بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین، والصلوة والسلام علی خیر خلقه و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین الی یوم الدین
قال الحکیم فی محکم کتابه الکریم؛ «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، وَلا تَحسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقونَ». آل عمران آیه 169
آیه کریمه حاکی از آن است که انسانی که در راه خدا کشته می شود، بعد از مرگ حیات دیگری دارد. این حیات، همان حیات برزخی است. اما این حیات برزخی به گونه ای دیگر است که خداوند از آن به کلمه «عند ربهم» تعبیر می کند. البته این «عند» عند مکانی نیست. خداوند منان بالاتر از آن است که زمان و مکانی بر او احاطه کنند بلکه این «عند» ، «عند» شرافتی و افتخاری است. معلوم می شود در عالم برزخ، حیات انسان ها مراتب دارد و عالی ترین مرتبه یا یکی از آن عالی ترین مراتب برای شهیدان در راه حق است.
سخن ما درباره شهید بزرگوار، «آیت الله العظمی» مرحوم حاج شیخ فضل الله نوری اعلی الله مقامه است. من باید ایشان را با این بیت معرفی کنم که هم دارای شهادت بوده و هم دارای علم:
علم الشهادة والکرامة والعلی و حلیف علم الدین والآثارهم
درباره این بیت شعر توضیحی می دهم؛
علما و شهدا هردو در یک راه حرکت می کنند، هدف یکی است اما کیفیت حرکت اینها متفاوت است؛ عالم، راه را برای مردم روشن می کند؛ راه ایمان و تقوا را روشن می کند، راه امنیت را روشن می کند. آنچه که برای سعادت مردم لازم است، عالم با قلم و بیانش به روشنگری می پردازد. اما «شهید» در همین هدف، کار دیگر انجام می دهد. آن موانع سعادت مردم را برمی دارد تا افراد به آن واقعیت و هدف برسند بنابراین شهید همراه عالم است، کار عالم روشنگری است و کار شهید، مانع زدایی با دادن جان و مال در راه هدف است. این در صورتی است که عالم غیر از شهید باشد و شهید غیر از عالم باشد. اما گاهی اتفاق می افتد که هردو در یک نفر جمع می شود. یعنی درواقع، فردی هم عالم است و هم شهید؛ این بالاترین مراتب است. البته انسان تصور می کند که عالم همیشه با قلم و کاغذ و کتاب سروکار دارد، سروکار شهید هم در میدان جنگ ، دفاع از اسلام و دیانت است. چطور اینها جمع می شوند؟ نخیر. من به شما عرض کنم که در همین چند قرن ما، علمایی بودند که هم دارای علم و دانش با قلم اسلام را روشن می کردند و گاهی هم خونشان در راه همین هدف ریخته شد. یکی از آنها هم «شیخ فضل الله نوری» است و لذا می گوئیم:
علم الشهادة والکرامة والعلی (این یک مزیت) و حلیف علم الدین والآثارهم
این شخصیت بزرگوار در سال 1259 هجری در مازندران متولد شده است، تا 20 سالگی در مازندران بوده، بعد به تهران آمده و مقداری آموزش دیده، مسائلی را آموخته اما دیده این میدان برای او کافی نیست لذا بعد از فوت شیخ انصاری به نجف سفر کرد. از دو عالم بزرگوار توانسته بهره های علمی بگیرد و به عالی ترین درجه اجتهاد نائل بشود. آن دوعالم؛ یکی مرحوم سید محمدحسن شیرازی مجتهد بزرگوار و دیگری مرحوم شیخ حبیب الله رشتی. از هردو بهره گرفته و اتفاقا هردو از شاگردان برجسته شیخ انصاری بودند که در حقیقت این شهید ما از مرحوم شیخ انصاری بهره گرفته با دو واسطه؛ گاهی میرزای بزرگ شیرازی و صاحب ان واقعه تنباکو و دیگر میرزا حبیب الله رشتی. ایشان رساله ای را نوشته و ان را نزد مرحوم شیخ حبیب الله رشتی برده و ایشان یک تقریظی نوشته است. سطر اول تقریظ اینگونه است: «اگر دریاها را بشکافیم، بیابان ها را برویم، بهتر از این رساله در آنجا پیدا نمی کنیم». البته این را عالمی می نویسد که از نظر تقوا و ورع در حد بسیار بالایی بود.
آثار علمی مرحوم فراوان است؛ یکی از آثارش، 25 قاعده فقهی را در 500 بیت به نظم درآورده است. قواعد فقهیه را در قالب شعری ریختن آن هم در 500 بیت، خیلی کار مشکلی است البته این قواعد، قواعد فقهی محکمی است که ایشان آوردند و یکی از کارهای دوران نوجوانی ایشان بوده. کتاب های دیگری هم دارد که بهترین کتاب ایشان همان «ضمان ید» است که ما در موسسه چاپ و منتشر کردیم.
بالاخره از نظر علمی و فکری جای بحث و گفت وگو نیست. ایشان عالمی نبوده که تنها در خانه بنشیند و در مدرسه درس بگوید و کار با مردم نداشته باشد. درواقع، عمرش در جامعه بوده، فکرش در جامعه بوده که بتواند جامعه را متدین بار بیاورد و دشمنان را برطرف کند. مثلا در سال 1320 یا 1321 به حج مشرف شده است از طریق جبل که از طریق نجف می رفتند. در رفتن و برگشتن، دیده خیلی ضررها بر حجاج وارد می شود، افرادی در راه می میرند و جسدشان در بیابان می ماند. پس از بازگشت به نجف، خدمت مراجع نجف می رسد که رفتن به مکه را از این طریق تحریم کنند. مرحوم فاضل شربیانی و دیگران تحریم کردند. پیداست که این عالم، از همان دورانی که بوده درد دین و درد جامعه را داشته است. ادامه دارد:
@e_sobhani
ادامه:
آنچه که درباره آن باید بحث بیشتری کرد، مسئله مشروطه است. البته بعد از سال 1320 و اواخر سلطنت مظفرالدین شاه، مسئله مشروطه مطرح شد. درواقع مسئله ای بود که از غرب به شرق آمد. اول به ترکیه و سپس به ایران آمد. می گفتند مراد این است که حکومت فردی از بین برود، استبداد از بین برود و درواقع یک نوع حکومت پارلمانی و مجلسی باشد. و لذا اکثر علما استقبال کردند و یکی از آنها مرحوم شیخ اعلی الله مقامه بود که مساله استبداد نباشد، جمعیتی دارای علم و تقوا و فضل باشند، در مجلس بنشینند تصمیم بگیرند و دولت هم اجرا کند. اما بعدا دیدند «المشروطة کلمة حق یراد بها الباطل». مراد در واقع، تجرد از استبداد نیست بلکه مراد، تجرد از دین و قواعد دینی است. درواقع می خواهند دین را کنار بزنند و غیر دین حاکم شود. لذا شیخ در اینجا سینه سپر کرد. در اینجا خیلی بیانات و نوشته هایی دارد و کتاب مستقلی دارد. فلذا مرتب با علما در تماس بود، به نجف نامه می نوشت، گاهی هم به قم می امد، بست می نشست، اواخر هم در حرم حضرت عبدالعظیم بست می نشست که مردم را بیدار کند و لذا مرحوم حاج میرزاحسن تبریزی مجتهدی در تلگرامی که به نجف کرد، نوشت: «المشروطة کلمة حق یراد بها الباطل». عینا سخن خوارج است. خوارج هم می گفتند، «لاحکم الا لله». امیرمومنان فرمود: بله «لا حکم الا لله». قرآن هم همین را می گوید. اما خوارج می گویند که حکومت نباشد. درواقع می خواهند قید و بند را بردارند و مانند غربی ها همه نوع مفاسد آزاد باشد. و لذا در این راه به قدری پافشاری کرد که دشمن با یک طرح عجیبی، او را روز روشن در خانه اش دستگیر کردند و در مجلسی، محاکمه صوری کردند و بعدا هم به مقام شهادت رساندند.
در افواه معروف است که شیخ اعل یالله مقامه به هنگام به دارآویختن این بیت را خوانده بود:
با مسجد و منبر نبود دعوى توحيد *** منزلگه مردان موحد سر دار است
ما نمی دانیم این واقعا صحیح بوده است یا خیر. اگر هم بوده، مقصود شیخ این است که مسجد محترم است، منبر محترم است، مسجد و منبر است که مردم را به حق هدایت می کند اما اگر روزی عالمی که در مسجد و محراب است، احساس کند که علاوه بر این دو وظیفه، وظیفه دیگری دارد و ان اینکه جان در راه خدا بدهد و جام شهادت را بنوشد باید این وظیفه سوم را هم انجام دهد. درواقع، شاید مقصودشان همین است که از حسین بن علی (ع) نقل شده که یکی از ابیاتش این است که «اگر دین جد من موفق نمی شود و استقامت پیدا نمی کند جز با قتل من، من اماده شهادتم». بنابراین مسجد و منبر محترم اما همین گاهی سبب می شود که مقام دیگر را هم به دست بیاورد. در همین انقلاب ما، تا انجا که نقل شده 2500 روحانی اعم از مقام بالا یا مقام متوسط جام شهادت را نوشیده اند که درحقیقت به گفتار حسین بن علی (ع) عمل کردند.
درحقیقت، انسانی است که جان و حیثیت خودش را در این راه گذاشت. خوشا بحالش! یک زندگی موقت را از دست داد و یک زندگی روحانی عالی گرفت. اشعاری درباره شهادت ایشان سروده شده که بهترین اشعار، شعر مرحوم سید احمد پیشه وری است. خیلی شعر بسیطی را سروده است. مرحوم سید احمد رضوی پیشاوری نزیل تهران بود که سال 1348 یا 1349 فوت شده است.
شعر مرحوم سید احمد پیشاوری به شرح زیر است:
همّتْ عِظامُك أنْ تشايع روحَها * يومَ الزِماع الى الجِنان رحيلاً
فَتَصَّعدَتْ معه قليلاً ثمّ ما * وَجَدتْ لسنّة ربِّها تبديلاً
فالروحُ راقٍ والعِظامٌ تَنَزلَّتْ * كالآية اليُوحي بها تنزيلاً
کسی را که بخواهند دار بزنند روی صندلی می نشانند و طلاب را به دور گردن ایشان می اندازند و کم کم بلند می شود تا روح از بدن جدا شود البته این انسانی را که چنین می کشند بدن و روح با هم بالا می رود ولی به آن جا که رسید روح می رود بالاتر و بدن برمی گردد ایشان به این نکته اشاره می کند:
تلکم اراما یخذن جو الا عرش الهه سبیلا
می گوید این شهید روح و بدنش با هم بالا رفت اما در ان جا روح بالا رفت و جسم برگشت کمی بالا رفت اما سنت الهی این است که بدن در روی زمین بماند تا روز محشر.
من خیلی عذرخواهی می کنم از دوستانی که در مجلس هستند. انشاء الله بهتر از این مقام ایشان را تبیین کنند. ضمنا کتاب های خوبی درباره ایشان نوشته شده است. یکی از این کتاب ها، کتابی است که مرحوم حاج علی آقای ابوالحسنی به نام «پایداری تا پایدار» نوشته که اگر این کتاب دست آقایان برسد، کتاب بسیار مفیدی است.
والسلام علیکم و رحمة الله
https://eitaa.com/e_sobhani
44.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پیام آیت الله العظمی سبحانی،
مدرسه تابستانه، حوزه علمیه خراسان
(تابستان 1442 ش.)
توضیح: مدرسه تابستانه دارالعلم امسال از 14 مرداد تا 26 مرداد به مدت دو هفته با برنامهریزی مرکز مدیریت حوزه علمیه خراسان و حمایت تولیت محترم آستان قدس رضوی در حرم حضرت رضا علیه السلام مدرسه علمیه میرزا جعفر(دانشگاه علوم اسلامی رضوی) با حضور اساتید برجسته حوزه علمیه قم و مشهد با گزینش طلاب و فضلای درس خارج سراسر کشور و نیز اساتید سطح دو و سه در قالب دروس القائی، نشست علمی، کرسی های نظریه پردازی، ترویجی، مناظره و گعهده های علمی در سه عرصه علمی فقه و اصول، فلسفه و کلام، تفسیر و ادبیات، برگزار می شود .
https://eitaa.com/e_sobhani
حضرت آیت الله سبحانی در پیامی به مدرسه تابستانه حوزه علمیه خراسان گفتند:
موضوعاتی را مطرح کنند که امروز محل بحث و حاجت است. این مباحثی که در جامعه علمی ما یا در خارج مطرح است را بیان کنند به گونه ای که بتوانند اینها را آماده کنند نسبت به پاسخ این مسائل فقهی، اصولی، اخلاقی و کلامی.
بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض اخلاص و تسلیت به مناسبت ایام سوگواری آقا اباعبدالله الحسین. مطالب لازم را با این حدیث آغاز می کنم؛ در روایت داریم که فرموده اند: «الفرصت تمرّ مرّ السحاب»؛ فرصت ها برای انسان مثال ابر بهاری می گذرد. درواقع تشبیه این است که کشاورز بر دو نوع است: گاهی زمین را آماده کرده، بذرافشانی کرده، منتظر ابر بهاری است که باران ببارد و زمین هم زنده شود. اما کشاورز دیگری داریم که اصلا به این کار دست نزده، زمین به همان حالت قبلی باقی است، بذرافشانی نکرده است، اولی از آن باران بهره می برد درحالیکه دومی کوچکترین بهره ای نخواهد برد.
شما عزیزان که در اینجا هستید، همین مثل بر شما منطبق است، فرصت های خوبی در اختیار شما هست. اولین فرصت این است که در دوران جوانی هستید. انسان در دوران جوانی می تواند همه مقاصدی را که دارد تا حدی به دست بیاورد. کرارا از حضرت امام (ره) شنیدم که در مجالس خصوصی می فرمود: «همه چیز در دنیای جوانی؛ دنیا هم بخواهید، آخرت هم بخواهید، تحصیل هم بخواهید در دوران جوانی؛ دوران جوانی تمام قوای انسانی آمادگی دارد که در ان مقصد فعالیت کند و کار کند.الحمدلله این نیرو الان در شما باقی است. دوم مطلبی که عرض می کنم فرصتی برای شماست، وجود اساتید مجرب که همه اینها مورد تصدیق بزرگان حوزه است و خود اینها هم از اساتید حوزه هستند که اولا به زیارت آقا علی بن موسی الرضا (ع) آمده اند و یکی هم در خدمت شما باشند که بتوانند در این فرصت که دوران تابستانی استف عرض ادب و اخلاص کنند و آنچه می دانند برای شما بیاموزند، این هم فرصتی است که آقایان باید از این فرصت بهره بگیرید.
علاوه بر این، در کنار قبر آقا علی بن موسی الرضا(ع) هستید و می توانید از روح مقدسش استمداد بجوئید. این را نه تنها من می گویم، دیگران هم این مساله را گفته اند حتی علمای اهل سنت هم این را گفته اند که البته گفتنش طول می کشد. این همه فرصت ها در اختیار شماست. اما آنچه راجع به اساتید می توانم تذکر دهم اینکه اولا موضوعاتی را مطرح کنند که امروز محل بحث و حاجت است. این مباحثی که در جامعه علمی ما یا در خارج مطرح است را بیان کنند به گونه ای که بتوانند اینها را آماده کنند نسبت به پاسخ این مسائل فقهی، اصولی، اخلاقی و کلامی. البته مقصود ما سئوالات پایه نیست؛ سوالات پایه در کتاب ها هست. آن مسائل علمی که در حقیقت، بنیه و مدرک می خواهد اینها را بیاموزند.
ادامه دارد:
https://eitaa.com/e_sobhani
ادامه:
مطلب دیگر اینکه، چون فرصت کم است باید آقایان اساتید از موجزگویی بهره بگیرند البته موجزگویی به این معنا نیست که مساله را فشرده بگویند و مفهوم نباشد بلکه در عین مفهوم بودن، مختصر باشد چون فرصت کم است و در اوایل ربیع الاول، درس های حوزه شروع می شود و باید تا آن زمان، آقایان این مسئله را انجام دهند و این ماموریت و فرصت را انشاء الله به بهره برسانند.
مطلب سومی که می توانم عرض کنم، مطالبی را که می فرمائید اینها یادداشت کنند؛ یا شما جزوه عنایت کنید که اینها جزوه ها را داشته باشند و اگر جزوه ای در اختیار اینها نیست، به همه اینها قلم و دفتری بدهند تا مطالب را اجمالا یادداشت کنند تا بعدا تفصیلی پاکنویس کنند به گونه ای باشد که این مطالب هوایی نباشد، در ذهن اینها جای بگیرد و مدرکی هم در اختیار اینها باشد اما چیزی که هست اینکه آقایان در ضمن درس ها این مطلب را برسانند که رسیدن به مراتب عالی به این آسانی نیست؛ چه مراتب بالای اخلاقی و عرفانی باشد، چه مراتب بالای علمی و فقهی و اصولی باشد. من دو نمونه برای شما عرض می کنم که هردو برای ما ملموس است. مرحوم استاد بزرگ ما آیت الله بروجردی می فرمود: «من در مدرسه صدرمشغول مطالعه بودمبعد از نماز مغرب و عشاء. مسئله ترتب را بحث می کردم که آیا می شود دوامر داشته باشیماما امر دوم مشروط به عصیان امر اول. همه شب می نوشتم و پاک می کردم. هیچ رنج مطالعه را درک نمی کردم. یکمرتبه دیدم صدای الله اکبر بلند شد.» چقدر این آدم باید عاشق علم باشد که از اول شب تا آخر بحث کند و بنویسد و بررسی کند و رنج مطالعه را درک نکند. این است که ایشان را به آن مقام عالی از علم و فقاهت رساند که درواقع کم نظیر بود. نمونه دوم از استاد دیگرمان حضرت امام. من از ایشان سئوال کردم که شما تابستان کجا تشریف داشتید؟ گفتند: محلات بودم. گفتم: برنامه جنابعالی چه بود؟ گفتند: برنامه ام این بود که ساعت 6 صبح قالیچه ای در حیاط می انداختم، کتاب ها و نوشته ها را می اوردم مطالعه می کردم. خسته که می شدم، شروع می کردم به نوشتن درس هایی که گفته ام. تا ظهر. اینکه انسان 6 ساعت مطالعه کند و خسته هم نباشد فقط عاشق علم می تواند به اینجا برسد. «و من طلب العلی سحر اللیالی» که در اشعار قدما هست.
و من از همینجا خیلی محضر دوستان عزیز و حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای خیاط مدیر حوزه علمیه خراسان است، عرض سلام می کنم که بحمدلله این موضوعات و مسائل را فراهم آورده است. به ایشان تبریک عرض می کنم و تقدیر می کنم. از همه آقایان التماس دعا دارم. آخر این است که روزهای آخر توسل را نسبت به امامی که در کنارش هستید، فراموش نکنید. ابن هبان می گوید: من در مشهد بودم مدتها. هرموقع گرفتار می شدم محضر آقا علی بن موسی الرضا (ع) می رفتم، دو رکعت نماز می خواندم. حاجتم را از خدا می خواستم. حاجتم برآورده می شد. و می گوید که من کرارا این را امتحان کرده ام.
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته
.14 مرداد 1402
https://eitaa.com/e_sobhani
هتک حرمت قرآن برای سومین بار
در حمایت پلیس!
بسمه تعالی
برای بار دیگر دست شیطانی در کشور سوئد به هتک حرمت قرآن دست زد و این کتاب آسمانی را بار دیگر در مقابل سفارتهای کشورهای اسلامی آتش زد. با این که مراجع عظام و رؤسای کشورهای اسلامی و شخصیتهای سیاسی و حتی رئیس سازمان ملل این عمل را محکوم کرده اما هنوز کشور سوئد و دانمارک از این خواب شیطانی بیدار نشده و اهانت را تکرار نمودند!
جای تأسف است تا کنون با این همه محکومیت ها و عکس العملها، هنوز این عمل ادامه دارد. اینک لازم است بزرگان اسلام در این مورد، موضع جدیدی بگیرند تا از تکرار چنین وقایع تلخی جلوگیری شود.
ما به فرموده آیه {يُرِيدُونَ أَن يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ} حاکمیت نور ایمان را برای ابد خواهانیم و خداوند این کوردلان را به جزای اعمالشان خواهد رساند.
تأسف اینجا است که این کارها با حمایت کامل پلیس انجام گرفته است.
قم _ جعفر سبحانی
مرداد 1402
https://eitaa.com/e_sobhani
بسمه تعالى
تدنيس القرآن للمرة الثالثة بدعم من الشرطة!
مرة أخرى ، قامت يد شريرة بتدنيس القرآن في السويد وحرق هذا الكتاب المقدس مرة أخرى أمام سفارات الدول الإسلامية. ورغم إدانة السلطات العليا ورؤساء الدول الإسلامية والشخصيات السياسية وحتى رئيس الأمم المتحدة لهذا العمل ، فإن السويد والدنمارك لم تستيقظا بعد من هذا الحلم الشرير وتكررا الإهانة! إنه لأمر مؤسف أنه حتى الآن ، مع كل هذه الإدانات وردود الفعل ، لا تزال هذه الممارسة مستمرة. والآن ، من الضروري أن يتخذ علماء الإسلام موقفاً جريئا قبال هذا الأمر للحيلولة دون تكرار مثل هذه الأحداث المريرة. ونحن طبقا لقوله تعالى في الآية الكريمة: {يريدون ليطفئوا نور الله بافواههم ويابى الله إلا أن يتم نوره ولو كره الكافرون} نأمل ان يعم العالم اجمع حكم نور القرآن إلى الأبد ، وان يعاقب اعمياء البصيرة ويجازيهم بقبيح اعمالهم.. ومن العجيب وسوء الحظ ، فقد تم إنجاز هذه الأعمال الاجرامية بدعم كامل من الشرطة في هذين البلدين.
جعفر السبحاني
الحوزة العلمیة في قم المقدسة
18 محرم الحرام 1445 ه.
https://eitaa.com/e_sobhani
القرآن_.pdf
حجم:
214.2K
تدنيس القرآن للمرة الثالثة بدعم من الشرطة!
https://eitaa.com/e_sobhani
پیام تسلیت بمناسبت درگذشت اخوی آیت الله محسن فقیهی - دامت توفیقاته
بسم الله الرحمن الرحیم
حضور محترم آیت الله حاج شیخ محسن فقیهی (دامت برکاته)
با اهداءسلام
بدینوسیله درگذشت برادر گرامی را به حضرتعالی و سایر بازماندگان تسلیت عرض نموده و علو درجه و رحمت واسعه را برای آن مرحوم از خداوند منان مسئلت دارم.
جعفر سبحانی
https://eitaa.com/e_sobhani
حقیقة التکفیر رسالة مفتوحة الی مؤلف کتاب.pdf
حجم:
141.1K
🔺 رسالة مفتوحة الی مؤلف کتاب »حقیقة التکفیر» (خالد بن أحمد الزهراني)