#روزانه نویسی
جمعه روز 42 جنگ
میدانم!باید به زندگی عادی برگردم!حتی وقتی معلم ورزشم پیام داد که "فردا باشگاه میای؟"شوکه شدم...چطور برم باشگاه؟امادگی روحی؟جسمی؟تحمل کسانی که هیچ درکی از شهادت و دشمن و استکبار ندارند؟اصلا ابهامی ساده تر:الان رفتم حمام ،بعد از ان لباس سیاه بپوشم؟یا رنگی؟آرایشگاه چی؟ما ایرانیها،اولین مهارتی که باید به بچه هایمان یاد بدهیم و خودمان هم استادش شویم،زندگی در ابهام است..تاب آوریست!
از واضح ترها شروع کردم...آرایشگاه را می روم.بعد نشستم دو دو تا چهارتا کردم،دیدم دلم هنوز عزادار است.درست است سید مجتبا در بیانیه اش تلویحا به عنوان صاحب عزا اجازه داد مشکی را در بیاورم،ولی هنوز حتی جسم پاکش داخل خاک نیاسوده...پس لباس مشکی را در نمی اورم.اما روسری ؟نمیدانم..ولم کن...باشگاه را می روم.و نيز روتین های فراموش شده ای مثل داروها و روتین پوست هم باید برگردند.باید حجم اخبار را کمی کم کنم.پس نشستم و یک پاکسازی در کانالهایم انجام دادم.عقلم می گوید این استراحت بین دو نیمه است! و جنگ وجودی تمام نمی شود.میسپرم به خدا ویاد حرف خواهر راه دورم می افتم که گفت" میخوام این دو هفته رو لذت ببری."..من هم ایموجی در حال خنده و تعجب گذاشتم.خواهرجان،لذت ما نوعش ،فرق کرده است!همیینکه آب گرم از دوش می اید،همینکه موقع پایین آمدن از آن سراشیب،پرچم ایران با الله دارد زلف بر باد میدهد و دلبری میکند، همینکه دوستان و خانواده ام زنده اند و جواب پیامک "چطوری" را میدهند لذت است.راستی گفتم دوش...امروز به خودم جایزه دادم!جایزه نصرت!چند دقیقه زیر دوش آب گرم بدون عذاب وجدان!اخر من عادت کرده ام برای صرفه جویی، تشت را پر از آب میکنم و با کاسه،روی سرم میریزم.چون آب کمتری مصرف میکند.اما باز در حمام برایت گریه کردم عزیز دلم.یاد عشایر عراق افتادم که شنیدم پیام دادند،قائد شهید،کربلا و نجف نیامد..دلش میخواست.اما مسائل امنیتی اجازه نمیداد..لطفا جسم ایشان را بیاوردید کربلا زیارت.عزیز دلم،این هفته کتابی که نوشته بودی را کمتر مطالعه کردم اما قول میدهم هفته پیش رو با افکار قوی و متجدد تو بیشتر آشنا شوم.
شب برای تجمعات برای اولین بار به میدان شهدا رفتم.به نظرم جالب است که انسان در یک مکان،محدود نشود و هر شب یک جا باشد! اما میدانها باید خلاق تر شوند،فرصتی برای مهارت آموزی شوند...برای همین بارش فکری راه انداختم و بی صبرانه منتظر جواب فالورها هستم.دوباره شب است و موقع استراحت...شب بخیر دخترکان مینابیِ همراه رییس مجلس به اسلام آباد.خوب بخوابید...کمک کنید انتقامتان را با بند یند آن ده ماده بگیریم.
@madarokoodakeiran
دکتر صدیقه طهرانچی
💫میخواهیم امروز یه بارش فکری، داشته باشیم👌 🛑 به نظرت در کنار شعار و دعا در میدانهای شهر،چه کارهایی
و اما برخی از پاسخ های شما 👇👇
📌برخی ازپاسخ های شما در ایتا 📌
🔴تراکت های فرزند آوری پخش بشه کنار غرفه های بازی و نقاشی بچه ها
تحت عنوان مطالبه زمین مانده رهبر شهید
🔴به نظرم چون داره جزیی از برنامه روزمره میشه باید کارهای روزمره آورد توش. فضاهای زیاد برای انواع بازی بچهها.بازیهای فکری برای نوجوانها، کتابخانههای عمومی میتونن هماهنگ شن و کتاب بیارن و قسمتی ملت بتونم بشینن کتاب و مجله بخونن، فضا برای مادران شیرده، اصلا یه چادرهایی باشه افراد بادغدغه مشابه بشینن با هم معاشرت کنن، مثلاً مادرهایی که دخترهای ۳ تا ۵ سال دارن، غرفهی مادران خانه دار، مادران کارمند، پسرهای دبیرستانی رشته ریاضی، امسال اینها، زندگی عادی بیاد تو متن. هر شب فقط سخنرانی و مداحی طولانی مدت خستهکننده میشه
🔴آموزش مهارتهایی که لازمه مثل حفاظت ازخود و کمک اولیه
به گروه های مختلف(موسیقی،اصناف،قاری های قرآن،فعالان حوزه کودک و نوجوان و.) فرصت دیده شدن ونقش آفرینی بدیم
غرفه های فروش کتاب با تخفیف،لباس های محجبه،بازی های فکری
پسرپنج سالم میگه خوراکی خوردن بچه ها😁
🔴 غرفه مادروکودک باتیم تون برگزارکنید
🔴توی قم موکبهای فرهنگی پزشکی گذاشتندروانشناسی طب ایرانی اسلامی،دندانپزشکی و
🔴چند شب پیش برای بچهها آبنبات گرفتیم وازدخترم خواستم به بچههایی که میان بده
برای فرداشب هم برچسب باطرح موشک وپرچم ایران چاپ کردیم که بدیم بچهها
🔴 سعی کردم بیشتربرای بچهها سرگرمی درست کنم تاتعداد مادران درگیر بچهها کمتر بشه
https://eitaa.com/madarokoodakeiran
راستی در بله جوابها متفاوته
خواستی اونم ببین👇
https://ble.ir/Drsedighehtehranchi/-8624337251634234490/1775908055447
#اندر احوالات مطب امروز
یه خانواده هفتادی، با 4 بچه اومدند
آخری ،نوزاد 5 روزه بود و زردی داشت و دستگاه لازم داشت که گرفت و برد..
ولی بچه رو تو این، گذاشته بودند روی کانتر و من بجای اونها قلبم تو دهنم بود!!!!
خدایی الکی نیست بعضی هاتون کشش و توانایی 4 بچه رو دارین!!!!
دو تا دختر دیگه داشتیم که اصلا نمیذاشتند معاینشون کنم...🤕عزیزان چرا با بچه هاتون دکتر بازی نمیکنین که انقدر از دکتر نترسند؟😄
@madarokoodakeiran
حالمو در روزانه نويسي امروز مینويسم...
فقط بگم
همه قیمت ها رفته بالا...باشگاه،تقریبا دو برابر...حتی قهوه اش 25 درصد...اما من فعلا ویزیت را بالا نمیبرم..تا وقتی زورم به اجاره اتاق مطب برسد...اول ورزش، تازه یک نگاه جدید به" روتین" پرید وسط احوالم ،.حتی همین قهوه،همین آهنگهای تکراری ،من را به زندگی متصل کرد. و صد بار خدارا شکر کردم.
ورزش،ضد افسردگی است.متعادل کننده هورمونهاست.بهبود دهنده خواب است.
من از بچگی،حرفه ای شنا میکردم...
گاهی دوست داشتم وسط طول شنا،بقیه طول را بی خیال شوم...اما نمیشد!
ورزش یعنی وقتی به صفر میرسی،بازهم مجبوری ادامه بدهی! و این پرورش دهنده تاب آوری ما و بچه های ماست.
از آن غافل نشوید.!
@madarokoodakeiran
دکتر صدیقه طهرانچی
زیارت ششم امیرالمومنین
شب سی و هفتم چله زیارت ششم امیرالمومنین علی علیه السلام
برای پیروزی ایران عزیزمون و هرچه برای این مملکت امام زمان عجل الله خیر و برکت باشد دعا میکنیم
اللهم عجل لولیک الفرج 🙏🇮🇷
#روزانه نویسی
شنبه روز 43 جنگ:
اولین روز تصمیم برای طبیعی تر شدن زندگی،زیادی موفقیت آمیز بود!از 8 صبح تا 11 شب بیرون بودم!!!به خدا درست است به قول همسرم:تو هیچ وقت زن خانه نشین نبودی!!! ولی انقدرها هم دَدری نبودم!زیست در کف خیابان،ما را بدجوری گرفتار گیسوی چون کمندش کرده است!
صبح ،مظهر ،اولین روز باشگاه،درحالیکه دوست داشتم ،وسط آهنگ های دیش دارام دیرام،گریه کنم!اچون یاد آخرین روزهای بهمن افتادم که با این آهنگ ها ورزش میکردیم و عزیز دلمان،زنده بود...
مثل همیشه،حتی برای این حرکات نسبتا موزون،نیت میکنم و چون شنبه است ثواب آنرا به رسول الله تقدیم میکنم.و خواهش میکنم،سرداران میز مذاکره را چون سرداران میدان،سربلند به وطن برگرداند.
اما من یک فرقی کرده ام! دیگر حتی با خودم هم تعارف ندارم و سختگیرانه، حرکات ورزشی را محکم و با صلابت، انجام میدهم.از بعد از شهادت رهبر ،اینگونه شده ام!که علت روانشناسی اش را نمیدانم...تعارف کمتری با آدمها دارم، تیزتر شده ام!
بعد از اتمام جلسه اول ورزش که انگار ،ساعتها طول کشید،زهرا دنبالم آمد و یعد حدود 60 روز رفتم آرایشگاه!بعد از آن تا شب، با هم بودیم و از دیدن شکیب و رفتن به پاساژ و خرید برای ملاقات فردا برای مادری که یک کودک شهید و یک جانباز دارد،گرفته تا استامبولی پلو و ترشی خوردن و بعد تجمع شبانه...تازه کلی هم محتوا ضبط کردم که باید برای ادیت بدهم.به قول قدیمی ها چار ستون بدنت سالم باشد و بدو !!
دویدن یک طرف،استرس مذاکرات یک طرف دیگر!!خدایا میدانیم ما ایرانیها باید هنر کنار آمدن با ابهام را هر روز تمرین و زندگی کنیم ولی تا چه حد و مرتبه؟؟نه به آن ترامپ اپستینی اعتماد دارم که میگوید هرمز را مین برداری کرده، نه داخلی ها شفافیت و سرعت لازم را با ما دارند!!! اما ترجیح میدهم به داخل،گوش کنم.
با وجود اسراییل خبیث،فقط خدا باید این گروه مذاکره را به سلامت به وطن برساند.فالله خیر حافظا و هو اذحم الراحمین.
@madarokoodakeiran
خوب خوب...مذاکره هم که موفقیت امیز نبود...نه نه اتفاقا موفقیت امیز بود!!!چون، خط قرمزهای ما رو میخواستند زد کنند
هرمز باز..
غنی سازی صفر...
و...
موفقیت این بود که با عزت برگردند
باورتون میشه کل دیشب رو خوابم نبرده؟؟؟
اینو ببین حالت عوض شه😄👇👇👇