eitaa logo
مهد و پیش دبستانی احسانا 🌱
170 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
1.8هزار ویدیو
43 فایل
« مهد مساجد » بر اساس رویکرد تربیتی استاد پناهیان( گرایش محور) ادمین @Mahde_ehsana ارتباط با مدیر ۰۹۱۳۴۱۴۴۶۹۱ @m_s_f_z موقعیت مکانی https://nshn.ir/8a7boYtI2xaJgB
مشاهده در ایتا
دانلود
✨༺༽بسم الله الرحمن الرحیم༼༻✨ داستان شب گوینده:(معین الدینی) داستان امشب: ((حلزون مهربون)) روزهاي اول فصل بهار بود ، هوا گرم و گرمتر مي شد و حيوانات ، جنب و جوش و تلاش را از سر گرفته بودند . آقاي چهاردست همينطور سوت زنان و شادي كنان به اين طرف و آن طرف مي جهيد و مي خنديد . بعد با خودش گفت : چه هواي خوبي بهتر است به ديدن دوستم بروم و با هم از اين هواي خوب لذت ببريم . وقتي كه به طرف خانة دوستش به راه افتاد توي مسير پايش ليز مي خورد و نمي توانست درست راه برود و يكدفعه پرت شد روي زمين . عنكبوت از راه رسيد و با ديدن ملخ كه روي زمين افتاده بود و پهن شده بود ، حسابي خنده اش گرفت ، طوري كه نمي توانست جلوي خنده اش را بگيرد ! ملخ خيلي ناراحت شد و گفت : عنكبوت كجاي زمين افتادن خنده دارد ؟ عنكبوت خودش را جمع و جور كرد و گفت : نه دوستم ، من تو را مسخره نمي كنم ، از من ناراحت نشو ! اصلاً به من بگو ببينم چه كسي اينجا را ليز كرده است تا خودم حسابش را برسم ! يكدفعه خود عنكبوت هم ليز خورد و افتاد و هر دو با هر زحمتي كه بود از زمين بلند شدند و به راه افتادند و با احتياط قدم بر مي داشتند . همينطور كه مي رفتند به جايي رسيدند كه ديگر زمين ليز نبود . به جانور عجيبي رسيدند و گفتند : اين ديگر چيست ؟ او گفت : سلام ! اسم من حلزون است . بعد آنها هم صدا گفتند : از كجا پيدايت شده ؟ چرا برگها و سبزي هاي مزرعة ما را مي خوري ؟ تا حالا از كجا غذا بدست مي آوردي ؟ حلزون گفت : صبر كنيد دوستان من ! از اول هم من اينجا بودم ، زمستان را داخل خانه ام بودم و خوابيده بودم ! حالا كه بهار شده از خواب بيدار شدم .  آنها گفتند : « ولي ما كه خانه اي نمي بينيم ! » حلزون گفت : خب همين صدفي كه پشت من است ، خانه من است ، آنها با اخم گفتند : اصلاً به ما مربوط نيست خانه تو چه شكلي و كجاست چرا زمين را ليز كرده اي و چطوري ؟ حلزون گفت : بله من اين كار را كرده ام ولي دلم نمي خواست اينطوري بشود و شما به زمين بخوريد ! من مجبورم براي حركت كردن اين مايع لغزنده را روي زمين بپاشم و روي آن بخزم ، چون مثل شما پا ندارم و اين مايع لغزنده به من كمك مي كند . آنها گفتند : ما نمي دانستيم كه تو با چه زحمتي مجبوري راه بروي !  از تو معذرت مي خواهيم كه رفتارمان بد بود ! حلزون گفت : نه ، اين كه گفتم مجبورم به خاطر اين نبود كه بخواهم بگويم دارم زحمت مي كشم ، نه ، خدا مرا اينطور آفريده و اين مايع لغزنده را هم در اختيار من قرار داده است ، وسيلة راه رفتن شما پاهايتان است و من براي حركت كردن مي خزم ! هميشه هم خدا را شكر مي كنم . ملخ و عنكبوت گفتند : ما بايد از اين به بعد سعي كنيم اطرافمان را خوب ببينيم و جلوي پايمان را خوب نگاه كنيم و زمين نخوريم و بعد هم كسي را سرزنش نكنيم . بعد هم با تعجب پرسيدند : حلزون جان تو كه دندان نداري ! چطوري اين همه برگ و سبزي را مي جوي ؟ حلزون جواب داد خدا به من بيش از پانزده هزار دندان داده است كه در پشت زبانم مخفي است . آنها از تعجب به هم نگاه كردند و گفتند : واي چقدر دندان ! خروس طلايي نوك زنان به طرف آنها مي آمد ، آنها دو نفر پا به فرار گذاشتند ولي حلزون نتوانست به تندي آنها حركت كند ، آنها پشت يك بوته قايم شدند و به حلزون نگاه مي كردند . خروس به حلزون كه رسيد چند نوك به او زد و بعد هم از آنجا دور شد . آنها نگاه كردند و ديدند ، خانه حلزون ، صحيح و سالم آنجاست ولي از خود حلزون ، خبري نيست . ناراحت شدند و شروع كردند به گريه . حلزون فرياد زد : من اينجا هستم ، زنده و سلامت ! براي چي گريه مي كنيد ؟ فراموش كردين كه اين صدف از من محافظت مي كنه ؟ عنكبوت گفت : تو چطور توي اين صدف پر پيچ و خم جا مي شوي ؟ حلزون با لبخندي بر لب گفت : من بدن نرمي دارم ، خودم را به شكل صدفم در مي آورم و راحت توي آن جا مي شوم . مي بينيد اين هم يكي ديگر از شگفتيهاي وجود من است . در آفريده هاي خداوند چيزهاي عجيب و شگفت انگيزي وجود دارد . از آن روز به بعد عنكبوت و ملخ و حلزون دوستان خوبي براي هم شدند .  نتيجه اينكه : ۱. خداوند در وجود هر آ‏فريده اي ظرافتهايي مخصوص قرار داده است كه با ديگري متفاوت است ، ما بايد قدر نعمتها را بدانيم و شكر گزار باشيم . ۲. براي شناخت طبيعت و آفريده هاي خدا بيشتر تحقيق كنيم و بپرسيم و مطالعه كنيم . ༺◍⃟🐰჻ᭂ࿐❁❥༅••┅┄ https://eitaa.com/joinchat/4230349078C22111fe80f ༺◍⃟🐰჻ᭂ࿐❁❥༅••┅┄
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از کانال حسین دارابی
پیام نتانیاهو به مردم سوریه: 《مشکل اسرائیل دولت شما و (اسد) هست و دست دوستی به شما مردم سوریه دراز میکنیم...》 ارتش اسرائیل ۴۸ ساعت بعد سقوط اسد: ((حداقل ۴۰۰ نقطه از زیرساخت ها و مراکز عمومی و اجتماعی و خدماتی سوریه را بمباران کردیم و الان وارد خاک سوریه شده ایم...)) پیام نتانیاهو به مردم ایران یک ماه قبل: 《مشکل اسرائیل دولت شماست، دست دوستی به ایران دراز میکنیم...》 .... | عضوشوید 👇 http://eitaa.com/joinchat/443940864Cf192df24f0
فردا مدارس اصفهان دایر است 🔹مدیرکل مدیریت بحران استانداری اصفهان: بر اساس پیش‌بینی‌های هواشناسی و عبور موج ناپایدار از روی استان و خودپالایی جو و کاهش آلاینده‌ها فردا، شنبه بیست و چهارم آذر مدارس استان اصفهان در تمام مقاطع دایر است. 💠 کانال‌های آموزش و پرورش استان اصفهان: 📍| ایتا | 📍شاد | 📍روبیکا | 📍بله |
تسبیح حضرت زهرا❤️👌 مادرهای گل حتما بذارین داخل جانمازهاتون و باهاش ذکر بگین.. بهترین حس دنیاست برای شما و کودک شما😍😍😍😍 مهد کودک و پیش دبستانی احسانا 🌱 @ehsana_313
⏳️ دوستان عزیز لطفا جهت ثبت نام و استفاده از تخفیف ۵۰ نفر اول مبلغ ۲۸۹ هزار تومان به شماره کارت
6063731045549749
به نام علی هادی پور واریز نموده و اطلاعات واریز رو بلافاصله به آیدی @Admin_hayat1 ارسال کنین . ✅️ شماره کارت با لمس کپی میشه! ⏳️
زمان: حجم: 731.3K
⁉️چرا باید این دوره رو شرکت کنم ؟! ⁉️تو این دوره قراره چه مطالبی گفته بشه ؟! 🎤بشنوید از زبان خود استاد هادی پور عزیز 😍 🎤⁉️
هدایت شده از مِرآت 🇮🇷
پیغام علقمه به نجف برد جبرئیل ام البنین بگو پسری داشتی چه شد؟ (س)🥀 🥀 @javanan313
با سلام خدمت شما مادران بزرگوار زمان برگزاری جشن شب یلدا برای نوگلان عزیزمون صبح روز سه شنبه ۲۷ آذرماه در مکان مهد احسانا 🌱 است. اگر قصد دارید که کودک شما در این جشن حضور داشته باشد حتما تا پایان روز دوشنبه ثبت نام را انجام دهید و فیش واریزی آن را برای خانم صالحی عزیز ارسال کنید. هزینه ی جشن و چاپ یک عدد عکس ۱۵۰ هزار تومان می باشد.
5022291089210742
لطف کنید فردا یک عدد نارنگی و یک عدد موز و یک عدد خیار مخصوص جشن همراه نوگلان عزیزمون باشد. باتشکر از همراهی به موقع شما پیشاپیش یلداتون پر برکت باد. 🌸🌱🌸🌱
انا لله و انا الیه راجعون خواهر عزیز سرکار خانم فاطمه احمدی معاونت آموزشی مهد احسانا ، ما خانواده احسانا ، بدین وسیله درگذشت عموی گرامیتان را تسلیت عرض میکنیم. و برای پدر و عموی عزیزتان طلب غفران و رحمت الهی را داریم. شادی روح همه رفتگان صلوات خانواده احسانا 🌱🌸🌱