هدایت شده از روزهای مادرانه
12.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما پیروز شدیم، یا شکست خوردیم؟
قسمت اول
هدایت شده از روزهای مادرانه
18.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما پیروز شدیم، یا شکست خوردیم؟
قسمت دوم
دکتر صدیقه طهرانچی
زیارت ششم امیرالمومنین
شب بیست و پنجم چله زیارت ششم امیرالمومنین امام علی علیه السلام 🌷
اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا 🙏
#روزانه نویسی
روز 30 ام جنگ
وقتی مینویسم روز 30 ام جنگ، دلم هری میریزد و يادم می آید 30 روزِ "من بدون تو"
30 روزِ "ما بدون تو"گذشته
اما نه!
تو هستی!شهید،حاضر و ناظر است...میدانم تو راحت شدی...بالاخره میتوانی یک کربلا و نجف بروی... دوست عربستانی کاردرستم ،نرجس که کربلا زندگی میکند،تو را در حرم دیده بود🥹قربانت بروم آخر مشهد هم به زور میرفتی...میگفتی دوست ندارم چندین نفر بخاطر امنیت من ،به زحمت بیفتند.
خون به ناحق ریخته ات، در رگ های ما به جوش آمده عزیز دلم...فقط در کف خیابان، که کنار هم هستیم، بی قرار نیستیم...عزیز دلم برای بچه هایم دعا کن...میدانی که...تمام بچه های ایران،بچه منند...روز اول تجمعات،فاطمه زهرا میترسید بیاید...ولی همان روز، آنقدر شعار داد، که صدایش گرفت...چشمانش میدرخشید.رو کرد به من و گفت: دوست دارم تجمعات رو...هر شب میام.
عزیز دلم میدانی که 2 روزی مجبور بودم به یکی از استانهای دیگر بروم..خیالت جمع...آنجا هم مردم پای کار بودند...به قول خودت مردم مبعوث شده اند! اما شبها خوابم نمیبُرد!عذاب وجدان داشتم از اینکه در جایی بخوابم که صدای بمب نمی آید!همیشه دوست دارم سهمم را بدهم،دُنگم را وسط بگذارم!مثل تو!شرمنده شدم که گفتم مثل تو...آخر تازه در کتابت خواندم چند سال و چطور زندان بودی و چه سختی ها کشیدی اما نشکستی!راستی عزیز دلم،در چله جدید،میخواهم تعداد بیشتری انسان ایرانی،با سرگذشتت آشنا شوند...خودت دعا کن برایمان...
وقتت را نگیرم، میدانم آنجا هم مشغله زیاد داری،عذاب وجدانم با ورود به تهران تمام شد و با یک بمب پر صدا، مقدممان را گلباران کردند..انگار مراکز برق را زدند...لبخندی زدم و شروع کردم به ذکر گفتن!برق شرق تهران،رفت ولی با تلاش مهندسان در عرض یک ساعت برگشت.راستی،دیدی مردم امریکا و دنیا به اعتراض و تظاهرات پرداخته اند،دیدی امروز آواکس زدیم،چند کارخانه به ازای کارخانه هایی که زدند،زدیم.. چه میگویم!تو خودت میدانی،حواست جمع است...دعایمان کن.فعلا خداحافظت.
@madarokoodakeiran
مادر و کودک ایران برگزار میکند:
🌱 چله رشد 2🌱
همخوانی کتاب خودنوشت رهبر شهید: «خون دلی که لعل شد»
به همراه قرائت دعای عهد به مدت چهل روز
🗓️ آغاز برنامه: ۱۵ فروردین
شرکت برای عموم رایگان است.✅
لینک گروه:
https://eitaa.com/joinchat/229639678C482a3911d7
شهادتت مبارک،ای فرزند رئیسعلی دلواری....
هنیئا لک
اللهم الحقنا بهم🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@madarokoodakeiran
دکتر صدیقه طهرانچی
زیارت ششم امیرالمومنین
و امشب شب بیست و ششم چله زیارت ششم امیرالمومنین امام علی علیه السلام هستش🌷
الهی به برکت نام اعظمت :
اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا 🙏
🌸✨ بسمهتعالی ✨🌸
💞 کانال رسمی دکتر صدیقه طهرانچی
👶 فوق تخصص نوزادان | همراه مادران ایرانی
💌 ادمین کانال: @tasnim7
🎀 آیدی اختصاصی ما:
@madarokoodakeiran
🩷 پرسش و پاسخ پزشکی (ویژه مادران):
https://eitaa.com/joinchat/2347304130C0c25ce5d24
🌷 کانال مادر و کودک ایران:
https://eitaa.com/madarokoodakeiran
💗 با عشق کنار مادران و نوزادان…
───═•⊰❀}{❀⊱•═───🌺───═•⊰❀
همین الان وارد شو و از روزمرگی ها و سوال و جواب های پزشکی استفاده کن👌😍
https://eitaa.com/madarokoodakeiran
#روزانه نویسی
روز 31 جنگ
از دستم ناراحت نشوی!اما امروز هم حالم بد بود...هورمونهایم هم بدجور ریپ میزدند و غیر از اینکه دنبال پاچه بودم که خداروشکر موجود بود!(چه کسی بهتر از همسر)😄🤣، مدام باید ذکر میگفتم تا روحیه ایم را کمی بالاتر از صفر نگه دارم...خوشحالم که در کتاب"خون دلی که لعل شد" لحظات ترس،لحظات شک و همه جور لحظاتت را هم نوشتی!اینطوری، میفهمم که انسانی! و قابل الگو برداری!
امروز داشتم فکر میکردم چرا من در نوشته های روزانه ام، تو را مخاطب قرار میدهم سید شهیدمان! یادم افتاد من از دوران دانشجویی، از آن روز که در بیت، مهمانت بودیم،عادت کردم از دلم با دلت حرف بزنم!همان روز که سوتی بزرگی دادم!!هرکسی، شعاری میداد..من هم به بچه های گروهمان با هیجان گفتم:بچه ها بچه ها من یه شعار میدم تکرار کنید!بلند شدم و با حرارت گفتم:توپ تانک بسیجی ،دیگر اثر ندارد...تا اینجا را که گفتم تازه فهمیدم چه گندی زده ام...نشستم و خودم را به در و دیوار زدم😄
امروز عصری ،اول یک فصل کامل برای مادران کودکان مینابی گریه کردم،بعد برای تو عزیز دلم و اخر یادم افتاد که:ان کنت باکیا،فبک للحسین...و برای امام حسین جان،گریه کردم و بر پا و بر سينه ام زدم...تازه فهمیدم انگار گاهی اوقات، سینه زنی باکلاس و با اتیکت جواب نمیدهد و گاهی دلم مراسم زنان عراقی را میخواهد که در خانه حاج حیدر دیده بودم...همه زنان ایستاده و مو پریشان کرده، و ناگهان یکی میپرد وسط و بر صورت خود لطم میزند،تازه یاد همسرم در کربلا افتادم که میگفت تا خون داخل قلبم را برای إمام حسین ندهم،آرام نمیگیرم...راستی حزن و عزا، انگار فهیم تَرَم کرده!! خیلی از مسائل را که قبلا نمیفهمیدم،برایم توجیه پذیر شده!مثل مرگ بر آمریکا، مثل همین خونی که آرام نمیگیرد، مثل چمران که عاشق بمب ها بود،مثل تو!!! تو که وقتی از امید و قله وپیروزی و "ما در مسیر پیشرفتیم"میگفتی و من سعی میکردم "چون تو می گویی" باور کنم!وگرنه برایم بیشتر شعاری بود تا واقعی... تو این قله را ساختی!با خون پاکت...به نظر من تو دیدی،هیچ چیز جز ریختن خونت،شرق تا غرب را بیدار و کاخ یزید زمانه را متزلزل نمیکند!!پس گفتی:فیا سیوف خذینی
تجمعات امشب در تهران،زیر باران بود،برای بچه ها توپ کوچک خریده بودم!برق چشمانشان دیدنی بود!کاش عزیزانی از دولت را یک شب،دو شب در جمعمان میدیدیم!!کاش مزه دهان ما را میفهمیدند!کاش پیام ما به آنها میرسید که ملتی که تا الان 31 روز جانش را کف دستش گرفته و با ارزشمندترین داشته اش یعنی کودکانش به کف خیابان آمده، تحمل نمیکند با یک توئیت مثل دفعه قبل، متوجه آتش بس بشود!!!
باور کنید،این تو بمیری، از آن تو بمیری ها و تقیه ها و دهان بستن ها نیست!پای هدر رفتن خون عزیزترین هایمان وسط است! بی پرده بگویم:ما الان، ملت بی تعارف و خطرناکی هستیم! دولتمردان!مراقب خودتان باشید..
@madarokoodakeiran
#اعلام _شهادت_س_تنگسیری