بقیه اش بمونه برای فردا
بیام در مورد ساختار دوره رزیدنتی و تفاوتش با ایران بنویسم تا بهتر متوجه بشین چرا میگم اینجا بستر یادگیری خیلی فراهمه!
خب سیستم رزیدنتی در آلمان به صورت خیلی کلی اگر بخوام بگم دو تا مزیت بزرگ داره نسبت به ایران برای خود رزیدنت
اول اینکه میتونید نوعی فعالیت کنید که در واقع شغل هم حساب بشه و درامد نسبتا خوبی داشته باشین. نه مثل ایران🤐 بالاخره ادم به سن رزیدنتی که میرسه منطقی و نرمالش اینه ازدواج کرده باشه! جامعه و خانواده و فامیل هم که بالاخره توقع دارن از اقای دکتر خانم دکتر
ولی اون حقوقی که به رزیدنت های ایران پرداخت میشه فاجعه است و صادقانه چه بسا زمینه ساز خیلی از بی قانونی های دیگه. مثل کار کردن همزمان یا حتی در اینده زیرمیزی گرفتن و ...
(نگین به فلان صنف بدتر حقوق میدن من الان فقط دارم در مورد صنف پزشک ها صحبت میکنم. ضمن اینکه کمتر شغلی در جامعه استرس پزشکی رو داره.
یکی پزشکی یکی نیروهای نظامی و مسلح و...). بگذریم
حسن دوم کشیک های متعادل تر و کمتر به نسبت ایران. البته کار کمتر نیست ها. واقعا هر شغلی رو که بین ایران و آلمان مقایسه میکنم حجم کار در آلمان بالاتره. ولی رزیدنتی ایران تعداد کشیک های فاجعه ای داره به نسبت.
البته دوره تخصص در المان در برخی رشته ها از پایه طولانی تره. مثلا ارتوپدی کمش ۶ ساله است
یه حسن سومی هم داره که من اصل صحبتم روی اینه...
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
شما تو ایران وقتی رزیدنتی قبول میشی دیگه دانشجو یک دانشگاه مشخصی و بیمارستانهای دوران اموزشت هم مشخصه
ولی....
اماااااا
آلمان این شکلیه که شما برای رزیدنتی باید از یک بیمارستانی پذیرش بگیری.
مثل کسی که میخواد بره سر کار. رزومه میفرستی و میگی میخوای رزیدنتی مثلا باشه کارت و میری مصاحبه و اگر پذیرفتنت درس و کارت همزمانه.
حالا یک لاگ بوکی هم داری که خودت باید حواست باشه تکمیلش کنی.
میتونی انتخاب کنی مثلا دو سال میمونم تو این شهر و این بیمارستان از فلان استاد که معروفه در یک درمان مشخص کار یاد میگیرم بعد برای سال سوم درخواست میدم و پذیرش میگیرم از یه بیمارستان دیگه که در یک موضوع دیگه شاخصه!
انگار میتونی تو کشور بچرخی و برای خودت استاد خوب و خاص پیدا کنی!
هر بیمارستانی؟ نه دیگه. فقط بیمارستان هایی که نظام پزشکی مجوز اموزش رزیدنت بهشون داده
همه این کار رو میکنند؟ معلومه که نه خیلی سخته ولی گفتم اگر کسی اهل سختی کشیدن باشه فضای رشد براش فراهمه. به درد افرادی میخوره که ولع یادگیری دارن مخصوصا برای جراح ها!
یک نکته متفاوت و جالب اینه که شما گاهی میتونید یه بخشی از دوره رزیدنتی رو در مطب یک متخصص اموزش ببینید؟ هر متخصصی؟ نه فقط اونایی که نظام پزشکی بهشون مجوز داده ( باید ازمون های ویژه بدن و ...) این بیشتر برای دندانپزشکی صدق میکنه
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
Dr.Mutter
شما تو ایران وقتی رزیدنتی قبول میشی دیگه دانشجو یک دانشگاه مشخصی و بیمارستانهای دوران اموزشت هم مشخص
این مدل رزیدنتی خوندن البته برای خانواده اون رزیدنت خیلی سخت میگذره.
دائم از این طرف آلمان به اون طرف آلمان خانه به دوش هستن و...
حالا شما یه وقت خیال نکنید من دارم به شخص خاصی اشاره میکنم و غر میزنم!
نه همینجوری کلی گفتم😉
از این نظر فاجعه است اینجا
تازه آلمان بهشت اروپاست یه جورایی!
چند وقته که سیاسیون میگن چرا تو بقیه کشورها مثلا برای فلان درمان مردم یک سال منتظر میشن در آلمان شش ماه!
سیستم بیمه و بیمارستان های خصوصی و کمک های دولتی رو هم که میدونید! بیمارستان ها همیشه کسری بودجه دارن و حالا آلمان چند سالیه طرحی رو شروع کرده که بیمارستان هاش رو میبنده و تعدادش رو کم میکنه!
رسما میگه مردم به جهنم مهم اینه که وضعیت توجیه اقتصادی داشته باشه!
در پنج سال گذشته بین 100 تا 120 بیمارستان در آلمان کاملا تعطیل شدن یا شدن کلینیک درمانهای سرپایی و اورژانسی
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
این هایی که من مینویسم در مورد سیستم درمانی آلمانه!
المان بین اروپا جز بهترین سیستم هاست
یا مثلا در کانادا هزینه ها مثل المان کامل تحت پوشش بیمه نیست.
درسته که کیفیت درمان در ایران خیلی خوبه ولی هستن افرادی که به خاطر صرفا هزینه میان ایران و بعد میگن فقط چون کیفیت درمان ایران عالیه و همزمان پز وضعیت مالیشون رو در کانادا به دوست و اشنا میدن!
اینم گفتم که کسی گولتون نزنه!
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
این از اون تفاوت های اساسی ایرانی ها با آلمانی هاست!
معمولا بیماریهای خاص و پیچیده در بیمارستان دانشگاهی درمان میشه.
اونجا هست که جمع متخصصین و اساتید اصلی جضور دارند و ...
در ایران هم اغلب همینه
حتی در دندانپزشکی هم باز بیماران خاص ارجاع داده میشن به دانشگاه!
ما هم الان برای درمان دخترمون بیمارستان دانشگاهی میریم چون مرکز درمانی اصلی این بیماری اونجاست.
حالا بریم سراغ تفاوت ما با آلمانی ها!
خیلی راحت میپذیرند دانشجو یا پزشک تازه کار براشون کار انجام بده حالا یا با نظارت پژشک با تجربه تر یا بدون نظارت
معتقدند این هم بالاخره بايد یه جوری تجربه کسب کنه و کار یاد بگیره تا سیستم پابرجا بمونه! نگاهشون خیلی اینده نگر و اجتماعیه
الان برای دختر ما هم برخی کارها رو که پرستار انجام میده و باید استریل باشه و حساسه، خيلي از مواقع پرستار با تجربه میاد و کنارش کاراموزه!
کاراموز انجام میده و پرستار اصلی نظارت میکنه!
حتی یک بار یکی از کاراموزها از من اجازه گرفت که با دختر من امتحان پرستاریش رو بده و من هم قبول کردم
صادقانه بگم من خيلی حساسم در این موارد اما این مدل از انعطاف رو از آلمانی ها یاد گرفتم و خودم هم انجام میدم.
در یک جمله بگم در این مورد ما فرسنگ ها با آلمانی ها فاصله داریم!
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
حقیقتا چقدر عالی.
البته در مقایسه با آلمان این حسن حساب نمیشه. چون اینجا اصلا مبحث قرار داد داشتن مطرح نیست. همه مراکز ، بیمارستان ها و مطب ها با همه بیمه ها در ارتباطند.
یعنی اینجا اصلا اون نکته مطرح نیست
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
یک نکته دیگه که قبلا هم اشاره کردم و مهمه اینه که ما اینجا بیمارستان دولتی نداریم. همه بیمارستان ها خصوصی و خودگردانند. برخی از همین ها وابسته به کلیسا و به اسم کلیسا هستن و اسم بیمارستان هم، اسم یکی از شخصیت های مذهبیشونه.
یعنی بیمارستان های دانشگاهی هم خصوصی به حساب میان.
وچیزی که میتونه بین افراد تفاوت ایجاد کنه بیمه هاشونه. اونم فقط باز دو دسته میشه. خصوصی و دولتی.
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
من درک میکنم اما به نظرم درست نست این حرف.
من معتقدم اگر من کنی از راحتیم و حقم نگذرم، شما نگذری، یکی دیگه نگذره در جهت رشد کشور پس چجوری میخوایم وطنمون پیشرفت کنه؟!
منظورم در مواردی که بحث مرگ و زندگیه نیست اما حالا مثلا موقع خون گرفتن یکم اذیت بشیم یا دردمون بیاد.
یکم موقع عوض کردن پانسمان استریل کار بیشتر طول بکشه یا ما دلمون مدام جوش بزنه نکنه کار استریل نباشه کامل
من مداوم این احساس ها رو تجربه میکنم برای دختر دو ساله ام. خودم حواسم به استریل بودن هست و تو دلمم از شدت استرس ذکر میگم که آلودگی وارد کار نشه.
فداکاری فرد به جهت رشد سیستم رو ما کمتر یاد گرفتیم. فکر میکنیم فقط شامل موارد بزرگ مثل ایثار شهدا یا کادر درمان و نیروهای امنیتی زمان جنگ میشه.
در حالیکه نمونه های کوچک زیادی هست که همه ما در طی روز بهش دسترسی ممکنه داشته باشیم.
مثلا پایین مطبی که من کار میکردم یه کافه بود که اغلب روز ها زمان استراحت میرفتیم اونجا چیزی میخوردیم.
یه روزی که صف بود نفر جلوییم نوبتش رو داد به من و گفت شما سر کارین. شما اولویت دارین.
یعنی شما خوب استراحت کنی، و برگردی کارت رو خوب انجام بدی این در نهایت خیرش به منم میرسه...
در مورد درمان هم خیلی رک و راحت میگن بله تجربه کسب نکنید که پس چجوری میخواین در اینده ماهر بشین.
نه کارهای خیلی خطرناک اما....
خلاصه که بین ما و اینا فاصله زیاده از این نظر
اگر ایران دوست هستین من به بعد به این موضوع بیشتر فکر کنید و ببینید کجا ها میتونید از حق خودتون و بچه هاتون بگذرید به حهت پیشرفت یک ایرانی
دکتر موتا
مشاهدات یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
@drmutter
کسی که از ایران میاد و اینجا پذیرش میگیره و تخصص میخونه راه بسیاااار بسیااار سختی رو گذرونده. بارها له شده و استخوون هاش درهم شکسته و دوباره خودش رو ساخته.
استرس مهاجرت، تنهایی، زبان بلد نبودن، بی پولی و در عین حال کلی هزینه کردن، خارجی و شهروند دوم بودن، ارزشیابی مدرک ایران که خیلییی سخته، از همه مهمتر بلد نبودن رسم زندگی در این کشور و خیلی چیزهای دیگه رو کشیده که الان فقط موقع نوشتن این چند جمله و یاداوری خاطراتش بدن خودم سنگین شد. تازه من همه این سختی ها رو نکشیدم مثل همسرم.
حالا اگر این فرد بخواد برگرده اونم در حالیکه سنش بالاتر رفته و مدتی در کشور دوم کار کرده احتمالا ازدواج کرده و بچه داره و درامد نسبتا خوبی داره ( اول مهاجرت که کار نداری بی پولی فشار میاره). کلی جنگیده و زبان یاد گرفته، فرهنگ اونجا رو یادگرفته که این تا مهاجرت نکرده باشین نمیدونین چقدر سخت و مهمه!. با فارغ التحصیلی اماده شغل جدید با افزایش حقوق زیاده. پذیرش اجتماعی خوبی داره. (اینجا دید مردم مثل ایران به کادر درمان بد نیست که برعکس خیلی هم احترام میگذارند.) اگر ازدواج کرده و بچه داره خانواده اش به این فضا عادت کردن. خونه زندگی ساخته و ...
حالا بخواد همه اینا رو بگذاره برگرده وطن و محاسنش چیه؟ اینکه زبان اونجا رو بهتر بلده و خانواده اش اونجان. در برخی جنبه های زندگی استرس کمتره و مثلا شور زندگی بیشتر جریان داره
در حالیکه باید دوباره پروسه ارزشیابی غیر منطقی تر رو در ایران بگذرونه، درامد کمتر، احترام اجتماعی پایین تر و یه سری خرده مسائل دیگه مثل اب و هوا و نظم اداری و...
اینها در مورد فردیه که در مهاجرت موفق شده و به وضعیت مطلوب اجتماعی و مالی و یادگرفتن زبان و ... رسیده.
صادقانه بگم اغلب مهاجرها نمیرسند.
به نظر من میاد اگر کسی با اون شرایطی که گفتیم برگرده یا خیلی به خانواده اش وابسته است که خب از اساس مهاجرت نمیکنه. یا خیلی کشورش رو دوست داره و دغدغه تربیت مذهبی بچه هاش یا نسلش رو داره.
یک نکته رو دقت کنید این برای کسیه که مهاجرت کرده و اون سختی ها رو کشیده و موفق شده. اگر کسی هنوز مهاجرت نکشیده و اون همه فشار رو تحمل نکرده با نصف اون زحمت ها در ایران به احتمال زیاد بتونه شغل خوبی دست و پا کنه و شرایط زندگیش رو مطلوب کنه. بله برای اب و هوا مثلا نمیتونه کاری کنه. ولی این موارد نمی صرفه به تحمل سختی مهاجرت.
اینا البته نظرات من بود فقط☝️
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال