#روزانه نویسی
دوشنبه روز 45 جنگ
توی بیمارستان از 6، زندگی و جنب و جوش عملا شروع میشود!دیگر انقدر سرو صداست که نمیگذارند بخوابی!فکر کنم هم برای مریض ها هم دکترها همین است!به زور بلند شدم و صبحانه مجلل پنیر کاله یک نفره با مربا را خوردم.بدم می اید از نان پاپتی!یا همان لواش!دقت کنید مثل پاپت است.این را از دخترم یاد گرفتم😁 دو روز است به فکر همکلاس اش ط هستم که پدربزرگش شهید شده و سر کلاسهای آنلاین نمی آید! عجب! دخترم اول سال میگفت ط در گوشم گفته پدربزرگش با حاج قاسم بوده!من فکر کردم پز کودکانه است.دخترک کلاس سومی،چه حجمی از درد و رنج و سوگ را باید تحمل کند😭 البته فکرهایی برایش دارم!یادم می آید، همکلاسی پسرم ،کلاس اول دبستان از سرطان خون فوت شد و مدرسه چقدر زیبا،سوگ و اولین مواجهه پسرم با مرگ را رقم زد.
امروز میخواستم بعد از مطب، به مزار شهدا بروم.اما قسمت نبود.بهانه ی قسمت نشدن، دیر کردن آخرین مریض بود....اما دلم قطعه ٤٢ بود...این روزها،با اخبار عجیب و پر از جنگ رسانه ی ایران و امریکا میگذرد.یادم هست،دبستان که بودم در مسابقه حدیث، معصومی فرموده بود خدا وقتی بخواهد مورچه ای را از بین ببرد، به او بال میدهد تا خوراک پرندگان هوا شود!نمیتوانم شادی و افتخارم از کارهای لگویی ایران را مخفی کنم! و هر وقت،خدا قسمت میکند و وصل شوم،نظرات مردم جهان درباره انیمیشن های لگویی را میبینم و برای سلامتی آن جوانان،دعا میکنم.شب موقع انجام فریضه"خیابان گردی"عجب بادی می آمد!از خستگی،بدن درد دارم.باید بروم بخوابم.فردا روز خداست!و شهادت امام صادق و ناگهان به ذهنم می آید تا چند روز دیگر که امریکا احتمالا دوباره حمله میکند،اسمش وعده صادق 5 میشود؟من باشم که همان 4 حسابش میکنم...به قول بچه های ریز و درشتی که امشب صف طویل بسته بودند تا شعار بدهند:بجنگ تا بجنگیم!
@madarokoodakeiran
دکتر صدیقه طهرانچی
زیارت ششم امیرالمومنین
رسیدیم به شب سی ونه چله مون..
تنها یک شب به پایان این چله نورانی از امام علی علیه السلام مونده...
ان شاالله پایان چله مون با پایان کفر و ظلم آمریکا و رژیم غاصب اسرائیل مصادف بشه...
ان شاالله
اللهم عجل لولیک فرج
طلوع یک قدرت بزرگ
📃 امروز طلیعه برآمدن جمهوری اسلامی بهعنوان یک قدرت بزرگ و قرار گرفتن استکبار در سراشیبی ضعف، مقابل چشم همگان آشکار شده است.
✍🏼 بخشی از پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای | ۲۰/فروردین/۱۴۰۵
https://eitaa.com/madarokoodakeiran
کیا اربعین رفتین؟🖐
کیا میخواهین امسال انشالله برین اربعین؟🥹🥹
میخوام امروز قصه شخصی رو بگم که به همتون مربوطه اما خودتون نمیدونین!!!
منتظرم باشین
@madarokoodakeiran
⛔️تق تق
زدم به شیشه ی ماشین
تکانی خورد و بیدار شد
در ماشین را باز کردم
گفتم :" سردار، چرا توی ماشین خوابیدین؟"
گفت :"چه ایرادی داره؟"
گفتم :"بفرمایید داخل ساختمون استراحت کنید"
گفت :"میترسم اونجا دسترسی به من دیرتر بشه،زایر امام حسین، مشکلش حل نشه"
تمام حدود دو ماهی که در مرز مهران، بودیم در ماشین خوابید
برای همه ی ما، از آن فرماندهانی بود که اگر میگفت بمیرید!برایش می مردیم!
ما گهگاه میرفتیم و از موکب های لب مرز،غذا و خوراکی میگرفتیم و میخوردیم....اما سردار رضاییان، نمیخورد!میگفت اینها برای زایران است!
یک بار ،٢ روز پشت سر هم فقط چای و نان خورد!همه نگران سلامتی اش بوديم.می گفت وقت نمیکنم.
به یکی از دوستانش که بُرش بیشتری داشت خبر دادیم...ساعت ٢نیمه شب دیدیم دارد به سمت محل استقرار آن دوست میرود.نفس راحتی کشيدیم و بعدا که خبر گرفتیم،برایش بعد از ٢ روز غذا پخته بود و ایشان خورده بود
.اعتقاد داشت باید برای زیارت اربعین، هرکسی که عاشق رفتن است،برایش راه باز کنیم،خواه ایرانی و خواه غیر ایرانی.
روزی که خبر شهادش را شنیدیم فهمیدیم که تمام آن خدمت ها به زایران اربعین،این خادم الحسین را ، به "رفیق الحسین" بودن رسانده و
تمام خستگیهایش تمام شده است.
سردار عزیز ما،حال که دستت بازتر است، دعا کن تا این جنگ را با عزت و نصرت پیش ببریم.ما هم اربعین، به یاد تو ، تا کربلای عشق، قدم خواهیم زد🥹
#چهلم
#گوشه نشین امامزاده صالح
#شهید خادم الحسین
#رفیق الحسین
@madarokoodakeiran
10.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انیمه جنگ مذاکره ایران و امریکا
@madarokoodakeiran
دکتر صدیقه طهرانچی
زیارت ششم امیرالمومنین
✨چهلمین شب چله مون هم رسید✨
ان شاالله بهزودی دنیا به یمن مولایمان صاحب الزمان منور شود 🙏🌹
پیروزی ایران اسلامی و لبنان مقاوم
نابودی کفر آمریکای جنایتکار و رژیم اسرائیل غاصب 🔥 ان شاالله
#روزانه نویسی
سه شنبه روز 46 جنگ
صبح با ذوق دیدن پدر و مادرم بعد چندین هفته،بیدار شدم.تهران دوباره شلوغ و ترافیک شده.دوست داشتم ورود پر احساسی به خانه والدین داشته باشم اما همزمان، یکی از فامیل ها که مریض سرطانی دارد داشت با من درد دل میکرد و بصورت پانتومبم سلام و روبوسی کردم🤕.
پدر و مادر نعمتند.تا ظهر را با آنها گذراندم و سپس بسوی چهلم سردار رضايیان،که در مسجد نزدیک امامزاده صالح برگزار میشد به راه افتادم.شهادت امام ششم است.تجریش ،جای سوزن انداختن نبود.شور زندگی موج میزد.همزمان،زنان با رنگ و لعاب های مختلف جلب توجه میکردند.فکر کردم این خیابان چقدر شب و روزش با هم متفاوت است.شب پر از الله اکبر، روز پر از چهره های متفاوت.البته شب ها هم، زنان با همه جور پوششی به میدان می آیند .
داخل مسجد رفتم و صدای پویان فر برایم جلب توجه کرد.مراسم که تمام شد،بیرون آمدم و منتظر همزاهانم شدم...ولی با دیدن این همه مقام لشگری و کشوری،قلبم به تپش افتاد و مرتب "یا حافظ" خواندم و به همه فوت کردم! آخر ،عزیزان،دشمن بیدار است و هوشیار!مثل هر روز ،جیره ی اشک و آهم را از نبود ره بر شهید،بر دامن ، افشاندم و موقع خواب و ناز کردن موهای دخترم، جیره اشک، برای مادران میناب را...میدانم موقع خواب دستشان را باز میکنند و فرض می کنند دختر کوچکشان، روی بازویشان با لبخند ،به خواب فرو رفته...آخر ،خودم در کشیک ها، ناخواسته،همچین کاری میکردم!اما من 36 ساعت بچه هایم را نمیدیدم و مادر مینابی ، تا رفتن به خانه اخرت...خدایا صبر زینبی به آنها اعطا بفرما
@madarokoodakeiran
18.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💥قصه مهربانو و معجزه زنده موندش رو اگر شنیدی...🤔
📌بدون که معجزه تکرار میشه...
♦️ما زنده ایم مثل امید....♦️
#برنامه_تلویزیونی #ماه_ماه #مهربانو #رمضان #جنک
https://eitaa.com/madarokoodakeiran