هدایت شده از محبوبه کریمی/مربی رشدبانوان
زمان:
حجم:
5.5M
مینی دوره #تربیت_حسینی
🟠ارتباط محبت و تربیت حسینی
🟢ابراز محبت براساس مدل شخصیتی فرزندان
🟡والد مقتدر مهربان
لطفا روی دکمه پیوستن کلیک کنید
https://eitaa.com/joinchat/3168338340C449c55088d
کانالداستانشب|معینالدینی@nightstory57.mp3
زمان:
حجم:
15.5M
:: 🏴🥀
#داستان
#زندگی_امام_حسین_علیهالسلام
#قسمت_سوم
#گوینده_معینالدینی
#قصه
༺◍⃟🌴჻ᭂ࿐❁❥༅••┅┄
🆔@nightstory57
༺◍⃟჻🌴ᭂ࿐❁❥༅••┅┄
✨༺༽بسم الله الرحمن الرحیم༼༻✨
داستان شب
گوینده:(معین الدینی)
هر سال عید که میشد مادرها برای بچه هایشان لباس نو میدوختند روز عید بچه ها لباس نو میپوشیدند و شادی میکردند.
اما آن سال وضع مردم مدینه خوب نبود.خشکسالی بود محصول کم شده بودوبعضی از مسلمانها نمیتوانستند برای خود و فرزندانشان لباس عید تهیه کنند.
خانه علی وفاطمه هم مثل فقیرترین افراد مدینه بود.آنها هم لباسی برای عیدنداشتنداما حسن وحسین کوچک بودندآنها پیش مادرشان رفتندو پرسیدندمادرجان آیا ما برای عید
لباس نو داریم؟
فاطمه گفت: «اگرخدابخواهد بله
چند روز گذشت حسن و حسین دوباره پیش مادر رفتند و پرسیدند:
مادر جان لباس عيد ما کجاست؟
فاطمه گفت: «لباس عید را خیاط میدوزد.
حالا فقط دو روز به عید مانده بود حسن و حسین باز هم پیش مادر
رفتندو پرسیدند: مادرجان لباس ما کی آماده میشه؟
فاطمه گفت: هروقت خیاط کارش را تمام کرد،لباس را برای شمامیاورد.
آن دو روز هم گذشت و شب عید رسید.
حسین رو به مادر پرسیدمادر جان! فردا عید است آیا خیاط امشب لباس ما را میاورد؟
فاطمه که لباسی سفارش نداده بود نه میخواست دروغ بگوید و نه می توانست دل بچه هایش را بشکند. این بود که گفت:«بله، امشب شب
عید.خود عید فرداست لباس عید را روز عید میپوشند.
چند دقیقه گذشت کسی در زد حسن و حسین بطرف در دویدند وپرسیدند: «کیست؟»
کسی که پشت در بود گفت: «خیاط است.»
فاطمه تعجب کرد. وقتی در را باز کردند پیرمردی خوش رو و خندان پشت در ایستاده بود و دو بسته در دست داشت بسته ها را به بچه ها دادخداحافظی کرد و رفت
بچه ها با شادی بسته ها را داخل خانه آوردند و به مادر نشان دادند. فاطمه فکر کرد شاید پدرش رسول خدا به خیاط سفارش داده است که برای پسرانش لباس بدوزد در همین فکر بودکه صدای پدرش را شنیدسلام بر اهل این خانه
پیامبر وارد شد و بسته لباسها را دید فاطمه بسته لباسها را بازکرد.در بسته اول یک دست لباس زیبا به رنگ گل سرخ بود.حسین آن رابرداشت و گفت من همین را میخواهم
فاطمه بسته دوم را باز کرد لباسی به رنگ سبز بود.حسن هم آن را برداشت و گفت: من هم این یکی را میخواهم چه رنگ سبز قشنگی
پیامبر لباسها را بر تن دو فرزندش پوشاند.لباس ها از حریر نرمتر و از نسیم سبکتر بودند. حسن و حسین در آن لباسها شبیه فرشته های کوچکی بودند که از بهشت آمده باشند.
پیامبر رو به دخترش فاطمه گفت:
خداوند این لباسها را از بهشت برای حسن و حسین فرستاده است.»
༺◍⃟🐰჻ᭂ࿐❁❥༅••┅┄
https://eitaa.com/joinchat/4230349078C22111fe80f
༺◍⃟🐰჻ᭂ࿐❁❥༅••┅┄
هدایت شده از استاد محمد شجاعی
#معرفی_کارگاه «چگونه دین را به فرزندم بیاموزم»
• «چگونه دین را به فرزندانمان بیاموزیم که به دینگریزی دچار نشود؟»
اگر این سوال و دغدغهی شما نیز هست،
و یا قصد تبلیغ یا تبیین دین را دارید،
در این کارگاه «روش صحیح تبیین دین» به تفصیل بیان شده و در اختیار شما مخاطبان عزیز قرار گرفته است.
※ این مجموعه در لینک زیر بطور رایگان در دسترس شماست:
media.montazer.ir/چگونه-دین-را-به-فرزندم-بیاموزم-؟/
@ostad_shojae | montazer.ir
زمان:
حجم:
4.5M
.
مینی دوره #تربیت_حسینی
🟡نقش اخلاق در تربیت حسینی
🟢تاثیر ویژگی های اخلاقی والدین بر فرزندان
🔴تاثیر گفتار یا رفتار بر عملکرد دینی فرزندان
لطفا روی دکمه پیوستن کلیک کنید
https://eitaa.com/joinchat/3168338340C449c55088d
هدایت شده از تفسیر نور
مهمترین وقایع رخداده شده در چهارم محرم به شرح ذیل است .
1- تشویق مردم به جنگ با امام حسین(ع) توسط ابن زیاد
در کوفه به منبر رفت و معاویه و یزید را ستود واظهار اسلامیت کرد و مردم را به جنگ با امام حسین علیهالسلام تحریک نمود
2-فتوای شریح قاضی به قتل امام حسین علیه السلام
در این روز از سال ۶۱ ه ابن زیاد با استناد به فتوایی که از شریح قاضی گرفته بود، در مسجد کوفه خطبه خواند و مردم را به کشتن امام حسین علیه السلام تحریص کرد.(۱)
۱.الوقایع الحوادث:ج۲ص۱۲۴
🌺🍃🌺🍃
https://eitaa.com/joinchat/1074987243Cc1fae26ec5
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مقداری از یک رژ لب رو بردن زیر میکروسکوپ ...
فقط خودتون ببینین چه چیزهایی داخلشه😖‼️
┄┅┅┅┅❀🦋❀┅┅┅┅┄
💠کانال حیات
مهد احسانا 🌱
@ehsana_313
https://eitaa.com/hayateb
خداوندا مرا اولاد بسیاری عطا فرما که در راه حسینات, لشکری از خون من باشد
#تراکت
#پوستر
#جوانه
#فرزندآوری
#جمعیت
مهد احسانا 🌱
@ehsana_313
@javanesho_ir
╚══════ 🌱