eitaa logo
عبری بیاموزیم#إنا-علی-العهد
799 دنبال‌کننده
279 عکس
172 ویدیو
25 فایل
آموزش زبان عبری توسط خانم دکتر عبدی فهرست مطالب https://eitaa.com/ebri_biyamoozim/847 فهرست درس‌های کتاب هیسود https://eitaa.com/ebri_biyamoozim/1564 ارتباط با مدیریت https://eitaa.com/farzanehpoor
مشاهده در ایتا
دانلود
بسمه تعالی‏ ‏‏إنا لله و انا الیه راجعون ‏ ‏‏به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان می رسانم مؤلف کتاب «آیات شیطانی» که علیه‏‎ ‎‏اسلام و پیامبر و قرآن، تنظیم و چاپ و منتشر شده است، همچنین ناشرین مطلع از‏‎ ‎‏محتوای آن، محکوم به اعدام می باشند. از مسلمانان غیور می خواهم تا در هر نقطه که‏‎ ‎‏آنان را یافتند، سریعاً آنها را اعدام نمایند تا دیگر کسی جرأت نکند به مقدسات مسلمین‏‎ ‎‏توهین نماید و هر کس در این راه کشته شود، شهید است ان شاءالله . ضمناً اگر کسی‏‎ ‎‏دسترسی به مؤلف کتاب دارد ولی خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفی‏‎ ‎‏نماید تا به جزای اعمالش برسد. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.‏ ‏‏روح الله الموسوی الخمینی‏ باسمه تعالى‌ إنا لله وإنا إليه راجعون‌ أعلن للمسلمين الغيارى في انحاء العالم، بأن مؤلف كتاب (الآيات الشيطانية) الذي دوّن وطبع ووزع بدافع معادة الإسلام والرسول والقرآن، وكذلك الناشرين المطلعين على فحوى الكتاب، يحكم عليهم بالإعدام. وأطلب من المسلمين الغيارى المبادرة إلى إعدام هؤلاء على وجه السرعة اينما وجدوهم كي لا يجرؤ أحد بعد ذلك على الإساءة إلى مقدسات المسلمين. وان كل من يُقتل في هذا الطريق يعتبر شهيداً إن شاء الله. وإذا ما كان بوسع أحد أن يعثر على مؤلف الكتاب غير أنه لا يملك القدرة على إعدامه، فليطلع الآخرين على مكانه كي ينال جزاء أعماله. والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته. روح الله الموسوي الخميني‌ In the name of God We are from Allah and to Allah we shall return. I am informing all brave Muslims of the world that the author of The Satanic Verses, a text written, edited, and published against Islam, the Prophet of Islam, and the Qur'an, along with all the editors and publishers aware of its contents, are condemned to death. I call on all valiant Muslims wherever they may be in the world to kill them without delay, so that no one will dare insult the sacred beliefs of Muslims henceforth. And whoever is killed in this cause will be a martyr, Allah Willing. Meanwhile, if someone has access to the author of the book but is incapable of carrying out the execution, he should inform the people so that [Rushdie] is punished for his actions. Rouhollah al-Mousavi al-Khomeini
امام خامنه‌ای: (۱۳۷۱/۵/۱۹) امام، سلمان رشدى را مهدورالدم اعلام کردند... امام تیرى شلیک کرده‌اند و این تیر همین‌طور مى‌رود. خوب هم هدف‌گیرى کرده‌اند و تا به هدف نخورد، نمى‌افتد... معتقدم این تیر، روزى به هدف خواهد خورد. الإمام الخامنئی: أعلن الإمام أن سلمان رشدي هو مهدور الدم. أطلق الإمام رصاصة وما زالت هذه الرصاصة تنطلق. لقد صوب الإمام جيداً وهذه الرصاصة لن تسقط حتى تصيب الهدف... أعتقد أن هذه الرصاصة ستصيب الهدف يوماً ما. Imam Khamenei (10 August 1992): Imam announced that Salman Rushdie was condemned to death. Imam shot an bullet and this bullet still goes. Imam has aimed well and this bullet will not fall until it hits the target... I believe that this bullet will hit the target one day.
امام خامنه‌ای: (۱۳۷۱/۵/۱۹) اصولى را که جمهورى اسلامى با آنها معروف شده، با سربلندى نگه دارید، نه با خجالت. با سربلندى!... ببینید! امام، سلمان رشدى را مهدورالدم اعلام کردند. در دنیا غوغا شد... الحمدلله، چند صباحى بیشتر نگذشت که همان‌هایى که با اخم، سفیرها را برده بودند، یکى‌یکى آمدند و گفتند «آقا! ببخشید! اشتباه شده است.» آن وقت یکى‌یکى، سفیرها را برگرداندند... قضیه چنین است. اصول ما اینهاست. الإمام الخامنئی: احتفظوا بالمبادئ التي تشتهر بها الجمهورية الإسلامية، بكل فخر، لا بالخجل. بفخر!... انظروا! أعلن الإمام أن سلمان رشدي هو مهدور الدم. اندلعت ضجة في العالم... الحمدلله، لم تمر أيام كثيرة ونفس الذين أخذوا السفراء بغضب، عادوا واحداً تلو الآخر وقالوا "سيدي! آسف! لقد حدث خطأ". في ذلك الوقت عاد سفراءهم واحدا تلو الآخر ... هذا هو الحال. هذه هي مبادئنا. Imam Khamenei (10 August 1992): Keep the principles that the Islamic Republic is famous for, Proudly, not with shame. Proudly!... look! Imam announced Salman Rushdie was condemned to death. An uproar rose in the world... thanks God, not many days passed and the same ones who had taken away the ambassadors angrily, came back one by one and said "Sir! Sorry! There has been a mistake." At that time, one by one sent back their ambassadors... This is the case. These are our principles.
✅ قواعد درس چهل و شش (۱):👇 مقدمه: باب نیفعَل (בִּניָן נִפְעַל) تا به اینجا، دو باب از فعل‌های معلوم (פָּעַל و פִּעֵל) را آموختیم. هر باب معلومی، یک باب مجهول دارد؛ یعنی اگر بخواهیم فعل آن باب را مجهول کنیم باید ریشه فعل را وارد باب مجهول مختص آن بکنیم. 📌باب مجهول פָּעַל، נִפְעַל است. مرد پنجره را می‌بندد.=> הָאִישׁ סוֹגֵר אֶת הַחַלּוֹן. پنجره بسته می‌شود.=> הַחַלּוֹן נִסְגָּר עַל יְדֵי הָאִישׁ. مرد پنجره را بست.=> הָאִישׁ סָגַר אֶת הַחַלּוֹן. پنجره بسته شد.=> הַחַלּוֹן נִסְגַּר עַל יְדֵי הָאִישׁ. 🔅البته افعالی هستند که در ظاهر נִפְעַל هستند، اما معلوم معنا می‌شوند. معلم وارد اتاق می‌شود.=> הַמּוֹרֶה נִכנָס אֶל הַחֶדֶר. https://eitaa.com/ebri_biyamoozim
✅ قواعد درس چهل و شش (۲):👇 الف) ویژگی‌های اختصاصی باب نیفعل (נִפְעַל): ۱. باب נִפְעַל با افزودن נ بر سر سه حرف اصلی ساخته می‌شود. در زمان گذشته و حال נ با خیریک صداگذاری می‌شود و حرف اول با شوا. ۲. برای ساخت مصدر، לְהִ... بر سر حروف اصلی می‌آید. (גמר) לְהִ~ָּ~ֵ~=> לְהִגָּמֵר- تمام‌شدن 🔅در مصدر باب נִפְעַל، حرف اول به دلیل حذف נ، داگش می‌گیرد. 🔅در متن ماله، مصدرها با یک یود بعد از هی نوشته می‌شوند. مثل: לְהִגָּמֵר=> להיגמר https://eitaa.com/ebri_biyamoozim
✅ قواعد درس چهل و شش (۳):👇 ب) باب نیفعل برای فعل‌های سالم: الگوی صرف زمان گذشته و حال فعل‌های سالم در باب نیفعل به صورت زیر است: לְהִגָּמֵר ~ להיגמר- تمام‌شدن، پایان‌یافتن حال נִגְמָר נִגְמָרִים נִגְמֶרֶת נִגְמָרוֹת گذشته נִגְמַרְתִּי נִגְמַרְנוּ נִגְמַרְתָּ נִגְמַרְתֶּם נִגְמַרְתְּ נִגְמַרְתֶּן נִגְמַר נִגְמְרוּ נִגְמְרָה נִגְמְרוּ 🔅به تفاوت حال و گذشته مفرد مذکر غایب، دقت کنید. در زمان حال נִגְמָר، حرف دوم ریشه کاماتص گرفته، درحالیکه در زمان گذشته נִגְמַר، پتخ دارد. 🔅فعل‌هایی که حرف سوم ریشه‌شان ח یا ע است، به همین ترتیب صرف می‌شوند، جز در موارد زیر: ۱. در مصدر، حرف دوم، پتخ می‌گیرد: לְהִשָּׁלַח ~ להישלח- فرستاده‌شدن לְהִשָּׁמַע ~ להישמע- شنیده‌شدن 🔅البته به‌صورت معمول باب نیفعل هم استفاده می‌شود که در این صورت، حرف آخر که ח یا ע هست پتخ گنوا می‌گیرد: לְהִישָּׁלֵחַ، לְהִישָּׁמֵעַ ۲. در زمان حال، حرف دوم و سوم ریشه در صیغه مفرد مؤنث، به جای سه‌گل، حرکت پتخ می‌گیرد. אֲנִי- אַתְּ- הִיא נִשְׁלַחַת אֲנִי- אַתְּ- הִיא נִשְׁמַעַת https://eitaa.com/ebri_biyamoozim
✅ قواعد درس چهل و شش (۴):👇 ج) فعل‌های باب נִפְעַל که حرف اول ریشه‌شان حلقی است: ۱. در گذشته و حال، נ، صدای سه‌گل می‌گیرد و حرف اول ختف سه‌گل. הוּא נֶהֱרַג.=> او کشته شد. הוּא נֶהֱרָג.=> او کشته می‌شود. ۲. به دلیل داگش نگرفتن حرف اول ریشه، هنگام ساخت مصدر، ה در پیشوند مصدری، به جای خیریک، تصره می‌گیرد. לְהֵהָרֵג ~ להיהרג- کشته‌شدن صرف: حال נֶהֱרָג נֶהֱרָגִים נֶהֱרֶגֶת נֶהֱרָגוֹת گذشته נֶהֱרַגְתִּי נֶהֱרַגְנוּ נֶהֱרַגְתָּ נֶהֱרַגְתֶּם נֶהֱרַגְתְּ נֶהֱרַגְתֶּן נֶהֱרַג נֶהֶרְגוּ נֶהֶרְגָה נֶהֶרְגוּ 🔅توجه کنید که در گذشته، حرف اول ریشه مفرد مؤنث غایب و جمع غایب، صدای سه‌گل می‌گیرد. הִיא נֶהֶרְגָה ، הֵם נֶהֶרְגוּ، הֵן נֶהֶרְגוּ 🔅صداگذاری حرف اول با سه‌گل به جای ختف سه‌گل، به دلیل قانون ممنوعیت کنار هم بودن دو شوا در ابتدای هجاست. https://eitaa.com/ebri_biyamoozim
✅ کلمات درس چهل و شش:👇 אָחוֹת (אֲחָיוֹת): پرستار (مؤنث) אָח (אַחִים): پرستار (مذکر) אֵירוֹפָּה: اروپا אַרְיֵה (אֲרָיוֹת): شیر (حیوان) (בדק, לְהִבָּדֵק ~ להיבדק) נִבְדַּק: بررسی شد، معاینه شد גָּמוּר: کامل (גמר, לְהִגָּמֵר ~ להיגמר) נִגְמַר: تمام شد דָּם (דָּמִים): خون (הרג, לְהֵהָרֵג ~ להיהרג) נֶהֱרַג: کشته شد חֹדֶשׁ ~ חֹדֶשׁ (חֳדָשִׁים ~ חודשים): ماه (زمان) חֲזִית (חֲזִיתוֹת): خط مقدم؛ نما، جلو חַיָּל ~ חייל (חַיָּלִים ~ חיילים): سرباز כָּבַשׁ (לִכְבֹּשׁ ~ לכבוש): تسخیر کرد כַּדּוּר (כַּדּוּרִים): توپ؛ گلوله؛ قرص؛ کره (כנס, לְהִכָּנֵס ~ להיכנס) נִכְנַס אֶל, לְ, בְּ: وارد شد (כתב, לְהִכָּתֵב ~ להיכתב) נִכְתַּב: نوشته شد (לחם, לְהִלָּחֵם ~ להילחם) נִלְחַם עִם, בְּ...: جنگید (לקח, לְהִלָּקַח ~ להילקח) נִלְקַח: برده شد، گرفته شد מִלְחָמָה (מִלְחָמוֹת): جنگ עַל יְדֵי: به‌دست، به‌وسیله، توسط עָף (לָעוּף): پرواز کرد פָּגַע (לִפְגֹּעַ ~ לפגוע) בּ...: رخ داد؛ اصابت کرد؛ صدمه زد צָבָא (צְבָאוֹת): ارتش רֹאשׁ הַשָּׁנָה: سال نو רַע: شر، بدبختی (שמע, לְהִשָּׁמַע ~ להישמע) נִשְׁמַע: شنیده شد שׂוֹנֵא (שׂוֹנְאִים): دشمن (שׁלח, לְהִשָּׁלַח ~ להישלח) נִשְׁלַח: فرستاده شد שָׁמַר עַל: پشتیبانی کرد، حمایت کرد، مراقبت کرد (שׁפך, לְהִשָׁפֵךְ ~ להישפך) נִשְׁפַּךְ: پاشیده شد תַּנַ''ךְ: کتاب مقدس عبری (فقط عهد عتیق) 🔅عبارات تازه: מַה נִשְׁמָע: چه خبر؟ לְשָׁנָה טוֹבָה תִּכָּתֵב (תיכתב): نوشته شود برای سالی خوب https://eitaa.com/ebri_biyamoozim
✅ بررسی متن درس چهل و شش (۱):👇 הַמַּתָּנָה שֶׁל סַבָּא هدیه پدربزرگ הַדָּבָר קָרָה בִּזְמַן הַמִּלְחָמָה הָאַחֲרוֹנָה בְּאֵירוֹפָּה. این قضیه رخ داد در زمان جنگ دوم در اروپا. 🔺זְמַן הַמִּלְחָמָה: سمیخوت הַשּׂוֹנֵא כָּבַשׁ כְּבָר עָרִים רַבּוֹת בַּמַּעֲרָב, دشمن اشغال کرده بود دیگر شهرهای زیادی را در غرب، אֲבָל בְּכָל זֹאת הַמִּלְחָמָה עֲדַיִן לֹא נִגְמְרָה. اما با این وجود، جنگ هنوز پایان نیافته بود. הָיִיתִי אָז בָּחוּר צָעִיר בֶּן שְׁמוֹנֶה עֶשְׂרֵה. بودم پس پسر جوان هیجده ساله‌ای. נִלְקַחְתִּי לַצָּבָא. گرفته شدم برای ارتش. (به ارتش فراخوانده شدم) זֶה הָיָה קָרוֹב לְרֹאשׁ הַשָּׁנָה. بود نزدیک سال نو. לִפְנֵי שֶׁעָזַבְתִּי אֶת הַבַּיִת, پیش از اینکه ترک کنم خانه را، קָרָא לִי סָבִי, صدا زد مرا پدربزرگم، וּבֵרֵךְ אוֹתִי בַּבְּרָכָה "לְשָׁנָה טוֹבָה תִּכָּתֵב". و برکت داد مرا با براخای (دعای) «برای سالی خوب نوشته شود». אָז נָתַן לִי סֵפֶר וְאָמַר: پس داد به من کتابی و گفت: "הִנֵּה מַתָּנָה קְטַנָּה בִּשְׁבִילְךָ. «این هدیه کوچکی برای توست. זֶה סֵפֶר הַתַּנַ"ךְ. این کتاب تنخ است. שְׁמֹר אוֹתוֹ, نگه دار آن را، וְהוּא יִשְׁמֹר עָלֶיךָ מִכָּל רַע". و آن حفظ خواهد کرد تو را از هر بدی.» 🔺فعل לִשְׁמוֹר اگر بدون حرف اضافه بیاید، به معنی نگهداری‌کردن است و اگر با حرف اضافه بیاید، معنای محافظت‌کردن می‌دهد. שַׂמְתִּי אֶת הַסֵּפֶר בְּכִיסִי گذاشتم کتاب را در جیبم וּבְלֵב כָּבֵד יָצָאתִי מִן הַבַּיִת. و با دلی سنگین (پر) خارج شدم از خانه. https://eitaa.com/ebri_biyamoozim
✅ بررسی متن درس چهل و شش (۲):👇 כָּל הַזְּמַן רָצִיתִי לָדַעַת מַה נִשְׁמָע בַּבַּיִת, هر لحظه می‌خواستم بدانم چه خبر است در خانه، אֲבָל הַדֹּאַר לֹא פָּעַל בְּסֵדֶר בַּיָמִים הַהֵם, اما اداره پست کار نمی‌کرد درست در آن روزها، וּמִכְתָבִים מֵהוֹרֵי בָּאוּ אֵלַי לְעִתִּים רְחוֹקוֹת מְאֹד. و نامه‌ها از والدینم می‌آمد به سمتم (می‌رسید به دستم) خیلی به‌ندرت. אֶת סָבִי אָהַבְתִּי پدربزرگم را دوست داشتم וְכִבַּדְתִּי מְאֹד, و احترام می‌کردم بسیار، וְאֶת הַמַּתָּנָה שֶׁלוֹ נָשָׂאתִּי תָּמִיד בְּכִיסִי. و هدیه‌اش را گذاشته بودم همیشه در جیبم. לְעִתִּים קְרוֹבוֹת קָרָאתִּי בַּתַּנַ"ךְ, گهگاه می‌خواندم تنخ را، 🔺קָרָאתִּי בַּתַּנַ"ךְ: فعل קָרָא هم با حرف اضافه אֶת (برای مفعول معرفه) می‌آید، هم בְּ و در هر دو حال معنای خواندن می‌دهد. וְשָׁאַבְתִּי מִמֶּנּוּ תִּקְוָה וְכֹחַ و می‌گرفتم از آن امید و نیرو לִסְבֹּל אֶת הַחַיִּים הַקָּשִׁים בַּצָּבָא. که تحمل کنم زندگی سخت در ارتش را. אַחֲרֵי שְׁלֹשָׁה חֳדָשִׁים بعد از سه ماه קִבַּלְתִּי פְּקוּדָה دریافت کردم فرمانی וְנִשְׁלַחְתִּי יָשָׁר לַחֲזִית. و فرستاده شدم مستقیم به خط مقدم. אֵלֶּה הָיוּ יָמִים מָרִים. آن [روزها] بود روزهایی تلخ. הַצָּבָא שֶׁל הַשּׂוֹנֵא עָמַד עַל הַר גָּבוֹהַ מִצַּד אֶחָד ارتش دشمن ایستاده بود روی کوه بلندی از یک سو וְעַל הַר גָּבוֹהַ אַחַר מִצַּד שֵׁנִי, و روی کوه بلند دیگری از سوی دیگر، וְהַצָּבָא שֶׁלָּנוּ הָיָה בָּאֶמְצַע. و موقعیت ما بود در وسط. מַצָּבֵנוּ הָיָה רַע מְאֹד. موقعیت ما بود خیلی بد. הַשּׂוֹנֵא שָׁלַח בָּנוּ אֵשׁ חֲזָקָה, دشمن می‌فرستاد روی سر ما آتشی سنگین، וְכַדּוּרִים עָפוּ בָּאֲוִיר בְּלִי סוֹף. و گلوله‌ها پرواز می‌کردند در هوا بدون پایان. נִלְחַמְנוּ כְּמוֹ אֲרָיוֹת. می‌جنگیدیم مانند شیران. דָּם רַב נִשְׁפַּךְ, خون زیادی می‌پاشید، וְחַיָּלִים רַבִּים נֶהֶרְגוּ. و‌ سربازان زیادی می‌مردند. קוֹלוֹת צְעָקָה נִשְׁמְעוּ מִכָּל צַד. صداهای فریاد شنیده می‌شد از هر طرف. פִּתְאֹם פָּגַע בִּי כַּדּוּר ناگهان خورد به من گلوله‌ای וְנָפַלְתִּי לָאָרֶץ. و افتادم بر زمین. https://eitaa.com/ebri_biyamoozim