#ناشناس
+سلام. من یه ماهیه عضو کاناتون شدم. امروز زد به سرم رفتم اول کانال . از اول شروع کردم به خوندن . الان تموم شد. یه کانال شعری دارم اونم همین کار رو کردم ولی بعدش دیگه به قشنگی قبول نبود کانالش. یه کانال شعر دیگه هم داشتم اونم مثل شما خیلی قشنگ وسط شعرا مینوشت. اونم چند ماه پیش کانالش رو فروخت به یکی و کلا موضوع کانال عوض شد
نمیدونم قدم من شوره یا یه چیز دیگه است
خدا کنه شما همیشه همین جور بمونید. نه جایی برید نه فضای کانال رو عوض کنید
•دیدم بعضی هاتون لطف دارین و تشریف میبرید پیامارو از اولکانال میخونین تا الان
خیلی بحثای جالبیاون قدیما توش داشتم
خودم گاهی اوقات که برمیگردم تعجب میکنم که این حرفارو من زدم😅
خلاصه اگه برگشتین از اولخوندین خسته نمیشین.
.
ما خودمون رو
خیلی خیلی جدی میگیریم
من بارها و بارها متوجه شدم
خیلی دست ما
نبوده ، نیست ، نخواهد بود.
@ein_ta
فی الواقع
مشتری که میاد داخل مغازت
بخاطر دکور و یا پاخور بودن مغازت
ویا ویترین جذابت نیومده
همه اینا رو خدا فرستاده تا
به تو روزی برسونن
اگه تونستی اینجوری فکر کنی
خدا کامیونی برات برکت میاره
والا شاید مشتریت کم نشه
ولی برکتی توش پیدا نمیشه
@ein_ta
•بهتون قول داده بودم که در مورد کارفرهنگی و اینکه چجوری میشه کار کرد یکمی مزاحمتون شم...
اگه حوصله دارین بسم الله😊
•هر وقت بیکار شدی دونه دونش رو بخون بیا جلو
اگه ام نخوندی مهم نیس👨🏻🦽
•شاید پیامای این بحث خیلی زیاد باشه
خلاصه قبلش گفتم اگه میخوای لفت بدی همین الان لفت بده که نتت حروم چرندیات من نشه
مرسی
اَه😊
چند تا نکته:
🌿اصلاول:(تغییر زاویه دید)
مهم ترین چیز تو فعالیت فرهنگی تغییر زاویه دید هست.یعنی بتونی خودت رو جای مخاطب هدفت بنشونی و از نگاه اون دنیا رو نگاه کنی.والا اگه نتونی دنیای اون رو متوجه بشی هیچ وقت نمیتونی مشکل رو حل کنی.
🌿اصلدو:(ساختار شکنی معقول)
هر روز و هر ساعت باید سبک تبلیغ عوض بشه.البته تو دایره شرع و عرف.چون مخاطب هر روز با ترفند های جدید مواجه میشه اگه این تنوع و تغییر سبک نباشه ناخودآگاه دلش پی جبهه ی مخالف باقی میمونه.چون انسان ذاتا تنوع طلبه.
🌿اصلسه:(اصل بر تقویت زیر ساختی)
خیلی از فعالیت های فرهنگی صرفا پوسته ی اسلامی به مخاطب وصل میکنند.فارغ از اینکه توی دل و مغزِ این پوسته اثری از اسلام متبلور بشه.
🌿اصلچهار:(اولویت در تخصص)
هر شخصی بنا بر روحیات و تخصصی که داره باید تو همون منطقه ی متناسب فعالیت فرهنگیکنه والا خروجی متناسب نمیده
🌿اصلپنج:(تصور وضعیت بدتر)
اگه فعال فرهنگی بدونه وضعیت بدتری هم ممکنه پیش بیاد همیشه از فعالیتش رضایت نسبی داره والا اگه مراتب بالا درست رعایت بشه ولی باز بگه جامعه خرابه،خروجی نگرفتم،همه دارن میرن به جهنم قطعا شکست میخوره.چون این ناامیدی و سوظن کلا اون رو مسیر باز میداره.فعال فرهنگی باید همیشه نسبت به مخاطبش حسن ظن داشته باشه.
@ein_ta
-عِــینْطاٰء-
چند تا نکته: 🌿اصلاول:(تغییر زاویه دید) مهم ترین چیز تو فعالیت فرهنگی تغییر زاویه دید هست.یعنی بتون
همه این نکات رو در قالب مثال باید توضیح داد...
ولی خودمونیما
چه حرفای سنگینی دارم میزنم
اصن کلمدارس تهران تا آخر هفته تعطیل
حتی فیروزکوه و دماوند😅
فعالیت تو مسجد:
یکی از مشکلاتی که مساجد ما دارن به شدت تکراری شد.لذا فعال فرهنگیاولین کاریکه باید بکنه باید ساختار شکنی(اصل۲) داشته باشه.(البته با هماهنگیهمه ارکان مسجد)
یکی از مهم ترین اتفاقاتی که توی مسجد میفته نماز جماعته.بهترین راه برای جذب جمعیت حداکثری سرعت نماز امام جماعت هست.به شدت کثرت و قلت افراد نماز به نماز امام جماعت بستگیداره.
تجربه ای که خودم داشتم چند سال پیش امام جماعت مدرسه ی دخترانه دبیرستان نمونه بودم.چند روز اول جمعیت نماز حدود۱۰نفر بیشتر نبود.اومدیم مستحبات نماز رو کامل حذف کردیم(اصل۲ساختارشکنی).بعد از دو روز جمعیت از ۱۰نفر رسید به ۵۰نفر.(البته این کار رو نمیشه تو مسجد محله انجام داد.ولی سرعتش رو میشه بیشتر کرد.
بسیاری از عادت های داخل مسجد صرفا چون زیاد انجام شده نمیشه تغییرش داد.مثلا طولانی کردن بین دونماز چه ظهر و چه مغرب این منجر به نارضایتی میشه.کاملا باید حذف کرد.و عبادات و ادعیه هارو گذاشت برای بعد نماز.
یا خواندن دعا خدایا خدایا تا انقلاب مهدی(چندین ساله دیگه اینقد بی مزه شده که فقط چارنفر سن بالا ها میخونن،آخرشم با یه سردی تموم میشه.خب به راحتی میشه یه متن دیگه جایگزین کرد.
خواندن بعضی از ادعیه و قران بدون اینکه مخاطب هیچ فهمی از عبارات نداشته باشه کاملا اشتباهه.چند بار تو مسجدتون دعای کمیل و چند هزار صفحه قران خونده شده؟!به جای اون امام جماعت و یا فعال فرهنگی بیاد ترجمه دعاکمیل و یا ترجمه قران پس از نماز بخونه.(اصل سه.تقویت زیر ساخت)
•یکی از کارایی که تو دو تا از مساجدی که بودیم انجام دادیم این بود که نذروات مردم رو آوردیم برای خرید کتاب و راه اندازی کتابخانه.
البته نه هر کتابی.همه کتابا رمان و اون کتابایی هم که مذهبی هستن متونی دارن که جوان بخونه عاشقش میشه.مسن هم بخونه عاشقش میشه.
مثلا کتاب های پناهیان و اصغر طاهرزاده و عین صاد.
میشه با تعداد کتاب کمتر هم اینکار رو کرد.فقط کافیه که پولایی که اطراف داره هدر میره رو به این سمت کشوند
به نظرم خیلی از نذورات واقعا هدر میرن.به جای اینکه مردم شب جمعه خرما و کیک بخورن باید پولاشون رو هدایت داد به این سمت.
ماخودمون تو مسجد قبلی یه بنده خدایی میخواست قران نذر مسجد کنه.دو میلیون میخواست اهدا کنه.حدود ۵سال پیش.پولشو دادیم حدود ۴۰تا کتاب خریدیم
یا رفتیم همه کتابای قدیمی کتابخونه مسجد رو که هیشکی نمیخوند رو فروختیم و تبدیلش کردیم به کتابای جدید.
بعد میشه هر چند شب یه بار یکی از بچه های مسجد بیاد در مورد کتابای تو کتابخونه بعد نماز توضیح بده تا مردم نسبت به مطالعه ترغیب شند.
.
یکی دیگر از مشکلات مساجد اینه که به شدت حال خوب رو به نمازگذار منتقل نمیکنن.
یه مقدارش طبیعیه.مساجد ما مثل یه طفل نارسی شدن که بین سنت و مدرنیته گیر کردن.
مساجد قدیم که برگرفته از معماری قدیمی بود ناخودآگاه ذهن مخاطب رو به آرامش دعوت میکرد.بعد از اون هرچه مساجد به سمت سبکای معماری جدید پیش رفتند از قداست معماریش کاسته شد.به این معما که معماری دیگه الهام بخش نبود.مساجد قدیم دارای نور محیطی،سقف های گُنبه ای،فرش های دست باف
که همه این عناصر توی مسیله ی رشد محطی موثره.
ولی حالا
معماری که کاملا مدرن و پر از سنگ و گچ
بدون حتی یه نور گیر
فضا کاملا بسته
فرش هاهم کاملا ماشینی و سجاده ای
البته چاره ای هم نیست
ولی دیگه تاثیر گذشته رو نداره.
تو یکی از مسجادی که بودیم یه طرحی رو انجام دادیم که خیلی حس خوبی به مسحد برگشت
از مردم خواستیم که همه یه دونه گل طبیعی از خونشون بیارند
تعداد زیادی جمع شد
دیوار رو به نمازگذاران رو پر کردیم از کل طبیعی.
به این صورت که وقتی نمازگذارا سر از سجده برمیدارن جلوشون پر ازگل خونگی باشه و این سبزی گل حس خوشایندی به نمازگذارا منتقل کرد.