eitaa logo
Dr.Mutter
58.4هزار دنبال‌کننده
3.6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
3 فایل
از حقایق کمتر گفته شده دنیای غرب مینویسم مادر. دندانپزشک. ساکن آلمان. نشر مطالب فقط با ذکر منبع. راه ارتباطی با ادمین محتوا: @dr_mutter تعداد پیام ها خیلی بالاست ممنون که درک میکنید🌷 تبلیغات: https://eitaa.com/dr_mutter_werbung
مشاهده در ایتا
دانلود
《آبجی ببخشید یه سوالی داشتم》 این صدای بلند اقایی بود که من رو امروز ظهر تو پیاده رو جلوی مدرسه پسرم خطاب قرار داد یکی از خوبی های مهاجرت اینه که شما میتونین تو خیابون راحت و بلند به زبون مادریتون با هم صحبت کنید و اغلب هم کسی نیست که متوجه بشه البته که امان از وقتی که سوتی بدین... امروز از در مدرسه که اومدیم بیرون در حالیکه از پسرم فاصله داشتم برگشتم سمتش و گفتم بدو بریم بد جایی پارک کردم و در ادامه گفتم به چه عجب تی شرتتم که تمیز نگه داشتی افرین! اقای جوونی که داشت از کنارمون رد میشد خنده اش گرفت و رد شد از خنده اش فهمیدم همزبونه!🫣 چند ثانیه بعد انگار طاقت نیاورده باشه با لهجه شیرین افغانستانی برگشت گفت ابجی ببخشین یه سوالی داشتم گمونم اولین بار بود کسی ابجی صدام میکرد برعکس همیشه که از این لفظ آبجی خیلی بدم میاد (صرفا سلیقه شخصیمه) این دفعه بدم هم نیومد. خیال کردم شاید تازه وارده تو شهر و میخواد ادرس مثلا مسجد بپرسه اما اون در ادامه گفت ببخشید ولی من تا حالا ایرانی این شکلی ندیده بودم! منظورش رو گرفتم چند باری تا حالا این جمله رو به من گفته بودن افراد مختلف منظورش به حجابم بود! نه اینکه ایرانی محجبه نباشه اما کمه! به نسبت بی حجاب ها تعدادشون خیلی کمتره! گفت واقعا افرین داره و رفت! بعدش با خودم فکر کردم شاید بیست سال نداشت اما تو مملکت کفر با وجود اینکه کم سن بود بی تفاوت رد نشد یه تشویق به حجابی کرد و رفت من سست اعتقاد به حجاب نیستم ولی اگر بودم یک تشویق ساده احتمالا حالم رو خوب میکرد اگرچه الان هم انرژی مثبت داشت برام! حالا نمیگم از فردا تو ایران پسر های جوان به دختران جوان تو خیابون افرین بگن برای حجابشون! من واضحا سنم بسیار بسیار بیشتر از اون جوون کم سن بود اما شاید بشه گاهي اقایونی که سن جوانی رو رد کردند و خودشون صاحب خانواده هستن گاهی به دختران جوان محجبه ما یک افرین گذری بگن و رد بشن... من تو ایران قبلا تجربه کردمش چه برای حجاب خودم که صاحب رستوران بهم تخفیف داد چه برای حجاب دخترم که کوچولو بود و چادر سر میکرد... حقیقتا چه افتخاریه که خدا ما خانم ها رو انتخاب کرده برای اینکه در جامعه نشون دهنده دین حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم باشیم بیاین از امروز تصمیم بگیریم نسبت به رعایت احکام دینی که پیامبر ما اینقدر سختی و عذاب کشیدن برای جا انداختنش بین مردم بی تفاوت نباشیم! حتی اگر میترسیم به بی حجاب تذکر بدیم ( اونم اگر روشش رو بلد باشیم اغلب هیچ مشکلی پیش نمیاد) میتونیم حداقل به اونی که حجاب رو رعایت کرده حس خوب منتقل کنیم ایام عزا فرصتی فقط برای گریه کردن نیست خوبه که تفکر کنیم در باب شخصیت اون روز و برای خودمون یک قدم عملی در نظر بگیریم برای نزدیک شدن به اون معصوم🖤 التماس دعا کانال دکتر موتا مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef انتشار فقط با لینک کانال
خشت اول چون نهاد معمار کج تا ثریا میرود دیوار کج این گوی رو مدیر مدرسه روز جشن شول توته به تک تک بچه های کلاس اولی داد و گفت اسمش گوی شجاعته و هر موقع یک کار شجاعانه کردین این گوی رو فشار بدين که از شجاعتتون بره توش و هر موقع ترسیدین بگیرین دستتون تا اون شجاعتی که توش ذخیره شده رو بهتون برگردونه! در ظاهر یک کار روانشناسانه است برای کاهش استرس بچه ها! اما به نظر من بچه های شش هفت ساله اینقدر بزرگ شدن که دیگه درست نیست با این خرافات عجیب و غریب گولشون بزنیم. یک نمایش مفصل هم بچه های سال بالایی در همین مورد برای بچه ها اجرا کردن... من اما روش های ایرانی اسلامی خودمون رو بیشتر دوست دارم. همونجایی که به بچه هامون میگیم هر جا ترسیدی امام زمان علیه السلام رو صدا بزن. صبح که میبریمشون در مدرسه میگیم با امام حرف بزن تو دلت و بخواه که کمکت کنن یا موقع خداحافظی که میخوان وارد مدرسه بشن دخترم از معلم‌ انلاین فارسیش یه شعری یاد گرفته و میخونیم باهم. دست علی یارت خدا نگهدارت یادمه هر موقع استرس و اضطراب داشتم مامانم هم من رو همینطوری آروم میکردن! میگفتن، مادر خدا که هست میبینه از همه هم مهربونتره و حواسش بهت هست. حضرت زهرا سلام الله علیها رو صدا بزن، به امام زمان علیه السلام با امام رضا علیه السلام حرف بزن... اخ که ما مشهدی ها چه نعمت بزرگی نصیبمون شده همجواری با اقای مهربانیها! زمان کنکور گاهی شب ها استرس که میگرفتم می‌رفتیم حرم و من اونجا درس میخوندم به نیت برکت! چقدر خوبه که ما ایرانی ها ائمه رو داریم، حرم امام رضا رو داریم... شجاعت شیعی ما که از دل توکل و‌توسل میاد کجا و شجاعت تقلبی و توپی اینا کجا! اصلا همین هم هست که این ها سالهاست میل و عشق جوانان ما رو به جهاد و شهادت درک نمیکنند! چون شجاعت هاشون توپی، تقلبیه! از همین بچگی خرافات رو تزریق میکنن به بچه هاشون که بزرگتر که میشن هم دین پر از تحریف مسیحیت رو که کلی خرافه واردش کردن رو میپذیرند ( صحبت من در مورد دین اصلی مسیحیت نیست) با خودم فکر میکنم محرم و صفر مرهم خوبی بود برای دل داغدار خانواده شهدا! بعد این دو ماه میخوان چکار کنند؟ دعا کنیم خدا به دلشون آرامش و سکنه بده خیلی دعا کنیم برای همدیگه... شهادت امام رضا علیه السلام رو تسلیت میگم خدمتتون 🖤 کانال دکتر موتا مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef انتشار فقط با لینک کانال
تیله مد نظر
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داغ شما با ما چیکار کرد که هر چی تلاش میکنم از صبح اما باز هم ربیع مون بوی عید نمیده... کانال دکتر موتا مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef انتشار فقط با لینک کانال
تو بله دارم یه خاطره از ازدواجم مینویسم به مناسبت نزدیک شدن به سالگرد ازدواج مون... اینجا هم میگذارمش! اینجا البته دو سال پیش هم یک خاطره نوشتم براتون ریپلای میزنم روش
کلی تو کانال گشتم دنبال خاطره ام، دیدم نیست! تازه یادم افتاد خاطره ام رو نوشته بودم برای یک کانال دیگه که در مورد ازدواج و اینا بود اونجا منتشر کردن خودم تو کانالم ندارمش!🤐
دشمن ما از خبیث ترین های عالمه!سالهاست که همه جوره زمینه چیده تا روزی بر ما غلبه کنه! عوامل بسیار در خارج از مرزهای ما داره و البته عواملی هم در داخل اکثر قدرتهای دنیا هم طرف اوست اما فضل خدا نگذاشت که ما شکست بخوریم شاید یکی از مهمترین عللی که خدا فضلش رو نصیب ما کرد همین حضور مردم در خیابانه! شوخی نیست ۱۶۸ شب! عدد کمی نیست اما مدام برخی ها دارن تلاش میکنن که تموم بشه گرچه هوشیاری مردم بالاتر از اینهاست قدرت دشمن ما در سخت افزاره، همون ثروت کلان و انواع ناو و جنگنده ما هم سلاح های بی نظیری داریم اما نسبت برتر ما بر دشمن در نرم افزاره ما مردمی شجاع و شهادت طلب داریم دشمن تهدید میکنه به زدن زیرساخت ها، مردم ما در همون مراکز زنجیره انسانی تشکیل میدن! همچین چیزی تصورش هم دود از سر این سیاست مداران غربی بلند میکنه ما در بعد نرم افزار جنگ، یعنی نیروی انسانی اهل جهاد و دارای روحیه شهادت طلبی بلاشک بر دشمن پیروزیم و این درست همون برگ برنده ما در هشت سال جنگ تحمیلی بود وقتی خدا چنین قومی رو مصر در تغییر و تعیین سرنوشت میبینه مسلمه که زمین رو بهشون ارث میده یادتون باشه هر یک شبی که دارین میرید در تجمعات انگار که موشکی به سمت دشمن پرت کردین! نیت کنید این رفتن هاتون رو که بس کار بزرگی انجام میدین و مراقب باشین کسی این تجمعات مردمی رو به نفع خودش مصادره نکنه یا تغییر کاربری نده! تجمعات جهت جشن و کارنیوال و.. نیست برای حمایت از انقلاب اسلامی، نیروهای نظامی و خونخواهی رهبره! تبدیل به جشنواره اش نکنن برخی... ما رو هم دعا کنید که آرزوی لحظه لحظه مون بود حضور در اون تجمعات خیابانی
وقتی که بالاخره ازدواجمون قطعی شد و حرف از نحوه برگزاری مراسمات اومد وسط، اوج جنگ یمن بود! درست مثل امروز مسلمونها داشتن قتل عام می شدن بدون غذا و دارو و مهمات و .... درست مثل امروز دنیا رو سکوت تهوع آوری گرفته بود یادمه اون دوران مامانیم خونشون هر روز مراسم زیارت عاشورا میگرفتن به نیت رفع بلا از مسلمین تو همون گیر و دار ازدواج من قطعی شد! حقیقتش رو بخواین اون موقع ها ما خانوادگی اهل ساده گرفتن و بی تکلف بودن نبودیم😆 یادمه چند سال پیشش که خواهرم ازدواج کرده بودن فقط چهارتا مجلس مفصلِ شام تو تالار و رستوران داشتن و منم مثل هر دختر دیگه ای همه اون تصورات مجلل از عروسیم رو تو ذهنم ساخته بودم تا اینکه ... تا اینکه همون ب بسم الله مامانم بهم گفتن مطمئنی میخوای تو این شرایط که یه گوشه دنیا مسلمونا دارن به اون وضع کشته میشن تو عروسی مفصل بگیری؟ دلت میاد؟ حس بدی نسبت به خودت پیدا نمیکنی؟! در لحظه خیلی جا خوردم، گیج شده بودم، انگار معنی حرفشون رو نمیفهمیدم گفتم خب چکار کنم؟ منظورتون چیه؟ گفتن مجلس مفصل و هتل و ... نگیر یه عروسی ساده بگیر تو خونه شوکه شدم؟ اره بهت زده شدم؟ خیلییی منننننننننن که برای یه مهمونی ساده ولی زیاد فکر نکردم شاید بشه گفت اصلا فکر نکردم گفتم باشه قبول! به دکتر ارنست گفتم تصمیمم رو! نگران بودم قبول نکنن، اونا بچه اول خانواده بودن و می‌دونستم مادرشون هزاران برابر من رویا و ارزو دارن گفتم من فقط مجلس مشهد رو میگم اهواز با خودتون هر جور که دوست دارین اگر چه که من ترجیح میدم اونجا هم ساده و تو خونه باشه. گفتن عروسی رو هر طور تو بخوای من میگیرم ولی مطمئنی پشیمون نمیشی؟! گفتم مطمئن اگرچه که تو سفری که برای بله برون اومدن باز هم جهت محکم کاری با مامانم و دکتر ارنست رفتیم چند تا هتل و تالار رو هم دیدیم از غذاشونم تست کردیم و ... ولی من تصمیمم رو گرفته بودم ما به جای نامزدی و عقد و عروسی مشهد ( که رسم داشتیم همه اش جدا و مفصل باشه) فقط یه مجلس ساده برای خانم ها داشتیم تو خونه و یه شام برای خانم ها و آقایون تو رستوران بعدش ته دلم پشیمون شدم؟ هرگز اما خب یه چند باری شوخیش رو با دکتر ارنست و مامانم کردم😅 اینم بگم بعد من چندتا از دوست و آشنا ها هم دقیقا همین کار رو کردن و تمام مراسماتشون رو یکی کردن کانال دکتر موتا مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef انتشار فقط با لینک کانال
ممنون از همه مخاطبینی که برام سریع فرستادن🌷🌷
الان که ایام محرم و صفر تموم شده موج عروسی ها ان شالله راه میافته ( امیدوارم) و با توجه به این گرونی های سرسام اور همه مردم باید دست به دست هم بدن و کمک کنن به ساده تر شدن رسم و رسوم ها! بخش بزرگی از نگرانی های خانواده ها اینه که اگر ساده بگیریم پس مردم چی میگن؟! اگر ما با یه نگاه کجمون، یا با تعریف یک خاطره بی جا حتی باعث این بشیم که دل کسی بشکنه یا از ساده گرفتن پشیمون بشه یا ازدواج کسی عقب بیافته تا عمر داریم و حتی بعدش باید جواب پس بدیم!
میبینی طرف میخواد تعریف کنه میگه خوب کردین ساده گرفتین الان که دیگه پسرها پول ندارن زمان ما خوب بود همسرم من رو برد خرید عقد گفت هر چی دوست داری بخر! طلایی که من انتخاب کردم رو گفت کمه، بیشتر و سنگین تر خرید و... از این مدل آدمها نباشیم! تو جمع فامیل هر کسی رو که مراسم رو ساده تر گرفت، وسائلش رو ایرانی خرید مدام الگو دیگران قرار بدیم و تعریف کنیم! خودمون رو سهیم کنیم در پایه گذاری یک رسم خوب در جامعه!
من خودم که ازدواج کردم دانشجو بودم، درسم که تموم شد مستقیم اومدم آلمان. زندگیم رو که شروع کردم خیلی از اولیات زندگی رو نداشتم! سالها بعد خریدم همسرم زمان مجردیشون یک اتاق دانشجویی داشتن (در آلمان)، گفتن خونه اجاره میکنم ( توانایی مالیش رو هم داشتن)، مامانم گفتن لازم نیست تو همین اتاق هم میشه زندگی کرد! ازدواج که کردین زن میره تو همون خونه همسرش. به منم گفتن از اول خرج نتراش برای همسرت، سعی کن پس انداز کنین تازه زمان ما ارزونی بود یورو چهار هزارتومن بود! و ما زندگیمون رو از یک اتاق شروع کردیم! بعد کردیمش دوتا اتاق! ساختمونی که ما زندگی میکردیم مال بیمارستان بود ( همون دوتا اتاق) و یه لباسشویی مشترک تو زیر زمین داشت که من استفاده نمیکردم و لباسها رو با دست میشستیم. بچه اولم چهار ماهه بود که اسباب کشی کردیم به یک آپارتمان دیگه و اونجا تازه برای اولين بار ما لباسشویی خریدیم. چقدر هم میچسبه وقتی ادم در خلال زندگی وسائل مورد نیازش رو میگیره، نه اینکه همه چیز از همون اول آماده باشه من هی میرفتم میومدم لباسشوییم رو روشن میکردم میگفتم اخیییش چقدررر خوبه خودش میشوره😄😄 شیرینی و لذتش هنوز یادمه و خیلی از اولیات زندگی رو هم همینطور کم کم گرفتیم پس وقتی میگم ساده میشه شروع کرد خودم چشیدم، تجربه کردم! نباید انتظار داشت امکانات و رفاهی که دختر در خونه پدر و مادرش در سن پنجاه شست سالگیشون داشته رو داماد بیست سی ساله همون اول بتونه فراهم کنه. باید از قبل دخترمون رو به این دیدگاه برسونیم ولی متاسفانه میبینیم که خود پدر و مادر تصور و توقعاتشون عجیب غریبه. از اون طرف هم خانواده داماد انتظارات غیر منطقی در مورد جهیزیه و ... دارند ( میدونم در اصل جهیزیه به عهده خانواده عروس نیست اما خیلی جاها رسمه دیگه که باید البته اصلاح بشه) در شرایط فعلی کشور هر کسی قدمی برداشت در جهت ساده کردن عروسی ها و شکستن این رسم قدیمی قطعا کار بزرگی کرده و ماجوره الی الابد تازمانی که این رسم باقیست! خودمون رو از این خیر بزرگ محروم نکنیم کانال دکتر موتا مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef انتشار فقط با لینک کانال