eitaa logo
مهد و پیش دبستانی احسانا 🌱
168 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
1.8هزار ویدیو
43 فایل
« مهد مساجد » بر اساس رویکرد تربیتی استاد پناهیان( گرایش محور) ادمین @Mahde_ehsana ارتباط با مدیر ۰۹۱۳۴۱۴۴۶۹۱ @m_s_f_z موقعیت مکانی https://nshn.ir/8a7boYtI2xaJgB
مشاهده در ایتا
دانلود
Sound_2025_01_01_18_49_11_741.mp3
زمان: حجم: 80.8M
برای تربیت کودکتون فرآیند دارین؟🧐 آماده ای با بدرفتاری کودکت مواجه بشی؟🤯 علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد👌 📍موضوع: (اهمیت برنامه ریزی و انعطاف پذیری) 🧕با تدریس استاد روستائی ادامه تکنیک های تربیت کودک: 7:11 زمان بندی درست 10:47 اهميت برنامه ریزی 11:58 انتظار مقاومت داشتن 15:58 در زمان های لازم کمک بگیرین 30:09 انعطاف پذیر باشین 33:37 درک اهمیت قانون برای رسیدن به جواب سوالتون🤔روی تایم های آبی ضربه بزنین👆 ⊱┈──🌸──┈⊰ 💰هزینه صوت: ارسال صوت به ۵ نفر به همراه لینک یا قرائت سوره یس 🆔 ادمین آسمان مفرّح امید: ✨ @Admin_asemanmofarah 🌐مجموعه آسمان مفرَّح امید🔰 http://eitaa.com/Asemanmofarah
سلام صبح شنبه تون پرانرژی و شاد باد🌸 توجه🛑 اطلاع رسانی 🛑 مادران عزیز یک شنبه و دوشنبه اردوی بسیار جذاب و بیادماندنی کارگاه قنادی داریم. لطفا مبلغ 50 هزار تومان همراه کودک دلبند تان باشد. باتشکر
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔷 تجربه‌ای از یک مدرس موفق و خلاق «تقلب» و یادگیری عمیق! 🌱متفاوت بیاندیشیم به قلم: دکتر حامد صفایی‌پور تدریس را تمام کردم و مشغول جمع‌کردن کیفم شدم. چند دقیقه‌ای به زنگ مانده بود. رو به کلاس گفتم: «بسیار خب! هفته آینده از این سه فصل امتحان می‌گیرم». صدای اعتراض بچه‌ها بلند شد: آقا ما نمی‌رسیم!؛ به خدا همان روز امتحان داریم؛ سه فصل زیاده! و از این صحبت‌ها. گفتم: «مطالب زیادهِ؟» پاسخ دادند: «بله خیلی». گفتم: «بسیار خُب، با خودتان تَقلُّب همراه بیاورید(!)». سکوت و لبخندی کلاس را گرفت؛ «واقعا آقا؟»؛ «بله! می‌توانید نصف کاغذ آ-چهار تقلُّب همراهتان بیاورید». زنگ خورد. با نگاهی به چهره‌های غافلگیرشده بچه‌ها از کلاس خارج شدم. هفته اینده با شوق دیدن تقلب‌های بچه‌ها به کلاس آمدم! وقتی وارد کلاس شدم گویی چند میناگر در حال کشیدن گُل و بوته‌هایی ظریف بر کاغذ اند؛ میکروفیل‌هایی تودرتو با نظمی هندسی و تماشایی. بچه‌ها مثل جلسات ارائه دانشجویان معماری در آتلیه‌های هنری، کاغذهای تقلب یکدیگر را می‌دیدند. برخی تلاش کرده بودند همه کتاب را در این، به قول خودشان، «یُخته‌جا»، جا دهند و برخی هم برگۀ تقلب نهایی را پاکنویس کرده بودند و درخت‌واره‌های مفهومی ترسیم کرده بودند. با شروع آزمون گفتم: «وقت آزمون یک ساعت است؛ نیم ساعت دوم می‌توانید از تقلب‌ها استفاده کنید». نیم ساعت گذشت. فرمان صادر شد. تقلب‌ها را در آوردند. برخی همه پاسخ‌ها را نوشته بودند و از سر سیری به تقلب‌ها نگاه می‌کردند. گاهی هم نگاهی به من! که ناسزای آبداری در آن نهفته بود. پنج دقیقه پایانی گفتم می‌توانید «تقلب‌هایتان را به دوستانتان تقلب بدهید». بامزه بود. بچه‌ها تقلب‌ها را جابه‌جا می‌کردند. وقت تمام. بچه‌ها یکی یکی برگه‌ها را تحویل می‌دادند و هنگام خروج از کلاس چیزی می‌گفتند: 💎«آقا اجازه! ما از تقلب استفاده نکردیم! خودمون بلد بودیم» 💎«آقا اجازه! ما اینقدر که برای نوشتن این تقلب وقت گذاشتیم روی کتاب وقت گذاشته بودیم تمام شده بود!» و... با بدجنسی تمام از درون می‌خندیدم. ما معلمان باید کاری کنیم که بچه‌ها با همان روشی که تقلب می‌کنند، درس بخوانند. تا به حال توجه کرده‌اید که تقلب، نیازمند چه سطحی از مهارت‌های شناختی است؟ در تمرین ما، کم بودن جا، برای نوشتن تقلب، نیاز به ترسیم «نقشه‌ مفهومی» را به وجود می‌آورد. دانش‌آموزان مجبورند مطالب را به صورت ساختارمند بفهمند. امتحان، پرسش کلاسی و همه بخش‌های نظام آموزشی فرصتی برای یادگیری اند. .
باسلام خدمت شما خانواده های محترم و عزیز لطف بفرمایید تا آخر دی ماه برای کودک دلبند تان یک یا چند عدد عکس شهید تهیه کنید. عزیزان !سایز عکس بهتر است A4 یا بزرگتر باشد. ترجیحا شهید از شهدای خانوادگی تون یا هم محله ای تون باشه. روز تحویل عکس ،حتما داخل کانال و گروههای مادران اعلام خواهیم کرد. 🌸🌱❤️
باسلام خدمت شما خانواده های محترم و عزیز لطف بفرمایید تا آخر دی ماه برای کودک دلبند تان یک یا چند عدد عکس شهید تهیه کنید. ترجیحا شهید از شهدای خانوادگی تون یا هم محله ای تون باشه. روز تحویل عکس ،حتما داخل کانال و گروههای مادران اعلام خواهیم کرد. 🌸🌱❤️
استفاده از گوشی موبایل بخش زیادی از زمان بازی و اوقات فراغت کودکان به خود اختصاص داده .... 👌داستان امشب برای کودکان گوشی باز مفیده ❌حتما گوش کنید ༺◍⃟🐿🪵჻ᭂ࿐❁❥༅••┅┄ 🎙🌙@nightstory57
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
معین الدینی گوشی بازی بسه (2).mp3
زمان: حجم: 12.4M
ا﷽ ༺◍⃟჻📱ᭂ࿐❁❥༅••┅┄ رویکرد: گوشی رو به اندازه استفاده کنیم :معین الدینی ༺◍⃟📚჻ᭂ࿐❁❥༅••┅┄ https://eitaa.com/joinchat/4230349078C22111fe80f ༺◍⃟🎙჻ᭂ࿐❁❥༅••┅┄
✨༺༽بسم الله الرحمن الرحیم༼༻✨ داستان شب گوینده:(معین الدینی) داستان امشب:(گوشی بازی بسه) در یک شهر کوچیک پسربچه باهوشی به اسم "کاوه" زندگی میکرد. کاوه همه چیز رو سریع یاد میگرفت. او همیشه تکالیف مهدش رو خیلی عالی انجام میداد. حتی وقتی توی کلاس بود، خانم مربی تشویقش میکرد چون کاوه خیلی خوب و راحت و سریع کاراش انجام میداد . امروز تولد کاوه بود او قرار بود به مدرسه بره کاوه از اینکه بزرگتر شده بود، خیلی خوشحال بود. شب تولد کاوه همه جمع شده بودن هر کسی یک هدیه زیبا برای کاوه آورده بود کاوه اول از همه هدیه بابا و مامانش رو باز کرد. وقتی هدیه رو دید کلی ذوق کرد یه گوشی قشنگ. کاوه بعد از دیدن گوشی خیلی خوشحال شد و از ذوقش فورا بغل بابا مامانش پرید و اونها رو بوس کرد. بعد بابا گفت: کاوه جان تو خیلی بچه زحمتکشی هستی همیشه برای تکالیفت تلاش کردی و خیلی عالی انجامشون دادی این هدیه منو مامانه فقط یادت باشه که خیلی کم باید ازش استفاده کنی پسرم کاوه با خوشحالی گفت: قول میدم بابا فقط نیم ساعت بازی میکنم! جشن تولد تموم شد و کاوه به اتاقش رفت تا بخوابه یه صدایی توی مغزش میگفت حالا که شبه اوله. یکم با اون گوشی قشنگت بازی کن حال کن تا کم کم خوابت ببره!". کاوه به صدای مغزش گوش کرد سمت گوشی رفت و شروع کرد به بازی کردن آن شب خیلی به کاوه خوش گذشت. فردا که شد با انرژی و شادی به مدرسه رفت اما توی مدرسه همش به فکر بازی جدید توی گوشی بود بلاخره مدرسه تعطیل شد و کاوه به خونه برگشت. همینکه به خونه رسید، فورا سمت گوشی رفت و شروع کرد به بازی کردن انقدر از بازی لذت برده بود که حواسش به ساعت نبود دو ساعت گذشته بود و هنوز کاوه در حال بازی بود. بعد که از بازی خسته شد اینترنتشو روشن کرد و چند تا فیلم که خیلی دوست داشت رو نگاه کرد کاوه خیلی زیاد از گوشی استفاده کرد. اما خوشحال بود دوباره صبح شد و کاوه به مدرسه رفت معلم داشت ریاضی درس میداد و همه بچه ها حواسشون رو جمع کرده بودن تا خوب یاد بگیرن کاوه هم خیلی تلاش میکرد تا حواسش رو جمع کنه. اما ناگهان به بازی دیشب فکر میکرد یه صدایی توی مغزش میگفت : " آها فهمیدم اگه از اون راه میرفتی، میتونستی مرحله اولو رد کنی!". کاوه در این فکرها فرو رفته بود که ناگهان معلم گفت : " خب کاوه جان بگو ببینم جواب این چی میشه؟". کاوه هر چقدر فکر کرد اصلا یادش نیومد که معلم چی گفته برای همین جواب سوال معلم رو بلد نبود او خیلی خجالت کشید و سرش رو پایین انداخت زنگ بعدی دوباره معلم درس جدید رو توضیح داد. همه بچه ها با دقت گوش میکردن اما ذهن کاوه شلوغ شده بود. او اصلا نمیتونست با دقت گوش کنه همیشه حواسش پرت بازی هایی میشد که کرده بود باز هم حواس کاوه پرت شده بود آن روز کاوه از کلاس درس چیزی یاد نگرفت کاوه کمی ناراحت بود فکر میکرد درسها خیلی سخت شدن و فکر میکرد دانش آموز ضعیفیه اما وقتی به خانه رسید، فورا سمت گوشیش رفت و چون ناراحت بود دوباره شروع کرد به بازی کردن کاوه تا تونست بازی کرد مامان گفت خیلی زیاد بازی کردی گوشی رو بذار کنار مگه درس نداری؟ کاوه جواب داد:" باشه باشه و بعد با گوشی به اتاقش رفت و دوباره بازی کرد وقتی بابا به خانه اومد کتابش رو آورد و هر سوالی که بابا میپرسید رو بلد نبود. بابای کاوه خیلی تعجب کرد بعد پرسید تو خیلی تلاش میکردی اما چی شده که الان هیچی بلد نیستی؟!". گفت: کاوه جان کتاباتو بیار ازت سوال بپرسم!". کاوه با ناراحتی کتابش رو آورد و هر سوالی که بابا میپرسید رو بلد نبود. بابای کاوه خیلی تعجب کرد بعد پرسید تو خیلی تلاش میکردی اما چی شد شده که الان هیچی بلد نیستی؟! کاوه سرش رو پایین انداخت بابا گفت: وقتی سر کلاسی چیزی یاد میگیری؟". کاوه گفت: نه بابا اصلا حواسم نیست!". بابا گفت : یعنی چی؟ تو خیلی حواس جمع بودی چطوری الان حواست نیست؟". کاوه گفت: هرچی میخوام دقت کنم نمیتونم چون همش ذهنم میره به بازیها و فیلم های گوشیم پرت میشه!". وقتی کاوه این جواب رو داد ناگهان چیزی به ذهنش رسید و گفت: " چون زیاد بازی میکنم و فیلم میبینم! ذهنم همش پر شده از اونا! بابا گفت خب حالا چکار باید بکنیم؟ کاوه گفت: " باید مغزمو با یه عالمه بازی پر نکنم. پس باید کمتر بازی کنم و بعد واقعا به خودش و بابا مامان قول داد که کمتر با گوشی بازی کنه حالا حواسش سر کلاس خیلی جمع بود حالا خوشحالتر بود چون هم میتونست در ساشو یاد بگیره و هم بازی کنه. ༺◍⃟🐿🪵჻ᭂ࿐❁❥༅••┅┄ 🎙🌙@nightstory57
❤️‍🔥✨چنانچه ﺣﺮفتان ﺣﻖ است، ﺗﺤﻤﯿﻞ نکنید، فقط بیان کنید! ✍🏻 یک زن با اعتماد به نفس، حرفش رو تو دلش نگه نمیداره ولی بحث هم نمیکنه، فقط حرفش رو آروم و متین و قاطع بیان میکنه.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا