پادکست_داستان_هزارتو؛_گفتگو_و_داستان.mp3
زمان:
حجم:
11M
زینت و مک لوهان
احسان عبدیپور
https://eitaa.com/EhsanAbdipour
احسان عبدی پور
زینت و مک لوهان احسان عبدیپور https://eitaa.com/EhsanAbdipour
نیمه نهایی هنوز درست حسابی شروع نشده بود که آلمان سه هیچ جلو افتاده بود و کوتاه هم نمی آمد ،نادرو روی هر گلی سی سانت بالاتر از یوآخیم لو می پرید و جیمو کنار دیوار عرق از چهار بست تنش میچکید،
زینت داشت خمیر ورز میداد برای مشتری های کله سحر ، صدای فریاد های از ته دل نادرو آلمانی بی اختیار لبش را به خنده باز میکرد ولی چشمش به جیمو برزیلی که می افتاد یکهو غم جانش را میگرفت ، آلمانها رسیده بودند به ۵ و بغض از زیر فک تا جناغ سینه جیمو را گرفته بود ،
زینت التماسِ خدا میکرد که داور سوت بزند ، بس بود دیگه ، آلمانها دست بردار نبودند...
شد شیش ، زینت تو دلش نفرینِ داور کرد:« خیر نبینی از عمرت، سی چه تمومش نمیکنی!»
حالا دیگه زینت خوشحالی پسر آلمانیش حالی به حالیش نمیکرد، غم پسر برزیلیش پرش کرده بود،
دلش میخواست جام جهانی هر پنجاه سال یکبار برگزار شود ، دلش میخواست تیم ها با اختلاف یک گل ببرند همدیگر را ...
زینت به هزار در میزد که دل بچه هاش خوش باشه ولی فوتبال تو اختیار او نبود ...
🔸 قسمتی از اپیزود زینت و مکلوهان
✍ احسان عبدی پور
#جام_جهانی
https://eitaa.com/EhsanAbdipour
10.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی عاشق تیمتی؛ اما نمیخوای باختش گردن بگیری
احسان عبدی پور
#جام_جهانی
https://eitaa.com/EhsanAbdipour
هدایت شده از احسان عبدی پور
https://t.me/daastaanehsanooاسترالیا احسان عبدی پور.mp3
زمان:
حجم:
20.4M
استرالیا
احسان عبدی پور
https://eitaa.com/EhsanAbdipour
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میخوای بگی حسینو(ع) نمیشناسی؟!
گوشههای از فیلم «پاپ» ساخته احسان عبدیپور
https://eitaa.com/EhsanAbdipour
Bakhsho موزیکدلbakhsho_leyla_begofta.mp3
زمان:
حجم:
5M
نوحه «لیلا بگفتا ای شه تشنه لب...»
جهانبخش کردی زاده (بخشو)
#شب_عاشورا
https://eitaa.com/EhsanAbdipour
Hossein FakhriHossein Fakhri - Beneshin.mp3
زمان:
حجم:
5.4M
«بنشین تا به تو گویم؛ زینب»
حسین فخری
#شام_غریبان
https://eitaa.com/EhsanAbdipour
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قسمتی از نمایش قلندرخونه| کارگردان: ایرج صغیری| اجرا ١٣٥٤
**سرت حنا ببندن بچه ت رفت/ شادومادت رفت/شيرت رفت/ صاحب شمشيرت رفت...
https://eitaa.com/EhsanAbdipour
"غولو سياه" از همه ي گندكارياي "كل نعيم" خبر داشت. كل نعيم يهو چيش باز كرد و ديد ئي سياه كه خودش آدمش كرد و آوردش تا حدِ نوشتن حساب كتاب دفتري ش، زبون باز كرده داره حرف ميزنه. نبايد حرف بزنه ولي داره ميزنه!
كل نعيم ترتيبي داد كه حين كار تو گمرك، جوري كه مرگش عادي بنظر برسه بكُشنش. اما "اكبرِ حسينِ علي سالار" همه چي ديده بود. همه چي... و بقول خودش كاش نديده بود.
شو عاشورا، بعد از دمام، وقتي رفيقاش داشتن تو قلندرخونه ي مسجد چوي ميخوردن كه آماده بشن برن بيرون سينه بزنن، نگهشون داشت و همه چيو نهاد كف دستشون. همه چي. شرح داد زير جرثقيل چطور و با اشاره ي كي، صندوق از بالا ول شد رو سر غولو و استخوناش خورد شد. حتي موقع تعريف كردن، استخوناي لِه شده و روده ي از شكم بيرون زده ي غولو اومد جلو چيشش و استفراغش گرفت. خواست رفيقاش جمع كنه، يكي شون كنه كه جلو كل نعيم وايسن و تقاص خون غولو بگيرن. هر چند كه كل نعيم سرگَنگشون باشه، هر چند كه نونشون زير دستش باشه، هر چند كه بالا زورشون باشه و يه دهه روضه بذاره تا سرپوشي رو مادر(...)هاش باشه.
ولي تهش... رفيقاش يكي يكي پا شدن پسِ شلوارشون تكوندن و به بهونه اي كه سينه سنگين شده، رفتن تو حياط سينه بزنن.... غافل از ايكه در غيبتشون دقايقي ديگه، كل نعيم مياد تو قلندرخونه و وقتي پليتيكاش سي بستنِ دهن اكبر نتيجه نده، خنجرِ تعزيه رو از تو بساط قهوه چي در مياره و تا دسته فرو ميكنه تو كمر اَكو. رفيقاش كه ميرفتن، نميفهميدن دارن شهيد زنده و حاضر رو ول ميكنن و ميرن سي شهيد هزار و چهارصد سال پيش سينه بزنن. نميفهميدن كه حسين شهيد شد تا اكبرقلندر خونه، اسمعيل بخشي و هيچ مرد حُرّ ديگه اي، با او خنجر شرحه شرحه نشه.
حسين نمايشنامه نيس كه سال تا سال با آكسسوار بيشتري، رو سِنِ هيأت و حسينيه پشت در بسته اجراش كنيم. حسين دستورالعملِ فضاي بازِ زندگيه.
درباره قلندرخونه| كارگردان ايرج صغيري| اجرا ١٣٥٤
✍ احسان عبدی پور
https://eitaa.com/EhsanAbdipour