آشنایی با علم سیاست بر اساس رهیافت وجودی.pdf
حجم:
403.8K
آشنایی با علم سیاست بر اساس پارادایم وجودی
تاریخ اندیشه سیاسی همواره میان دو قطب متضاد در نوسان بوده است: «ماهیتگرایی اجتماعی» که اصالت را به کلیات، ساختارها و اعتبارات جمعی میدهد و «نامگرایی» (Nominalism) که اصالت را به تکتک افراد و وجودهای جزئی منحصر میکند. در رهیافت نخست، فرد در برابر ساختارهای سیاسی و اجتماعی رنگ میبازد و در رهیافت دوم، نهادها صرفاً به قراردادهای زبانی و انتزاعی تقلیل مییابند.
مقاله حاضر با هدف عبور از این دوگانگی، «رهیافت وجودی» را بر پایه حکمت متعالیه مطرح میکند. پرسش بنیادین این است: آیا میتوان میان واقعیتِ «وجود فردی» (نفس) و واقعیتِ «نهادهای سیاسی» پیوندی ارگانیک برقرار کرد که نه فرد را در ساختار مستحیل کند و نه ساختار را به وهمی زبانی تقلیل دهد؟ نویسنده با تکیه بر آراء علامه طباطبایی، معتقد است که علم سیاست باید نه فرع بر جامعهشناسی پوزیتویستی، بلکه فرع بر «هستیشناسی نفس» باشد.
کانال مطالعات وجودی @e_study 🔅
#مطالعات_وجودی
#علم_سیاست_وجودی
نقد پارادایم وجودی بر علم سیاست عصب شناختی.pdf
حجم:
488.3K
نقد پارادایم وجودی بر علم سیاست عصبشناختی:
کاوشی در چیستی انسان سیاسی
این مقاله پژوهشی به بررسی و تحلیل انتقادی علم سیاست عصبشناختی (Neuropolitics) از منظر پارادایم وجودی، بهویژه در حوزه انسانشناسی، میپردازد. سیاست عصبشناختی که ریشه در رویکردهای مادیگرایانه و تقلیلگرایانه علوم شناختی دارد، تلاش میکند رفتارهای سیاسی انسان را عمدتاً بر پایه کارکردهای مغز و عوامل بیولوژیکی تبیین کند. در مقابل، پارادایم وجودی ، با تأکید بر اصالت وجود، تشکیک مراتب وجود و جسمانیةالحدوث و روحانیةالبقاء بودن نفس، تصویری پیچیدهتر و متعالیتر از انسان ارائه میدهد. این پژوهش با استناد به مبانی فلسفی هر دو رویکرد، محورهای اصلی نقد پارادایم وجودی بر علم سیاست عصبشناختی را مورد بررسی قرار میدهد؛ از جمله نقد فروکاستگرایی و تقلیلگرایی مادی، نقد جبرگرایی بیولوژیک و نفی اراده آزاد، و نقد فقدان غایتگرایی و نادیده گرفتن سطوح بالاتر وجود انسان. در نهایت، این مقاله به بررسی امکان همگرایی یا نیاز به مطالعات میانرشتهای برای فهم جامعتر از انسان سیاسی میپردازد و نتیجه میگیرد که رویکرد صرفاً عصبشناختی، علیرغم دستاوردهایش در فهم سطوح زیرین، در تبیین ابعاد ارادی، معنایی و غایتمند کنش سیاسی ناتوان است.
کانال مطالعات وجودی @e_study 🔅
#مطالعات_وجودی
#علم_سیاست_عصب_شناختی
نقد حکمت متعالیه بر بدنمندی در علوم شناختی معاصر.pdf
حجم:
736.2K
نقد حکمت متعالیه بر بدنمندی در علوم شناختی معاصر
از جسمانیةالحدوث نفس تا تبیینهای embodied cognition
نظریههای بدنمندی در علوم شناختی و فلسفه ذهن معاصر، با نقد عقلگرایی و بازنماییگرایی کلاسیک، بر نقش بدن، کنش، ادراک حسی-حرکتی و محیط در تکوین شناخت تأکید میکنند. این رویکردها در نگاه نخست میتوانند با برخی آموزههای حکمت متعالیه همافق به نظر آیند؛ زیرا ملاصدرا نفس انسانی را «جسمانیةالحدوث و روحانیةالبقاء» میداند و برای پیوند نفس و بدن، و نیز برای مراتب حس، خیال و عقل، نقش بنیادین قائل است. بااینحال، این همافقیِ ظاهری نباید مانع از توجه به اختلافهای معرفتشناختی و هستیشناختی عمیق میان دو سنت شود. مقالهی حاضر با تکیه بر آثار ملاصدرا و علامه طباطبایی، و با گفتوگو با ادبیات معاصر embodied cognition، استدلال میکند که حکمت متعالیه ضمن پذیرش نقش بدن در پیدایش و فعلیتیافتن شناخت، با هرگونه تقلیل آگاهی و ادراک به فرایندهای بدنی-عصبی مخالفت میکند. بر این اساس، مقاله نشان میدهد که تبیینهای بدنمند در توضیح وابستگی شناخت به بدن موفقاند، اما در تبیین علم حضوری، intentionality، هنجارمندی شناخت و ادراک کلیات با محدودیتهای جدی مواجهاند.
کانال مطالعات وجودی @e_study 🔅
#مطالعات_وجودی
#بدن_مندی
نقد فلسفه زبان بر پایه حکمت متعالیه.pdf
حجم:
568.5K
نقد فلسفه زبان بر پایه حکمت متعالیه:
مطالعهای تطبیقی با راسل، ویتگنشتاین و آستین
فلسفه زبان در سنت تحلیلی قرن بیستم، بهویژه در آثار برتراند راسل، لودویگ ویتگنشتاین و جان لانگشاو آستین، کوشیده است مسئله معنا، دلالت و کارکرد زبان را با دقتی کمسابقه صورتبندی کند. راسل با تحلیل منطقی و نظریه توصیفات، ویتگنشتاین متأخر با نظریه بازیهای زبانی و صورتهای زندگی، و آستین با نظریه کنش گفتاری، هر یک افقی تازه در فهم زبان گشودند. با این همه، این رویکردها عمدتاً در سطح ساختار منطقی، استعمال اجتماعی و کارکرد عملی زبان باقی ماندند و کمتر به بنیاد هستیشناختی معنا پرداختند. در برابر این سنت، حکمت متعالیه صدرایی با اصولی چون اصالت وجود، تشکیک وجود، اتحاد عاقل و معقول و علم حضوری، افق متفاوتی را میگشاید. در این افق، معنا نه محصول صرف قرارداد، نه صرف کاربرد، و نه صرفاً نتیجه کنش گفتاری است، بلکه به نحوه ظهور وجود در نفس انسان بازمیگردد. زبان در نتیجه، ابزار اظهار و علامتگذاری معناست، نه مبدأ و خالق آن. مقاله حاضر با رویکردی تحلیلی-تطبیقی، وجوه قوت و کاستیهای سه فیلسوف یادشده را بررسی کرده و نشان میدهد که حکمت متعالیه میتواند لایهای بنیادینتر برای تبیین معنا فراهم آورد
کانال مطالعات وجودی @e_study 🔅
#مطالعات_وجودی
#فلسفه_زبان
نظریه هرمنوتیک مبتنی بر حکمت متعالیه.pdf
حجم:
341.9K
نظریه هرمنوتیک مبتنی بر حکمت متعالیه:
تلفیق فهم وجودی و تفسیر کلامی
نظریه هرمنوتیک مبتنی بر حکمت متعالیه، تلاشی است برای بنیان نهادن یک نظریه جامع تفسیر بر اساس اصول هستیشناختی و معرفتشناختی فلسفه ملاصدرا شیرازی (صدرالمتألهین). این رویکرد، فهم متن را از سطح صرفاً زبانی یا تاریخی فراتر برده و آن را به یک فرآیند وجودی و شهودی ارتقا میدهد که در آن، مفسر به حقیقت متعالی نزدیک میشود.
کانال مطالعات وجودی @e_study 🔅
#مطالعات_وجودی
#هرمنوتیک
مقاله مدل حکمرانی وجودی در عصر معاصر مبانی، نقشه عملیاتی و الگوی سیاست_گذاری(1).pdf
حجم:
584.3K
مدل حکمرانی وجودی در عصر معاصر: مبانی، نقشه عملیاتی و الگوی سیاستگذاری
این مقاله به بازخوانی پارادایم وجودی در حوزه حکمرانی و ارائه یک نقشه عملی و مرحلهبهمرحله برای پیادهسازی آن در عصر معاصر میپردازد. رویکرد تحقیق مبتنی بر استخراج عناصر هستیشناختی، معرفتشناختی و انسانشناختی پارادایم وجودی و ترجمه آنها به شاخصهای قابل پایش، ساختارهای نهادی و سیاستهای اجرایی است. خروجی شامل هشت بخش است: عنوان مقاله، چکیده، مقدمه، بخش اول (ترجمه عناصر پارادایم وجودی به شاخصهای اجرایی)، بخش دوم (نهادسازی همراستا با اصول پارادایم وجودی)، بخش سوم (سیاستگذاری مرحلهای)، بخش چهارم (سیستم خوداصلاحی)، بخش پنجم (نسخه کوتاه اجرایی)، بخش ششم (مدل نموداری)، بخش هفتم (مانیفست حکمرانی وجودی)، بخش هشتم (ماتریس سیاستی با اولویتبندی)، نتیجهگیری.
کانال مطالعات وجودی @e_study 🔅
#مطالعات_وجودی
#حکمرانی