احسابکوبرادران بهجزهاتف
یه چیزی بگم بخندید، دیشب خواب احسابک دیدم💔💔💔
از شما چه پنهون بابک اومد احسان و بکشه بعد من رفتم خودمو انداختم جلوی احسان و چاقو رفت توی گلوی من💔 بعدش داداشم لگد زد به کمرم بیدار شدم