یکدیگر را ندیدند. جریاناتی که از این اختلاف سود میبردند - مسلما جریانات دینی نبودند و درد دین و کشور نداشتند- بیشتر میخواستند این دو گروه علما یکدیگر را نبینند و باهم اختلاف داشته باشند و کنار هم قرار نگیرند. حالا یا گروههای وابسته به خارج یا انجمنهای سری یا کسانی بودند که نمیخواستند این جریان مشروطه در ایران شکل بگیرد و ایران یک کشور قانونمند شود.
عوامل اختلاف بین این دو گروه از علما هم زیاد است. از طرفی نمیتوان درصد تعیین کرد و گفت این دو گروه چند درصد اشتراک یا اختلاف داشتند. اما هردو گروه یعنی هم مشروطهخواهان و هم مشروعهخواهان مردم را دوست داشتند و به ایران بهعنوان کشوری که پایگاه تشیع است، نگاه میکردند و ایران برای آنها مهم بود.
اختلافهایی هم وجود داشته مثلا بر سر اینکه قانون باید از شریعت یا از عرف اخذ شود؟ اینها اختلافاتی است که وجود داشته است. البته تا دلتان بخواهد مسائل شخصی و افراد حقیر بینابینی و آدمهای متوسطی که معمولا از اختلاف بزرگان سود میبرند، هم زیاد هستند و آتشبیار معرکهاند.
🔵آیا این تفاوت دیدگاه را میتوان آوردگاهی بین واقعگرایان و آرمانگرایان نامید؟
🔷نه. به نظر من اینگونه نیست که یک عده آرمانگرا باشند و یک عده واقعگرا. در افراد مختلف هم واقعگرایی و هم آرمانگرایی وجود دارد. اینطور نیست که بگوییم گروهی آرمان دارند و گروه دیگر واقعگرا هستند. اینها تقسیمبندیهای غلطی است که بعدا مورخان و کسانی که میخواستند مسائل را با جامعهشناسی تاریخی تحلیل کنند یا نهضت را سکولار تفسیر کنند، بیان کردند. من مساله را اینطور نمیبینم.
آیا به نظر شما میتوان گفت ریشه اختلاف در عدمدرک درست مظاهر و مفاهیم غربی مانند آزادی و... توسط علمای طرفدار مشروطه مانند مرحوم آخوند بوده است؟
چه کسی گفته آزادی مفهوم غربی است؟ من این را قبول ندارم. ببینید مشروطیت دو جریان دارد. انقلاب مشروطه را میتوان به دو تفسیر نگریست؛ یکی بیداری اسلامی و دوم یک جریان مدرن. اینها که میگویند مرحوم آخوند تفسیر درستی از مشروطه نداشته، کسانی هستند که مشروطه را یک جریان بیداری اسلامی نمیدانند بلکه آن را یک جریان غربی و عرفی میدانند. اما جریان مشروطیت 15سال بعد از قیام تحریم تنباکوست و یک جریان بیداری اسلامی بزرگ است. بیداری اسلامی یک رجوع و بازگشت به اسلام در زمانی است که خطر هویتزدایی جامعه اسلامی را تهدید میکند. در واقع جامعه اسلامی واکنشی نشان میدهد که این مختص ایران هم نیست و در خیلی از کشورهای اسلامی مثل مصر و عثمانی هم بوده که حالا دیر و زود داشته است.
بنابراین مشروطیت میتواند یک جریان بیداری اسلامی باشد. یکی از علل عقبماندگی ما نبود قانون بود که لازم نبود آن را از غرب اقتباس کنیم. بعدها این نبود قانون به استبداد تفسیر شد. میگفتند قانون نیست چون مستبدان نمیگذارند. درست است که در مشروطیت مسائلی از غرب آمد ولی واکنش مردم واکنشی غربی نیست بلکه واکنشی کاملا ملی و داخلی است.
ادامه👇👇
http://mousanajafi.ir
https://eitaa.com/drmousanajafi
https://Sapp.ir/drmousanajafi