eitaa logo
مهد و پیش دبستانی احسانا 🌱
170 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
1.8هزار ویدیو
43 فایل
« مهد مساجد » بر اساس رویکرد تربیتی استاد پناهیان( گرایش محور) ادمین @Mahde_ehsana ارتباط با مدیر ۰۹۱۳۴۱۴۴۶۹۱ @m_s_f_z موقعیت مکانی https://nshn.ir/8a7boYtI2xaJgB
مشاهده در ایتا
دانلود
:: اگر کودک دلبندتون 👦🧒 از ((شب و تاریکی)) میترسه😰 داستان امشب رو حتما گوش بدید 🦊((قهرمان امّااااا ترسو))🐧 ༺◍⃟🐰჻ᭂ࿐❁❥༅••┅┄ https://eitaa.com/joinchat/4230349078C22111fe80f ༺◍⃟🐰჻ᭂ࿐❁❥༅••┅┄ ::
14030918 سوریه.mp3
زمان: حجم: 10.7M
🔴 فوری 🔻و اما ... 🔸سخنان حاج آقا عباسی ولدی دربارۀ تحولات اخیر سوریه حتما گوش کنید و منتشر کنید..
تو‌گروه مادران چه خبرههههههههه😍 خداقوت به تیم دلسوز و مهربان و تلاشگر احسانا مهد کودک و پیش دبستانی احسانا 🌱 @ehsana_313👌
زمان: حجم: 247.2K
فوری برگزاری کلاس معارف مهدویت از دوشنبه ساعت ۱۵:۳۰ در محدوده ملک‌شهر ویژه خواهران برای اطلاعات بیشتر پیام بدید ‌
این لینک گروه استاد موسوی برای کلاس معارف مهدویت هست لطفا هرکسی میخواد شرکت کنه عضو بشه https://eitaa.com/joinchat/3202286440C0b3c38bd57
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کانال‌داستان‌شب|معین‌الدینی@nightstory57(2).mp3
زمان: حجم: 11M
ا﷽ ༺◍⃟🦊჻ᭂ࿐❁❥༅••┅┄ رویــکـــــرد: باید حواسِ ترسُ، پرت کنیم 😊 :معین الدینی ༺◍⃟📚჻ᭂ࿐❁❥༅••┅┄ https://eitaa.com/joinchat/4230349078C22111fe80f ༺◍⃟🎙჻ᭂ࿐❁❥༅••┅┄
✨༺༽بسم الله الرحمن الرحیم༼༻✨ داستان شب گوینده:(معین الدینی) داستان امشب: ((قهرمان امّا ترسو)) توی یک جنگل زیبا بچه روباه زبر و زرنگی زندگی میکرد. او خیلی کارهای بزرگ و قهرمانانه ای انجام میداد برای همین اسمشو "قهرمان" گذاشته بودن قهرمان با مادرش زندگی میکرد. خونه اونها لابلای درختان جنگل و نزدیک دریا بود. بچه های جنگل,قهرمان رو خیلی دوست داشتن. چون وقتی مشکلی براشون پیش میومد قهرمان به اون ها کمک میکرد تا مشکلشون رو زود حل کنند یک شب وقتی بیشتر حیوانات جنگل خوابیدن مامانِ قهرمان گفت: خب عزیزم دوباره شب شد تو کم کم بخواب تا من برم و غذاهای خوشمزه پیدا کنم و بیارم قهرمان به حرفِ مامانش گوش کرد و چشماشو بست تا بخوابه همه جای جنگل تاریکه تاریک شده بود قهرمان سر جاش دراز کشیده بود و میخواست بخوابه که ناگهان یه صدای خیلی وحشتناکی اومد. قهرمان خیلی ترسید، با خودش فکر کرد وااای نکنه خرسا به جنگل حمله کرده باشن با این فکر، ترس قهرمان بیشتر و بیشتر میشد. قهرمان اونقدر ترسیده بود که نمیتونست بخوابه. او فقط دعا دعا میکرد تا هرچه زودتر مامانش با غذا برگرده. قهرمان از ترس به خودش میلرزید که چشمش به ماماش افتاد. خیال قهرمان راحت شد فورا بغل مامانش پرید اما نمیخواست که مامانش بفهمه ترسیده مامان متوجه شد که قهرمان داره میلرزه؛بهش نگاهی کرد و گفت: تو ترسیدی عزیزم ایرادی نداره اگه از چیزی میترسی بهم بگو از چی ترسیدی؟". اما قهرمان چیزی نگفت بعدازچندروزدوباره غذاهای خونه ی قهرمان تموم شد و وقتی هوا تاریک شد مامان دنبال غذا رفت دوباره قهرمان تنها شد. قهرمان که از تاریکی ترسیده بود به اون صدای وحشتناک فکر کرد. او در حال فکر کردن بود که ناگهان یه سایه خیلی بزرگ دید که بطرف او نزدیک میشد قهرمان از ترس قلبش تند تند میزد و نمیتونست جایی فرار کنه سایه نزدیکتر و نزدیکتر شد تا به قهرمان رسید. قهرمان فورا روی زمین نشست و چشماشو بست. او تند تند نفس میکشید با خودش فکر میکرد که سایه میخواد بهش آسیب بزنه. اما سایه بزرگ هیچ کاری با او نکرد قهرمان از ترس خوابش برد و وقتی چشماشو بازکرد دید روز شده و خبری از سایه هم نیست بعد کمی غذا خورد و از مامان اجازه گرفت تا در جنگل قدم بزنه قهرمان از اینکه از تاریکی میترسید خیلی ناراحت بود. او کنار ساحل رفت و چشمش به یک فلامینگوی کوچولو خورد پرهای او زخمی شده بود و تنها ایستاده بود. قهرمان به فلامینگو سلام کرد و باهاش دوست شد و بعد گفت : اسم من قهرمانه.اگه به مشکلی خوردی حتما بهم بگو تا حلش کنیم!". فلامینگو از قهرمان تشکر کرد و گفت: من بابا مامانمو گم کردم خیلی وقته اینجا تنهام پرهامم زخمی شدن و نمیتونم پرواز کنم! تو میتونی بابا مامانمو پیدا کنی؟ قهرمان گفت:من ودوستام میگردیم. شاید بتونیم پیداشون کنیم!و بعد از فلامینگو خداحافظی کرد و به خونه برگشت. کم کم هوا تاریک شد و مامان مجبور شد به دنبال غذا بره. دوباره قهرمان تنها شد قهرمان با خودش فکر میکرد وای اگه خرسا حمله کنن چکار کنم؟ واااای اون سایه خطرناک اگه امشب بهم صدمه بزنه چکار کنم؟ با این فکرها خیلی ترسید این بار قهرمان انقدر ترسید که خواب از سرش پرید. ناگهان به یاد فلامینگو افتاد و گفت: وااای فلامینگو هم حتما تنهاست و ترسیده بهتره برم پیش اون تا هم خودم نترسم و هم اون قهرمان به سمت ساحل رفت وقتی به ساحل رسید دید فلامینگو با خیال راحت خوابیده خیلی تعجب کرد. ناگهان دریا موجی زد و فلامینگو از خواب بیدار شد. چشمش به قهرمان افتاد و گفت تو اینجا چکار میکنی؟ قهرمان گفت:اون شب یه صدای وحشتناکی اومد و ترسیدم شب بعدشم یه سایه بزرگ بهم نزدیک شد و خیلی بیشتر ترسیدم گفتم بیام پیش تو تا تنها نباشیم.راستی تو نمیترسی ؟تو حتی نمیتونی فرار کنی؟ فلامینگو لبخندی زد و گفت: نه نمیترسم قهرمان گفت: چطور؟". فلامینگو گفت: " چون به جای اینکه تو سرم بچرخم و فکرهای ترسناک بکنم، همه حواسم روی پامه روی همین یه پایی که واستادم روش!". قهرمان گفت: یعنی تو فکرای ترسناک نمیکنی؟ فلامینگو گفت : آره! اون صدای بلند رو منم شنیدم صدای یه موج بزرگ بود. اون سایه هم حتما شاخه یه درخت بوده اگه به جای اینکه به فکرات توجه کنی به پاهات،دستات،نفسات توجه کنی دیگه خودتو نمیترسونی!". اون شب قهرمان فهمید که این خودشه که خودشو میترسونه نه کس دیگه ای اگه به جای توجه به فکرای ترسناکش به بدنش توجه کنه، ترس ازش دور میشه ༺◍⃟🐰჻ᭂ࿐❁❥༅••┅┄ https://eitaa.com/joinchat/4230349078C22111fe80f ༺◍⃟🐰჻ᭂ࿐❁❥༅••┅┄
مهد و پیش دبستانی احسانا 🌱
برای تثبیت این بازی ،این مکالمات را به زبان کودکانه با فرزندتون داشته باشین خدا قدرتش از همه بیشتره همه موجودات عالم لشگریان خدا هستند و فقط حرف خدا رو گوش میدن خدا مراقب ماست.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
♦️جزئیات تعطیلی فردا و پس فردا مدارس اصفهان و برخی شهرستان‌های استان مدیرکل مدیریت بحران استانداری اصفهان: 🔹با توجه به تداوم پایداری جو وارونگی دما در اصفهان تمامی مقاطع تحصیلی شهر اصفهان و برخی از شهرستانها فردا ۲۰ و ۲۱ آذرماه غیر حضوری اعلام شد. 🔹بر اساس مصوبه کارگروه هماهنگی شرایط اضطرار آلودگی هوا، تمامی مدارس استان در روزهای سه شنبه و چهارشنبه( ۲۰ و ۲۱ آذرماه) تعطیل و کلاس‌های درس به صورت غیر حضوری تشکیل می شود. 🔹تمامی مقاطع تحصیلی آموزش و پرورش در نواحی ۶ گانه آموزش و پرورش شهر اصفهان و مناطق آموزش و پرورش فلاورجان، پیربکران، نجف آباد، خمینی شهر، شاهین شهر، بُرخوار، مبارکه، باغ بهادران، زرین شهر و فولاد شهر و نیز سجزی غیر حضوری خواهد بود. 🔹همچنین در این دو روز، تمامی مهدهای کودک، کلاس‌های پیش دبستانی و مدارس استثنایی در مناطق اعلام شده نیز تعطیل است. 🔹کارکنانی که بیماری زمینه ای دارند و مبتلا به بیماری قلبی و عروقی هستند، زنان باردار و مادران شاغلی که فرزند ابتدایی و زیر ۶ سال دارند می توانند با موافقت مدیر مربوطه از شرایط دورکاری و مرخصی بهره مند شوند.
اینکه تعطیلی مهد باعث ناراحتی بچه هامون شده برای ما نشونه ی خوبیه، قطعا گرایشهاشون تامین میشه خدا کنه بتونیم تمام و کمال انجام وظیفه کنیم. مهد کودک و پیش دبستانی احسانا 🌱 @ehsana_313