دیروز رفتم بسته لوازم تحریر پسرم رو تحویل گرفتم.
مدرسه لیست میده و والدین میتونن خودشون برن تک تک انتخاب کنن ( کاری که برای دخترم کردیم ولی واقعا سخته بس که پیچیده است همه چیز مخصوصا برای ما که اولين بارهامونه! خیلی سیستمش با ایران فرق میکنه) میشه هم لیست رو ایمیل کنی به فروشگاه های مربوطه اونا خودشون جمع میکنن برات.
مدرسه پسرم اما خودش با یک فروشگاه صحبت کرده بود. ماهم دادیم به خودشون
دیروز که رفتم تحویل بگیرم با یک سالن سوله مانند بزرگ مواجه شدم که تماما وسائل مدرسه و اداری بود! یک جای نسبتا پرت
تا حالا ندیده بودمش! جالب بود
پک رو حساب کردم و تحویل گرفتم
یه جعبه هدیه هم چون کلاس اولی بود خود فروشگاه داد
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داخل جعبه رو هم صبح بدو بدو قبل اینکه تاکسی بیاد دنبالمون فیلم گرفتم براتون
@Drmutter
پیش به سوی خونه
این ویو پنجره اتاقمون در بیمارستانه!
یکی از مزیت های قاطع آلمان همین طبیعت در دسترسش هست
تو شهر ها بین خونه ها!
بخشیش رو مدیون طول و عرض جغرافیاییش هست و بخشیش رو مدیون مراعات همه جانبه مردمش!
یه حوری مراقب طبیعت و محیط زیست هستند دیدنی!
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
از دلخوشی های ما در راه بیمارستان اینه که نانوایی نگه داریم و خرید کنیم
به این نون ها نمیدونم تو ایران چی میگن اما اینجا خیلی محبوبه!
من ولی تا حالا نخورده بودم
این اواخر که به نون پختن علاقه مند شدم بس که دیده بودم چجوری میپزنش گفتم یکبار بخرم ببینم چه فرقی میکنه
خمیرش رو قبل فر یک دقیقه تو محلول اب و ناتریوم در حال جوش میندازن بعد در میارن روش سنگ نمک میریزن و میپزن
والا که هیچ چیز خاصی نبو جز اینکه شور بود
یه شعری از پدر شوهرم یاد گرفتم خطر اخرش میگه بسازم خنجری نیشش ز فولاد
زَنُم بر دیده تا دل گردد آزاد🤌
اینطور مواقع بهش فکر میکنم
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چقدر زیبا نوشته بود:
کمتر کسی میفهمد غرق شدن او
در اندک علایق باقی مانده اش،
نه از سر تفریح و سبک سری
بلکه اخرین راه نجات او از رنج زندگی بود
البته راه نجات که خداست، ولی خب این سرگرمی های کوچک به آدم کمک میکنه برای ادامه دادن
به خاطر دخترم اجازه نداریم هیچ گل و گیاهی داخل خونه داشته باشیم
حتی پتوس و بقیه گیاه های آپارتمانی رو هم بردیم بیرون
امروز خدا رو شکر کردین برای سلامتی تون؟
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
این روز ها خیلی کلیپ های کربلا و سفر اربعین رو میبینم
سفرنامه های افرادی که رفتن رو میخونم
و یادم میاد از کربلاهایی که قسمت خودم شده
من کربلا رو همه جوره رفتم
ساده، لوکس
زمینی،هوایی
تو سرمای وحشتناک، تو گرمای خرماپزون
تو شلوغی، در اوج خلوتی
اون سالهای اولی که ما میرفتیم کربلا مثل الان که نبود
صحبت از حدود بیست دو سه سال پیشه...
اون موقع ها این شکلی بود که وقت نماز که میشد خود زوار یکی دوتا فرش لوله شده رو میکشیدن وسط صحن و پهنش میکردن و میشستن منتظر تا یه روحانی بیاد و نماز جماعت بخونیم
بعد نماز هم گاهی خودمون اون فرش رو جارو میکردیم یا کف صحن حرم رو
حرم کلا یه صحن بیشتر نبود
سقفش کامل باز بود
قتلگاه کامل باز بود
یکی از اون حجره های داخل حرم مخصوص این بود که بیاد پارچه و ... که انداخته بودن بالای ضریح رو بفروشه. فقط بعد نماز باز میکرد
چشم میکشیدم وقت نماز بشه که بعدش بدوم برم ببینم باز چی اورده، چی میتونم بخرم
من کربلا رو در برف شدید هم زیارت کردم
و با خودم میگفتم اخه مگر میشه کربلا و برف؟!
سرمایی که در کربلا تجربه کردم رو هرگز در آلمان ندیدم
شب اولی که در سفر اول رسیدیم رو هنوز یادمه...
تا مردمون بره جا پیدا کنه ( اون موقع ها که هتل نبود مثل الان) ما تو حرم از سرما یه فرشی رو باز کرده بودیم انداخته بودیم رومون
تو نجف یادمه کف مسجد کوفه تمام خاکی بود
جای مقام ها این شکلی نبود
خونه امام علی همه جاش باز بود برای زیارت
میتونستیم خودمون از اون چاه داخل خونه با اون سطل قدیمیش آب بکشیم و تبرکی با خودمون بیاریم
میتونستیم داخل اتاق های امام ها رو زیارت کنیم
یک دنیای دیگه بود حقیقتا
البته کربلا و نجف همه جورش زیباست
اون موقع ها ما هر سال میرفتیم زیارت
یک سال راه ها رو بسته بودن و ما خبر نداشتیم
بدون کاروان راه افتاده بودیم سمت مرز مهران ( اغلب دست جمعی کل فامیل و بدون کاروان میرفتیم) و تازه تو مهران گمونم فهمیدیم راه ها بسته است اما برنگشتیم
شروع کردیم به دعا و ختم و نذر و .... تا کارمون درست بشه
بعد یک هفته پشت مرز بودن کار ویزا نصف گروهمون درست شد ( بقیه دو هفته پشت مرز مونده بودن)
ما حدود دوازده نفر بودیم گمونم.
از مرز که رد شدیم دیدیم یک خانواده ایرانی دیگه هم هستن، البته به نظرم مثل ما آدم عادی نبودن...
نجف؟ حرم؟ فروشگاه ها؟ سوت و کور!
پرنده پر نمیزد
تو خیابونهای منتهی به حرم که راه میرفتیم فروشنده های مغازه ها با خوشحالی میپرسیدن راه ها باز شده؟ ایرانی ها دارن میان؟ و ما ناراحت جواب میدادیم نه هنوز! ما فقط اومدیم در حالیکه خودمونم شگفت زده بودیم از اینکه چطور معجزه وار کارمون درست شده! سعی میکردیم از فروشنده ها به قدر توان خرید کنیم. مثلا اگر دوتا پارچه چادر میخواستیم دوتاش رو از یک فروشگاه نمیگرفتیم. از دوتا مغازه مختلف خرید میکردیم
نمیدونم بگم قسمت دوست داشتنی یا غم انگیز ماجرا، حرم ها بودن که خلوته خلوت خلوت بودن
شب هایی بود در نجف که وقتی ما میخواستیم از حرم بیایم بیرون هیچ کس تو حرم و پیش ضریح نبود و دلمون نمیومد بیایم خونه!
دلمون نمیومد ضریح رو خالی رها کنیم
ضریح امیرالمومنین که نبايد خالی از زائر باشه
دلمون برای این غربت میسوخت
باز میموندیم
اخرش ساعت دو سه شب دیگه با معذرت خواستن از امام و چشم گریون بر میگشتیم
خیلی احساس عجیبی بود
اون غم غربت حرم خیلی سنگین بود
راستش این روزها شنیدم کشور دوست هم غریب مونده، خالی از زائر و دوباره یاد اون سفر کربلا نجفم افتادم...
میدونین به نظرم رواق باشه یا نه چراغ قتلگاه اماممون باید روشن بمونه. دوستانی که ناراحت جمع شدن رواق بودن، زیارت رو متوقف به بود و نبود رواق نکنید
شنیدم سه شنبه ها مردم و گروه های مختلف اونجا جمع میشن به خونخواهی امام مخصوصا این سه شنبه که اربعینه
اگر تونستین حتما برین
اگر بنرش و ساعت دقیق برنامه دستم برسه همینجا در کانال اطلاع میدم
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خدایا یا کار من درست شه برگردم ایران یا یه روز تو آلمان خارجی ها به فارسی مرگ بر شاه بگن
خدا همون لحظه☝️
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
@Drmutter