eitaa logo
احسابک‌وبرادران به‌جز‌هاتف
215 دنبال‌کننده
343 عکس
139 ویدیو
1 فایل
نازنین صحبت می‌کنه: تیم فنی احسابک با 15تن از افراد‌با‌تجربه‌ آماده خدمت رسانی‌است🌹🧿 اینجا صرفا برای کرینج بازیه جدی نگیر آبجی و گرنه ددی احسان میخورتت😼🔥🙏🏻 برای همکاری: @NazaninENTJ @nazaninechi https://daregooshy.ir/secret/78337787
مشاهده در ایتا
دانلود
- می‌کشمت احسان صدای بابک هم مثل چشماش عصبی بود. احسان تک خنده‌ای کرد و به چشمای بابک خیره شد. احسان: نمیتونی منو بکشی. تو منو دوست داری عوضی! بابک با عصبانیت فریاد زد: چون دوستت دارم می‌کشمت. صدای خنده احسان بلند شد. همین خنده بابک رو عصبی تر کرد. جلو رفت و صاف توی چشای بابک خیره شد. بابک: می‌کشمت چون مال من نیستی. اگه من نتونم تو رو داشته باشم هادی هم حق اینو نداره. نگاه به کیا کرد. بابک: سفت بگیرش. عقب رفت و تفنگش رو در آورد. همین طور که تفنگ رو سمت احسان نشونه گرفته بود گفت: می‌دونستی که من توی تیر اندازی خیلی مهارت دارم؟ احسان دوباره خندید. احسان: توچی؟ تو میدونستی من خاطرخواه زیاد دارم؟ یهو امیرعلی عنکبوتی تابی روی سقف خورد و پایین پرید. با یه دست تار پرتاب کرد و تنفگ رو از دست بابک گرفت و با دست دیگه به کیا تار زد. نزدیک اومد و لگدی به بابک زد. با عصبانیت تفنگ رو سمت بابک گرفت. امیرعلی عنکبوتی: فکر کردی میتونی ددی منو بکشی؟ بابک فکر کرد لحظه‌های آخر عمرشه که یهو احسان جلو اومد و دست رو دست امیرعلی گذاشت. احسان: نمی‌خواد بکشیش. روی زمین، کنار بابک، زانو زد و گفت: دل من دریاست. توام مال منی. بیبی من. لبخندی زد و آروم سمتش خم شد...
چیزی که باید می بود:
خوش اومدی باعث افتخار ماست میزبان شما باشیم 😘😘