•شاید بگی اگه منم جای خدا بودم میگفتم که آره ناامیدنباش.منم اگه کل دنیا زیر دستم بود ،کل سیاره ها و کهکشانا به یه اشارم جا به جا میشدن ،میومدم میگفتم که ناامید نباشین.همه چی حل میشه...
خدا کِی اومده جای بنده ی بیچارش بشینه ،تایکم از غصه های بنده هاشو متوجه بشه...والا هیچ وقت تجویز امید اونم در هر صورتی رو نمیکرد.
•این ادبیات خیلی از ماهاست.دقیقا اون زمانی که دیگه از همه کسو همه چیزناامید شدی یهو سرتو میاری بالا و ذُق میزنی تو چشمای خدا و میگی :
آهای خدا
اصن میفهمی من چی میگم؟!!!
•ولی دقیقا همون موقع
وقتی که خدا یه دستش رو گذاشته زیر چونش و پاشو انداخته روی اون پاش
و داره با اسرافیلو میکائیل و جبرائیل چای میزنه،میگه باز این دوباره صداش در اومد،یکی بره آرومش کنه
اسرافیل، بنده ی من نمیدونه که باید زمونه پیش بره.جبرایئل بنده ی من نمیدونه که من اصن مثل اون عجول نیسم.
اصن میکائیل همین الان برو بهش بگو که باید زمان بگذره....
•تو گذر زمان آدما پخته میشن
تو گذر زمان آدما به نقدای خودشون واقف میشن
اصن گذر زمان حباب شخصیتی مارو میترکونه.گاهی اوقات فک میکنیم برای خودمون خری شدیم(خری شدن اصطلاح از کسی شدن هستش،به خواننده بَر نخوره)
خداکم کم تو گذر زمان بادت رو خالی میکنه.کم کم بهت میفمونه هیشکی نیستی،میفمونه که همه ی عناوین تپلی که داشتی همش بادِ هوا بودش
•بچه ها بگردیم دنبال خدا و ازش بخواین که یه موقیعتی براتون پیش بیاره که شما رو به این نقطه برسونه.ازش بخواید که شمارو پیش خودش خار و ذلیل کنه،بخواین که شما رو به خودِ واقعیتون برسونه.
بذارید تو همین ده سال گُلِ امرتون به نقاط ضعف و قوتتون آگاه کنه و الا اگه کج دارو مریض برین جلو و بعد از یه عمر بی خبری شستتون خبردار بشه خیلی خرد میشین.
•امیدتو از دست نده
خدا برای لحظه های پر دردِ تو برنامه داره
خدا تهِ همه کوچه بن بستای زندگی که بهش بد و بیراه گفتی داشته برات زار زار گریه میکرده
اخه چجوری دلتو به دست بیاره که تو باز بمونی براش؟!
دیگه چجوری تو قرآنش خودشو به درو دیوار بزنه که ولش نکنی
ولششش نکن
بمون
برای اخرین بارم که شده بمون تا وقتش برسه
به شدت ولشش نکن
•به شدت ولش نکن
به همون شدتی که جناب هاجر، هفت بار از سر تشنگی بین صفاو مروه رو دوید ولی ولش نکرد
به همون شدتی که جناب ابراهیم هرم آتیش رو جلوی خودش دید ولی ولش نکرد
به همون شدتی که موسی دریای خروشان نیل رو دید ولی ولش نکرد
ولش نکن
•اصن اینا به کنار
به همون امام حسینی که اینهمه روضه رو دید ولی ولش نکرد
اینقد ولش نکرد که همه ی ملائک بلند شدن بیان کار لشکر شمر رو تموم کنن ولی خدا گفت وایسین
بذارین صبرامام حسین رو همه ببینن
بذار ببین امام حسین به این راحتی ها جا نمیزنه
بذار ببینن امام حسین اومده که هیچ وقت آقای خودشو ول نکنه