✨༺༽بسم الله الرحمن الرحیم༼༻✨
یک حدیث در دامن داستان
گوینده:(معین الدینی)
داستان امشب: ((زندگی حضرت فاطمه سلاماللهعلیها))
سالیان سال پیش پیامبر مهربون ما حضرت محمد ص با همسری باوقار و متین به نام حضرت خدیجه ازدواج کردند خانم خدیجه ثروتمند بود و پیامبر مهربان ما از لحاظ مالی فقیر بود حضرت خدیجه مخالفان زیادی برای ازدواجشون داشتن اما همیشه جلوی اونها می ایستادن میگفتند که من پیامبر رو به این دلیل انتخاب میکنم که ایشون مرد باوقار، متین، امین و خوش اخلاق هستن و از همه مهم تر اینکه خدای مهربان رو اطاعت میکنن و قبول دارن
حضرت محمدباحضرت خدیجه ازدواج کردن سالیان سال خدای مهربان به اونا فرزندانی داد ولی هیچ کدوم از اون فرزندان برای پیامبر ما نمیموند هرکدوم به یه دلیلی فوت میشدن و از این دنیا میرفتن بالاخره توی سن چهل سالگی حضرت محمد پیامبر شدیعنی اینکه جبرئیل اومد و به پیامبر مهربون ما گفت تو از این به بعد باید مردم رو به دین خدا دعوت کنی تو باید ایه هایی رو که خدای مهربان برای تو میفرسته برای مردم بخونی و به اونها بگی که دست ازکارهای بدشون بردارن وخدای مهربون رو بپرستن این اتفاق که افتاد دشمنی مردم مکه با پیامبر مهربون ما بیشتر شد شروع کردن ازش کینه گرفتن چون میگفتن پیامبر به مردم میگه به خداایمان بیارن واز بتهایی که ما بهشون میفروشیم و بتهای دست ساز که ما ازشون استفاده میکنیم اعتقادی نداشتند و حالا این پیامبر اومده و میخواد اونا رو از ما بگیره ما باید جلوش بایستیم اقوام حضرت خدیجه با شنیدن این حرف به پیش ایشون اومدن و گفتن ای خدیجه تو هنوز میخوای با محمد زندگی کنی اون تا دیروز یه مرد فقیر بود حالا ادعای پیامبری داره تو هنوز هم سر تصمیمت هستی ؟
حضرت خدیجه فرمودن بله من نه تنها میخوام با ایشون زندگی کنم بلکه بهش ایمان هم میارم
میدونین بچه ها چی شد اولین نفری که به پیامبر مهربون ما ایمان اوردن همسرشون بودن خانم خدیجه اقوام حضرت خدیجه وقتی شنیدن که حضرت خدیجه به پیامبر ایمان اورده برای همیشه ایشونو کنار گذاشتند.
روزها گذشت و گذشت و گذشت تا اینکه خانم خدیجه احساس کردن درون وجودشون یه فرزند نازنینی هست یه بچه ناز و کوچولو
خانم خدیجه خیلی خوشحال شدن و شادمانی کردن ایشون از خوشحالی نمیدونستن چی کار کنن
بچه ها پیامبر از این موضوع خبردار شد ایشون هم خیلی خوشحال شدند تو تمام مدت زمانی که خانم خدیجه باردار بودن بخاطر این که اقوام و خویشانشون با ایشون قطع رابطه کرده بودن ایشون به تنهایی کارهای خودشون رو انجام میدادن خیلی اوقات پیامبر تشریف میاوردن خونه میدیدن خانم خدیجه تنها هستن و هیچ کی پیششون نیست ولی دارن با یه نفر صحبت میکنن پیامبر تعجب میکردن و میگفتن خانوم با کی صحبت میکنی؟خانم خدیجه میگفتن من با فرزند درون شکمم صحبت میکنم
پیامبر میگفتن خب اونم با شما صحبت میکنه خانم خدیجه میفرمودند بله اونم با من صحبت میکنه همش بهم میگه که نباید غصه بخوری باید پشت و پناه پدرم باشی
پیامبر فرمودن: خیلی برام جالب بود چون جبرئیل هم خبر اورده بود که این دختری که توی شکم خانومت داره پرورش پیدا میکنه یه بچه ایه که از نسلش امامای زیادی بوجود میاد این دختراز بهشت اومده وکم دختری نیست
گذشت و گذشت و گذشت تا اینکه لحظه تولد خانم فاطمه سلام الله خانم خدیجه خیلی نگران بودن اخه ایشون بازم تنها بودن و کسی نبود که بتونن کنارشون با ارامش فرزندشون رو بدنیا بیارن
پیامبر دستانشون رو به اسمون بلند کردن و گفتن خدایا شما که میدونین ما توی این دنیا تنها هستیم و کسی رو نداریم ما رو یاری کن کمک کن فرزندم به سلامت به دنیا بیاد دعای پیامبر که تموم شد یه مرتبه چهار تا خانم بالباس سفید از بهشت به زمین اومدن
این چهار تا خانم بهشتی
حضرت مریم
خواهر حضرت موسی
همسر حضرت ابراهیم و
همسر فرعون خانم اسیه بودن
اونا به پیامبر گفتن ما از طرف خدا اومدیم تا فرزندتون رو به دنیا بیاریم رفتن توی اتاق
خانم خدیجه از دیدن اونها ترسید با نگرانی پرسید شما کی هستین اونا گفتن ما زنان بهشتی هستیم اومدیم که کنار تو باشیم تا فرزندت رو به سلامت به دنیا بیاری
بله بچه ها اونها کنار خانم خدیجه بودند و فرزند نازنینش رو به دنیا اوردن به پیامبر خبر دادند که نازنین دختر به دنیا آمد. 🥺
:
༺◍⃟🪴჻ᭂ࿐❁❥༅••┅┄
https://eitaa.com/joinchat/4230349078C22111fe80f
༺◍⃟჻🌲ᭂ࿐❁❥༅••┅┄
::
سلام صبحتون بخیر عزیزان من✋
میخواهید کودکتان دچار ویروس نشه ،
به توصیه استاد هادی پور عزیز به مادران بزرگوار سفارش میکنم از امروز چند عدد سیاه دانه به کودکان بدین بعد از اینکه جویدن نوک قاشق عسل دهانشون بگذارید.
این کار رو هر روز تکرار کنین تا پایان زمستان
🌸🌱🌸
😱واااااای بیاین
🐝اینجا مجموعه ای از آثار
خانم کلر ژوبرت هست👇
اگه علاقمندی فرزندت با مفاهیمی مانند
راستگویی و دروغگویی، دوستی،
عذرخواهی، غرور و تکبر، آشتی،
امانتداری، تفکر، شکرگزاری،
لبخندزدن، نظم، تحملدیگران،
رازداری، نهگفتن به درخواستهای
نادرست، رعایت_نوبت و...آشنا کنی
☘ این کانال عالی رو از دست نده 👇
https://eitaa.com/joinchat/2298871821C19a27eb27d
🥁🎷
سلام و شب خوش
با توجه به ایام فاطمیه اول و شهادت حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها به روایاتی
مجلس سوگواری و البته اموزش خانواده با بیان بسیار شیوا و محکم و روان حاج اقا قنبری از ساعت ۷ تا ۸ صبح برگزار می شود و بهتری فرصت برای پدر و مادران گرامی است تا مباحث مورد نیاز خانواده را بشنوند و فرزندانشان در فضای ملکوتی و معنوی روضه فاطمیه قرار بگیرند.
ودیدن دوستان خود در انجا میتواند خاطره از خوش و ورود کودک شما به محیط های مذهبی باشد
مادران بزرگوار فرصت رو مغتنم بشمارید و حتما شرکت کنین ..
چون فرصت ثبت نامش تموم شده بگین که از اصفهان هستین..
تا وارد کانال بشین
📄یک داستان
طرز فکر مثبت در یک مادر
نظافتچی ساختمان یک زن جوان است که هر هفته همراه دخترک پنج سالهش میآید.
امروز درست جلوی واحد ما صدای تی کشیدنش قاطی شده بود با گپ زدنش با بچه...
پاورچین، بیصدا، کاملا فضول! رفتم پشت چشمیِ در.
بچه را نشانده بود روی یک تکه موکت روی اولین پله.
بچه گفت: بعد از اینجا کجا میریم...
مامان: امروز دیگه هیچجا. شنبهها روز خالهبازیه...
کمی بعد بچه میپرسد: فردا کجا میریم؟
مامان با ذوق جواب میدهد: فردا صبح میریم اونجا که یه بار من رو پلههاش سُر خوردم...
بچه از خنده ریسه میرود.
مامان میگوید: دیدی یهو ولو شدم؟
بچه: دستتو نگرفته بودی به نرده میفتادیا...
مامان همانطور که تی میکشد و نفسنفس میزند میگوید: خب من قویام.
بچه: اوهوم... یه روز بریم ساختمون بستنی...
مامان میگوید که این هفته نوبت ساختمون بستنی نیست.
نمیدانم ساختمان بستنی چیست. ولی در ادامه از ساختمان پاستیل و چوبشور هم حرف میزنند.
بعد بچه یک مورچه پیدا میکند... دوتایی مورچه را هدایت میکنند روی یک تکه کاغذ و توی یک گلدان توی راهپله پیادهاش میکنند که "بره پیش بچههاش... بگه منو یه دختر مهربون نجات داد تا زیر پا نمونم"
نظافت طبقه ما تمام میشود...
دست هم راه میگیرند و همینطور که میروند طبقه پایین درباره آندفعه حرف میزنند که توی آسانسور ساختمان بادامزمینی گیر افتاده بودند.
مزهی این مادرانگی کامم را شیرین میکند.
مادرانگیای که به مهدکودک دو زبانه، لباس مارک، کتاب ضدآب و برشتوکِ عسل و بادام نیست.
[حتی به دستور و امر و نهی و جدیت هم نیست...
ساختن دنیای زیبا وسط سختیها از مادر، مادر میسازد.
و نگاه مثبت اوست که تربیت و شخصیت فرزندش را شکل می دهد.]
✍️سودابه فرضی پور
#مثبت_نگری
#تربیت
#انتخاب
مهد کودک و پیش دبستانی احسانا 🌱
@ehsana_313
13.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زیباترین تعریف از حضور زن در زندگی
#رهبر_فرزانه_ی_من
مهد کودک و پیش دبستانی احسانا 🌱
@ehsana_313
هدایت شده از حیات🌱
🪺🍃
🪺۳۱. پیشگیری از سرطان
🪺۳۲. تقویت بینایی
🪺۳۳. پیشگیری از بیماریهای چشمی رایج مثل آب مروارید و دژنراسیون ماکولا
🪺۳۴. تجدید قوای بدن در سالخوردگان.
🪺۳۵. استحکام عضلات و استخوان ها و جلوگیری از پوکی استخوان
🪺۳۶. دفع کننده فلزات سنگین ناشی از آلودگی هوا چون سرب و جیوه
🪺۳۷. ضد حساسیت و درمان علائم آلرژِی همچون عطسه، خارش و آبریزش بینی و ترشح سینوس ها
🪺۳۸. کاهنده فشار خون
🪺۳۹. دفع سریع سموم از بدن و پاکسازی آن
🪺۴۰. کمک به تنظیم قند خون (به کمک اسید آمینه لئوسین) و پیشگیری از ابتلا به دیابت
#خواص_تخم_بلدرچین
┄┅┅┅┅❀🦋❀┅┅┅┅┄
💠کانال حیات
https://eitaa.com/hayateb
#وبینار_شاه_کلید_تربیت_فرزند
❌ میدونستید ریشه اصلی بسیاری از مشکلات بچهها «ناامنی روانی» است؟
📛 پرخاشگری
📛 ناسازگاری
📛 لجبازی
📛 عدم تمرکز
📛 اضطراب جدایی
📛 انگشت مکیدن
📛 ناخن جویدن
📛 شب ادراری
📛 لکنت زبان و ...
🔹 اما نا امنی روانی چه جوری توی بچهها ایجاد میشه؟
@sokhanesadid