eitaa logo
اِحتِباب
104 دنبال‌کننده
831 عکس
130 ویدیو
14 فایل
یاسریع‌الرضا💛 «رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ» دل به آیینه دار مَنِه! ببین که آینه هر چه دارد از نور خورشید است!✨ عاشق خورشید شو (: #تنهامسیر http://panahian.ir/post/1461 - مشغول به زندگی با امید به الله
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از حیـّان🇵🇸
در دنیا، همه چیز خیلی زود رنگ می‌بازد. قاعده‌ این است، که قرار بر بقای این نقاشی‌ نباشد؛ لکن به زور می‌خواهیم جاودانه‌اش کنیم. نمی‌شود، خسته می‌شویم، توی سر و صورت خودمان می‌کوبیم، متوسل می‌شویم به همانی که از اول بهمان گفت دنیا مدلش اصلا این است، ذاتی‌اش این است، که نماند، ما به همو متوسل می‌شویم که آن را نگه دارد. دلخوش کردن به این شادی‌ها بیهوده‌ست، همانطور که دل باختن به بسیاری چیزهای دیگر. فقط همین را می‌فهمم که آدم هر بار یادش می‌رود که همه چیز اینجا امتحان است، خیلی زود دل می‌بندد و خیلی زود داغان می‌شود، خرد و از هم پاشیده، بی‌قوام‌تر از خانه‌ی عنکبوت.. همو که دوستش داریم، جانمان برایش در می‌رود، همان او نخواهد ماند. و خداوند، با تزلزل همان -مثلا دلگرمی‌‌ها، فانی بودن دنیا را نشان‌مان می‌دهد.
والله والله ان الله مع الصابرین...
بر باد فنا تا ندهی گرد خودی را هرگز نتوان دید جمال احدی را -مواعظ٢
به چی می‌خوای تکیه کنی؟ به چی میخوای دلت گرم باشه؟ به چی می‌خوای چنگ بزنی تا نجات پیدا کنی؟ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انْفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
هدایت شده از اِحتِباب
ده دقیقه وقت بذاریم بخونیم 🗝نماز بسیار عالی یکشنبه‌های ذی‌القعده
اِحتِباب
یا وَلیَّ المؤمنین
یا حَبیبَ قلوب الصـادقین
اگه دلت گرفته شاید لازم داری این صوت رو بشنوی https://surahquran.com/mp3quran-surah-fa-76-sheikh-28.html
هدایت شده از اِحتِباب
از یاد نمی‌روید ‌...
راست می‌گفت... "نسل عجیبی هستیم.." داغ، پشتِ داغ دیده‌ایم در جوان ترین سال‌های زندگی‌مان.. چه ها که کشیدیم؟! ما شهادت سردار را دیدیم شهید رئیسی را دیدیم سید حسن را دیدیم ٣٠ اردبیهشت ١۴٠٣ ایام امتحانات نهایی بود و ما در کتابخانه درگیر درس بودیم عصر آن روز از شدت خستگی چند دقیقه‌ای خوابم برده بود چشمهایم را که باز کردم فاطمه بالای سرم بود صورتش و حرفهایش نشان می‌داد خبر خوبی نشنیده چند کلمه بیشتر نفهمیدم چه گفت آقای رئیسی... بالگرد.. مشخص نیست... گیج خواب بودم شاید هم نمی‌خواستم باور کنم خبر کوتاه بود و تلخ شب ولادت امام رضا بود و دلهایمان در تب و تابِ اینکه یعنی می‌شود خبر بیاید و بگویند : "به خیر گذشت " ؟! دیگر مگر می‌توانستیم درس بخوانیم؟ نشسته بودیم گوشه کتابخانه و چشممان به خبرها بود و دلهامان هراسان... کاش حداقل آن میان، زخم زبان نمیشنیدیم! به بعضی ها باید گفت : انسانیت تان کجا رفته؟! آدم را یاد "وَ هذا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِيادٍ وَ آلُ مَرْوان" می انداختند... شب رفتیم مسجد حال و هوای آنجا هم عجیب بود.. همه دست به دعا برداشته بودند.. اشک و اشک و اشک... خدایا چرا این شب صبح نمیشود؟! ٣١ اردیبهشت ١۴٠٣ جانمان به لب آمد آرزو می‌کردیم کاش همه خبر ها دروغ باشد.. کاش خواب بودیم.. کاش بیدار می‌شدیم و می‌دیدیم همه چیز خواب بوده... بچه ها از بی خبری کلافه شده بودند : "کاش یکی به ما می گفت الان گریه کنیم یا درس بخونیم تکلیف ما رو مشخص کنید" دیگری می‌گفت : "آرزو کرده بودم دور بعد می‌رفتم توی ستاد انتخاباتیشون! " خبر شهادت اعلام شد.. حالمان حال ١٣ دی ٩٨، لحظه شنیدن خبر حاج قاسم بود.. تا قبل از این اگر شنیده بودیم در دهه ۶٠ رئیس جمهور شهید شد ، حالا ما دیده بودیم درکش کرده بودیم که رئیس جمهوری داشتیم که خدا او را به قامت شهادت پسندیدش... بغض راه گلویم را بسته بود. حال خودم را نمی‌فهمیدم. درکی از آنچه به سرمان آمده بود نداشتم... آن روز را هم گذراندیم و شب که شد به هر سختی که بود بعد از کتابخانه خودم را به کانون رساندم.. با روضه آنجا بغضم ترکید و اشک هایم اجازه باریدن گرفتند... چند روز بعد، خادم الرضا... کنار امام رضا... آرام گرفت... به قول شاعر : "ما وارثان دردهای بی شماریم… ما گریه های چشم های انتظاریم ما سرزمینی دور و تنها در غباریم! ما چیزی به غیر از غم به غیر از هم نداریم ما حسرت یک خنده ی دنباله داریم… ما خسته از این روزهای بی قراریم!" «فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ ۖ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا»
وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمَٰنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ آن‌هایی که از یاد خدای رحمان چشم می‌پوشند، شیطان‌هایی را مأمورشان می‌کنیم تا همنشینشان باشند.
وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ