پیش به سوی خونه...
فعلا تا یه مدت برنامه اینه، یه هفته خونه یه هفته بیمارستان البته اگر همه چیز خوب پیش بره ان شالله
تو اون یه هفته خونه هم باید بیایم بیمارستان برای کنترل ولی بستری نداره معمولا
امروز خدا رو برای سلامتی خودتون وبچه هاتون شکر کردین؟
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
تربیت دینی بچهها خرج داره...
امروز دخترم قرار بود با کلاسهای بعدازظهر مدرسه بره اردو؛ از مرکز محیط زیست و اسبآبیها بازدید کنن و بعد هم شهردار رو ببینن. اما با توجه به تغییر ساعت و برنامهشون، وقتی به خونه میرسید، نماز ظهرش قضا شده بود.
مدرسه ساعت ۱۳:۱۵ تموم میشد، تا ۱۳:۴۵ مدرسه میموندن و بعد با اتوبوس عمومی راهی اردو میشدن.
منم این هفته ماشین ندارم. از دیشب ذهنم درگیر بود که چطور این مسئله رو حل کنم. دخترم هنوز نمیتونست تنهایی تو مدرسه نماز بخونه و من هم با دو تا بچه کوچیک تو خونه، نه میتونستم مدت زیادی تنهاشون بذارم و نه میتونستم هر دو رو با خودم بیرون ببرم.
به فکرم رسید پیاده برم مدرسه، با دخترم تو پارک پشت مدرسه نماز بخونیم و اون برگرده مدرسه. اما هم طول میکشید و دختر کوچیکم مدت زیادی تنها میموند، هم نمیخواستم فعلاً حساسیتی درباره دین دخترم تو مدرسه ایجاد بشه؛ به دلایلی که بعداً براتون میگم. برگشتن به خونه هم یعنی از دست دادن اتوبوس اردو.
تنها راه ممکن موجود تاکسی بود که ذهنم نمیتونست قبولش کنه! اینجا در آلمان تاکسی واقعاً گرونه و جزو رفتوآمدهای معمول مردم نیست. خیلیها شاید در تمام عمرشون سوار تاکسی نشن! حتی برای رفتن به فرودگاه هم خیلیها چمدون به دست با اتوبوس و قطار میرن.
عکس: در مسیر برگشت که پیاده میومدم
ادامه دارد...
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
@drmutter
انتشار فقط با ذکر منبع
صبح اول وقت زنگ زدم به بابای خونه و مشکل رو گفتم. از همون اول گفتن: «تاکسی بگیر، بچه رو بیار خونه نمازش رو بخونه و بعد با همون تاکسی برش گردون مدرسه.»
(خودمونیم چقدر ذهن اقایون گاهی راحت تر از ما تصمیم میگیره و درگیر هزار تا نکته ظریف نمیشه)
ظهر تاکسی گرفتم و مسیر دو سه دقیقه ای خونه تا مدرسه رو سه بار رفتیم و برگشتیم ( برگشت رو دیگه پیاده اومدم) راننده تاکسی حسابی متعجب شده بود.
میدونید برای من مهم بود که دخترم هم نمازش رو بخونه و هم از اردویی که دوست داشت، جا نمونه. نمیخواستم همون اول راه مکلف شدن، نماز براش با یه خاطرهای تلخ همراه بشه.
من خیلی وقتها از موقعیتهایی مینویسم که بچهها باید بین کاری که دوست دارن و کاری که درسته، انتخاب کنن. موقعیتهایی که آگاهانه براشون ایجاد میکنم تا کمکم انتخاب درست رو یاد بگیرن.
اما میدونم و میدونیم گاهی هم باید خودمون همه شرایط رو فراهم کنیم تا انتخاب درست براش ممکن بشه. مخصوصا برای بچه های کوچکتر
قبلاً هم گفته بودم که ما ممکنه از خیلی از هزینههای معمول زندگی صرفنظر کنیم تا بتونیم برای تربیت دینی بچههامون هزینه کنیم.
تو تاکسی در مسیر مدرسه به خونه میگفتم رسیدیم بدوووو میری کیفت رو عوض میکنی و وضو میگیری که کم وقت داریم
بعد ادامه دادم ولی حواست باشه نمازت رو با دقت و اروم بخونی. بهش توضیح دانم صحبت با خدا از همه اردوها مهمتره و الان فرشته ها دارن نگاش میکنن ببینن چجوری نماز میخونه
اردو رو انتخاب میکنه یا حواسش به نمازشه!
شما بودین چیکار میکردین؟
در آخر هم از خدا طلب صبرررررر دارم برای خودم و همه مامانهایی که بچه تازه مکلف دارن! خدایی خیلی سخته...
امیدوارم کامل ترین و کافی ترین مادر عالم خودشون مراقب بچه های ما باشن، مراقب نسل شیعه که قراره سربازی کنن برای فرزندشون ان شالله
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
در همین لحظاتی که من دارم تعداد زیااادی از پیام های شما رو میخونم که عجیب و غریب تعریف کردین از سبک تربیتی ما و اعتقاداتمون و استواریمون بر دین و بچه هایی که تحویل جامعه میدیم
دخترم داد می زنه از تو آشپزخونه و میگه ماماااان من امشب نمیخوام نماز بخونم، خوابم میاد🥴
تازه نه یکبار که دو سه بار گفت
اینم گفتم که یه وقت فکر نکنید واقعیت بچه داری ما خیلی متفاوته. ما هم بی نهایت چالش و دعوا و داد و جریمه و ... داریم
همه اون خوبی هایی هم که راجع به ما تصور میکنید به خاطر ستار العیوبی خداست
دفعه اول خودم رو زدم به نشنیدن
دفعه دوم خیلی طبیعی گفتم خب نخون مامان جون
دفعه سوم که پیشم بود و این حرف رو زد گفتم مامان تو که خودت میدونی نمازت رو میخونی پس حتی حرفش رو نزن. اینجوری شیطونها میشنون و جمع میشن تو خونمون. میگن آخجون اینجا یه بچه ای هست که سختشه نماز بخونه پس بریم راحت گولش بزنیم که نخونه
میخوام بگم روش تربیت دینی اول توکل و توسل توبه و خدایا غلط کردم هیچی بلد نیستم
بعد اینکه خودمون رو تربیت کرده باشیم
بعد فکر و فکر و فکر
بعد تدبیر و گاهی هزینه
بعد هم باز توکل و نذر و نیاز و ....
زیارت هم خیلی اثر داره
همنشین و دوست خوب هم همینطور
خلاصه که من از همتون شرایطم سخت تره و کمتر بلدم و نیازمند دعام
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
@drmutter
انتشار فقط با ذکر منبع