پام وضع نافرمي پيدا كرد و كشوندم ارتوپد. نشسته م گوشه بيمارستان تو نوبت. يه پيرمردِ تكيده و تنهايي جواب ام آر آي ش دسش، نشسته بود كنارم. مو بعد از او بودم. كمي گپ زديم... بچه ش جوون، تازه چهلمش داده بود، عروسش مونده بود و پسر هفت ماهه ش. چيشاش مث چيشاي كشيده و زيباي اسباي اصيل، يه نم انگار ناتمام و مادرزاد داشت. ساده و بي حزن حرف ميزد، ولي هر چي جلوتر ميرفت گلو مو تنگتر ميشد. مو نميفهميدم سيل كردن تو چيش نوه ي هفت ماهه ي بي پدر دل شير ميخواد. او گفت. صداش زدن رفت داخل. طول داد...طول داد... بالاخره در اومد.... اومد نزيكم سيل تو چيشام كرد گفت: استرس با غم فرق ميكنه؟ يا يكيَ ن؟ گفتم: چطور؟ گفت: دكتر ميگه استرس سمه برات، فلج ميشي پدر! ميخوام بفهمم فلج ميشم؟ نفس نكشيدم ...خيلي. فكر كردم. سيل تو چيشاش كردم و مطمئن گفتم نه! تو فاصله ي دو تا نفسم به اي نتيجه رسيدم كه استرس و غم دوتااَن. غم مال آدميزادِن. خدا داده تش. استرس مال آدميزادن ولي خدا ندادتش. بي غم خو سنگ رو سنگ بند نميشه ولي بي استرس ميشه. وقتي رفت خوشحال بود كه اجازه داره غماشو بغل بگيره... مو خوشحال كه او فلج نميشه. او هزاركيلو غم داشت، ولي نديدم تو صداش و نگاش و نم چيشاش يه كيلو استرس....او به چيزي ايمان داشت! نپرسيدم ازش...
✍ احسان عبدی پور
https://eitaa.com/EhsanAbdipour
13.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برای عادل فردوسی پور
✍ احسان عبدی پور
https://eitaa.com/EhsanAbdipour
13.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داستان از هِليلِه تا دوّاس
احسان عبدی پور
https://eitaa.com/EhsanAbdipour
احسان عبدی پور
داستان از هِليلِه تا دوّاس احسان عبدی پور https://eitaa.com/EhsanAbdipour
از هِليلِه تا دوّاس، پياده دوازده سيزده كيلومتر راه بود. دواس كارخونه ي نساجي داشت و هليله هم آدم كه دسش از همه جا كوتاه باشه و دوزار ده شاهي حقوق نساجي دواي زخم زندگي خودش و اَتُ عيالش باشه بسيار. مواجب نساجيِ اعتماديه ايقد حقوق لب به لبي بود كه نميشد حتي يه قرونش بدي بالاي كرايه يا غذا يا هر قرتي بازي ديگه اي از يي دست.
كمالو طبق همي اصل داشت پياده گز ميكرد سمت دواس، و كارخونه ي اعتماديه مث معبدي كه او و هشتا اولادشو زنده نگهش ميداشت از دور تو هرم گرما سيلش ميكرد. برابر تپه ي منقلي مار جعفري نه نهادُ نه برداشت، از پشت سر يواش يواش نزديك شد و يهو پريد دندوناش نهاد رو قوزك پاشو هر چي زهر كه داشت با هر چي زور كه داشت كرد تو ساق پاي بدبخت.
كمالو صداش در نيومد كه كسي بفهمه. نفس نكشيد. يه آخي هم نگفت. همو جور عقب سر كارگرا رفت تا رسيدن داخل كارخونه. از در كه رد شدن و ناطور دم در كه اسمشُ تو برگه ي شيفت نوشت، دويد زير يه درخت بابُلي و افتادُ و بنا كرد بوا بوا كردن كه ماااار... مار زدم.... مار مچم زده...
حالا جاش بود. ميتوانست قدر هر چه درد كه توي تنش بود نعره بكشد. حالا كه مار توي كارخونه زده تش، همه چي ش مجانيه. كارخونه ميفرستدش بيمارستانُ زهر رو از خونش مفتي درميارن.
كمالو سه ماه رو تخت بيمارستان لخته لخته خون در مياوردن از حلقش ولي چه باك، به جاش بيمه خرج زن و بچه شُ ميداد. جز عشق زنش و كُم گشنه ي بچهاش نبود كه ده دوازده كيلومتر با تن پر از زهرِمار راهش برد تا كارخونه ي اعتماديه.
يي تعريف مال خيلي سال پيشن. ولي دورم هنو پر از زنا و مردايه كه مار زده تشون... فقط دنبال يه بابلي يا يه كُناري ميگردن كه بيفتن زيرش و از ته جيگر بوا بوا كنن ... يه درختي كه شامل قانون نجاتُ حياتُ بقا و يي قرتي بازيا بشه...
✍ احسان عبدی پور
https://eitaa.com/EhsanAbdipour
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگر رئیسعلی دلواری زنده بود...
👈 گفتگو کامل اینجا ببینید
https://eitaa.com/EhsanAbdipour
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«جهان اصالت را تحسین میکند ، همون جایی که هستید همه چیز هست برای جمع کردن ...»
احسان عبدی پور
https://eitaa.com/EhsanAbdipour
kokam ardeshir @sahv2.mp3
زمان:
حجم:
11.5M
داستان اردشیر
🎙 احسان عبدی پور
👈 پادکست مرتبط
https://eitaa.com/EhsanAbdipour
مسترکلاس نویسندگی «از یاداشتهای یومیه تا جستار روایی»
با احسان عبدی پور
جستارنویسی با استفاده از یادداشتهای روزانه آغاز مسیر ثبت پراکندهی روزمرگیها به سوی نوشتن معنامحور است؛ نقطه ای که نویسندگان جوان از یادداشت تجربه های شخصی، مشاهده های ساده و اندیشه های گذرا، به نوشتن متنی منسجم و تامل برانگیز میرسند.
تاریخ برگزاری: پنجشنبه و جمعه| ۵ و ۶ شهریور
نحوه برگزاری: حضوری / آنلاین
طول دوره: ۲ جلسه ی ۴ ساعته
👈 ثبت نام
https://eitaa.com/EhsanAbdipour
10.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داستان کنکور محمد بحرانی
https://eitaa.com/EhsanAbdipour
KetabBaz - کتاب بازاحسان_عبدی_پور_خود_واقعیش_را_نشان_داد؛_"من_اون_چیزی_که_شما_و_مردم.mp3
زمان:
حجم:
8.2M
🎙 اولین گفتگو سروش صحت با احسان عبدی پور| برنامه کتاب باز
https://eitaa.com/EhsanAbdipour