eitaa logo
هامون
40.1هزار دنبال‌کننده
13.7هزار عکس
1هزار ویدیو
44 فایل
🔹 تبلیغات ⬅️ کانون تبلیغاتی قاصدک @ghaasedak 🔴تبادل نظر
مشاهده در ایتا
دانلود
دلم آنجاست که آن دلبر عیار آنجاست 💠 @e_adab 💠
حکایت کنند از بزرگان دین حقیقت شناسان عین الیقین ک صاحب دلی بر پلنگی نشست همی راند رَهوار و ماری ب دست یکی گفتش: ای مرد راه خدای بدین ره که رفتی مرا ره نمای چه کردی که درنده رام تو شد نگین سعادت به نام تو شد؟ بگفت ار پلنگم زبون است و مار وگر پیل و کرکس ، شگفتی مدار تو هم گردن از حکم داور مپیچ که گردن نپیچد ز حکم تو هیچ چو حاکم به فرمان داور بود خدایش نگهبان و یاور بود محال است چون دوست دارد تورا ک در دست دشمن گذارد تورا ره این است ، روی از طریق متاب بنه گام و کامی که داری بیاب نصیحت کسی سودمند آیدش که گفتار سعدی پسند آیدش 💠 @e_adab 💠
ای روی تو راحت دل من چشم تو چراغ منزل من آبی‌ست محبت تو گویی کآمیخته‌اند با گل من شادم به تو مرحبا و اهلا ای بخت سعید مقبل من با تو همه برگ‌ها مهیاست بی تو همه هیچ حاصل من گویی که نشسته‌ای شب و روز هر جا که تویی مقابل من گفتم که مگر نهان بماند آنچ از غم توست بر دل من بعد از تو هزار نوبت افسوس بر دور حیات باطل من هر جا که حکایتی و جمعی هنگامه‌ی توست و محفل من گر تیغ زند به دست سیمین تا خون چکد از مفاصل من کس را به قصاص من مگیرید کز من بحل است قاتل من 💠 @e_adab 💠
‍ بر آنم گر تو باز آیی که در پایت کنم جانی و زین کمتر نشاید کرد در پای تو قربانی امید از بخت می‌دارم بقای عمر چندانی کز ابر لطف باز آید به خاک تشنه بارانی میان عاشق و معشوق اگر باشد بیابانی درخت ارغوان روید به جای هر مغیلانی مگر لیلی نمی‌داند که بی دیدار میمونش فراخای جهان تنگ است بر مجنون چو زندانی؟ دریغا عهد آسانی که مقدارش ندانستم ندانی قدر وصل الا که درمانی به هجرانی نه در زلف پریشانت من تنها گرفتارم که دل در بند او دارد به هر مویی پریشانی چه فتنه‌ست این که در چشمت به غارت می‌برد دل‌ها تویی در عهد ما گر هست در شیراز فتانی نشاید خون سعدی را به باطل ریختن حقا بیا، سهل است اگر داری به خط خواجه فرمانی زمان رفته باز آید ولیکن صبر می‌باید که مستخلص نمی‌گردد بهاری بی زمستانی 💠 @e_adab 💠
این بوی روح‌پرور از آن خوی دلبر است وین آب زندگانی از آن حوض کوثر است.. بوی بهشت می‌گذرد یا نسیم دوست؟ یا کاروان صبح؟ که گیتی منور است این قاصد از کدام زمین است مشک‌بوی؟ وین نامه در چه داشت؟ که عنوان معطر است بر راه باد عود در آتش نهاده‌اند؟ یا خود در آن زمین که تویی خاک عنبر است؟.. بازآ که در فراق تو چشم امیدوار چون گوش روزه‌دار بر اللهُ اکبر است دانی که چون همی‌گذرانیم روزگار؟ روزی که بی تو می‌گذرد روز محشر است گفتیم عشق را به صبوری دوا کنیم هر روز عشق بیشتر و صبر کمتر است صورت ز چشم غایب و اخلاق در نظر دیدار در حجاب و معانی برابر است در نامه نیز چند بگنجد حدیث عشق؟ کوته کنم که قصهٔ ما کار دفتر است.. 💠 @e_adab 💠
یار گرفته‌ام بسی چون تو ندیده‌ام کسی...♡ 💠 @e_adab 💠
هر آن سِری که در سر داری با دوست در میان منه چه دانی که وقتی دشمن گردد و هر گزندی که توانی، به دشمن مرسان که باشد که وقتی دوست شود. رازی که نهان خواهی، با کس در میان منه، و گر چه دوست مخلص باشد که مر آن دوست را نیز دوستان مخلص باشد، همچنین مسلسل. خامشی به که ضمیر دل خویش با کسی گفتن و گفتن که مگوی ای سلیم آب ز سرچشمه ببند که چو پر شد نتوان بستن جوی سخنی در نهان نباید گفت که بر انجمن نشاید گفت 💠 @e_adab 💠
با لشکرت چه حاجت، رفتن به جنگ دشمن؟ تو خود به چشم وابرو  بر هم زنی سپاهی 💠 @e_adab 💠
جز یاد تو بر خاطر من نگذرد ای جان با آن که به یک باره‌ام از یاد بهشتی با طبع ملولت چه کند دل که نسازد شرطه همه وقتی نبود لایق کشتی 💠 @e_adab 💠
گر برود به هر قدم در ره دیدنت سری من نه حریف رفتنم از در تو به هر دری 💠 @e_adab 💠
✨ عاشق گریختن نتواند که دستِ شوق هرجا که می‌رود متعلق به دامن است 💠 @e_adab 💠
♥️🍃 وقت آن‌ است که مردم ره صحرا گیرند خاصه اکنون که بهار آمد و فروردین است 💠 @e_adab 💠