🌤
✨️سلام علی آل یاسین ✨️
بیا و با نفس هایت دو عالم را بهاری کن
بیا و جای اجداد غریبت شهریاری کن
بیا ای منتقم، خون حسینت بر زمین مانده
بیا که سر به روی نیزه و پیکر زمین مانده
#سلام
#طلوع
┄┅┅┅┅❀🌤❀┅┅┅┅┄
💠کانال حیات
https://eitaa.com/hayateb
🔹تشویق نباید عامل حرکت باشد ، فقط تایید حرکت است.🌸🍃
تشویق و تنبیهی که ما در اینجا میگوییم و آن را نفی میکنیم، تشویق و تنبیه «کلامی» نیست.
همانطور که قبلاً گفتیم، اتفاقاً تشویق کلامی، در اکثر موارد لازمه و نمیشه اون رو کنار گذاشت
مراد ما اینجا تشویق و تنبیه عینی و مشخص است که معمولاً والدین برای واداشتن کودک خودشون به انجام یک کار خوب یا ترک یک کار بد، از اون استفاده میکنن
بنابراین اگر کودک ما یک کار خوب رو انجام داد، اصلاً اشکالی نداره که این کار خوبش رو "تحسین" کنیم و بهش بگیم که چقدر خوبه که این کار رو انجام داده
فقط نکته مهم اینه که خود این تشویق و تنبیه عاملی برای «شرطی سازی» نباشه
تشویق و تحسین کلامی در دو صورت میتواند خودش عاملی برای شرطی سازی باشه که ما باهاش مخالفیم:
یک) مواقعی که والدین تحسین و تقدیر کلامی خود رو از کودک دریغ میکنن و اصلاً موفقیتها و خوبیهای اون رو نمیبینن.
در این صورت وقتی یک بار کودک رو به خاطر یک کار خوبش تحسین میکنن یا با زبان تشویقش میکنن، این قدر برای کودک شیرین و جذابه که مجددا برای دریافت این تقدیر و تحسین به خودتکراری و انجام مجدد همان کار خوب، روی میاره!
دو) زمانی که پدر و مادر خیلی شدید تشویق یا تنبیه کلامی میکنن و به اصطلاح «ذوق مرگ» میشن.
در این صورت هم تشویق و تنبیه کلامی میتونه عاملی برای شرطی شدن و تلاش برای تکرار آن کار خوب توسط کودک باشه
•┈┈••✾🍃4️⃣2️⃣8️⃣🍃✾••┈┈•
مهد و پیش دبستانی احسانا 🌱
🔹تشویق نباید عامل حرکت باشد ، فقط تایید حرکت است.🌸🍃 تشویق و تنبیهی که ما در اینجا میگوییم و آن ر
برگرفته از دوره چله فرزند پروری 👆✨
هدایت شده از علیرضا پناهیان
12.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌 تحجر مذهبی و غیرمذهبی نداره!
⚠️ کافیه از عقایدشون سؤال کنی، اون وقت با یک داعشی مواجه خواهی شد!
از مبحث "انحطاط متحجّرانه؛ انعطافپذیری متفکّرانه"
در هیئت میثاق با شهدا، دانشگاه امام صادق(ع)
تلگرام | بله | سروش | روبیکا | اینستاگرام | آپارات | سایت
#تصویری
@Panahian_ir
مهد و پیش دبستانی احسانا 🌱
📌 تحجر مذهبی و غیرمذهبی نداره! ⚠️ کافیه از عقایدشون سؤال کنی، اون وقت با یک داعشی مواجه خواهی شد!
🔰 پناهیان، تحجّر
استاد پناهیان و انتخاب موضوعات بهروز و مورد نیاز جامعه مؤمنین در منبرهایش
این موضوع هم از حیث محتوا و هم از نظر موقعیت زمانی ارائه، موضوع پرچالشی است،
استاد پناهیان چاقوی جراحی دست گرفته و دارد یک سرطان عمیق مؤمنانه را به ما نشان میدهد؛ سرطان تحجر
، موضوع یک درد مزمن و آزار دهنده در میان مؤمنین است که اگر درمان نشود، زمینه و بستر دینگریزی را بیش از آنچه امروز شاهدش هستیم، گسترش میدهد
هدایت شده از جوانه
هل من ناصر ینصرنی توی زندگی امروز ما یعنی زیاد کردن نسل حسینی ...
@javanesho_ir
╚══════ 🌱
کانالداستانشب|معینالدینی@nightstory57.mp3
زمان:
حجم:
16.4M
:: 🏴🥀
#داستان
#زندگی_امام_حسین_علیهالسلام
#قسمت_چهارم
#گوینده_معینالدینی
#قصه
༺◍⃟🌴჻ᭂ࿐❁❥༅••┅┄
🆔@nightstory57
༺◍⃟჻🌴ᭂ࿐❁❥༅••┅┄
✨༺༽بسم الله الرحمن الرحیم༼༻✨
داستان شب
گوینده:(معین الدینی)
داستان امشب:((حسین کوچک و غصه های بزرگ))
ده سال از هجرت پیامبر گذشته و حسین شش ساله بود. هر جا پیامبر بود حسین و برادرش حسن هم بودند؛ در مسجد، در کوچه های مدینه و در میان مردم. هر وقت پیامبر به سفری میرفت دل کوچک حسین برای پدربزرگش تنگ میشد به کوچه ها نگاه میکرد و انتظار آمدن او را میکشید.
آخرین سفر پیامبر سفر حج بود. آن سال پیامبرباتعداد زیادی از مسلمانها به مکه رفت. در روز جدایی پدربزرگ حسین را بغل کرد او را بوسید، دست بر سرش کشید و به او لبخند زد بعد سوار شترش شد و رفت حسین کنار دیوار ایستاده بود و رفتن پدر بزرگ را نگاه میکرد. از آن روز به بعد حسین هرروزدوردستها را نگاه میکرد و انتظار برگشتن پدر بزرگ را میکشید.
عاقبت پیامبر به مدینه برگشت مردم مدینه به استقبال پیامبررفتند. وقتی پیامبر حسن و حسین را دید از شتر پیاده شد.
دونوه کوچکش رابغل گرفت و تا چند دقیقه آنها را در بغل نگه داشت و گونه هایشان را بوسید.
انتظار حسین به پایان رسیده بود پدر بزرگ به مدینه برگشته بود.
حالا حسین و حسن میتوانستند به خانه پدر بزرگ بروند. حالا پیامبر به خانه آنها می آمد آن دو را بر زانوهای خود مینشاندو گونه هایشان را می بوسید.
اما افسوس که پدربزرگ بیمار شد.
حسین و حسن صبر کردند اما حال پدربزرگ بهتر نشد. دیگر پدر بزرگ نمی توانست آنها را بر دامن خود بنشاند، دیگر نمی توانست آنها را بر پشت خود سوار کند دیگر دست آنها را نمی گرفت و همراه خود به مسجد نمیبردشان پیامبر تب داشت.
انگار از آن روز همه شادیهای حسین و حسن تمام شده بود. چند روز بعد، پدربزرگ مهربان از دنیا رفت و همه مردم مدینه را غمگین کرد.
بعدازرفتن پدربزرگ نوبت به مادر رسید.
فاطمه از غم مرگ پدر بزرگ هر روز و هر ساعت گریه میکرد.او آن قدر گریه کرد و ناراحتی کشید که بیمار شد و در بستر افتاد.البته اتفاقات تلخی که دشمنان اسلام برای حضرت به وجود آوردند هم سبب شد. خوردن در بر پهلوی مادر امام حسین علیه السلام و زخمی شدن شدن ایشون 😔
با مجروح شدن مادر غم حسین و حسن هم سنگین تر شد. آنها هر روز کنار بستر مادر می نشستند و چشم به او می دوختند.
عمر مادر به پایان رسیده بود.روزی امام حسن و حسین کنار بستر مادر نشسته بودند. ناگهان چهره مادرشان فاطمه خندان شد و نوری اتاق و خانه را روشن کرد و لحظه ای بعد مادر چشم بر هم گذاشت. آن شب علی در سکوت و تنهایی فاطمه را غسل داد و کفن کرد واو را دور از چشم مردم به خاک سپرد.به دستور خانم از بس از دشمنان بیزار بود حسین علیه السلام علت این کار را میدانست مادرش این را خواسته بود و به پدر سفارش کرده بود شد.
با رفتن پیامبر خانه علی غمگین شده بودوبارفتن فاطمه غمگین ترحسن و حسین از رفتن پدر بزرگشان غصه دار بودند و با رفتن مادر دوباره گریان شدند.
آنهاپدرشان علی را میدیدندکه ازخانه بیرون نمی رود و کارمسلمانها را به خودشان واگذاشته است.
آنها معنى سکوت پدر را میفهمیدند. سکوت علی برای حفظ اسلام و مسلمانها بود.
✅کانال تخصصی داستان های صوتی و متنی 👇
https://eitaa.com/joinchat/4230349078C22111fe80f
::
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بچه ها باید توی هیات بهشون خوش بگذره...
یعنی همونجور که بازی میکنن صدای #روضه هم تو گوششون باشه...
اگه هیئتی رفتید که مدام تذکر میدادن بچه ها رو ساکت کنید بدونید اون هیئت خیلی امام حسینی نیست....هیئتی که نسل حسینی پرورش نمیده احتمالا فقط داره برا پیرمردا روضه میخونه....
#پیشنهاد_دانلود
مهد احسانا 🌱
@ehsana_313
هدایت شده از تفسیر نور
مشکلات مثل ماشین لباسشویی هستند!!!
پیچ و تاب میدهند، میچرخانند
و ما را به این طرف و آن طرف
میکوبند؛ اما در نهایت تمیزتر و
درخشان تر از قبل خارج میشویم...
@khande_iw