داشتم به این فک میکردم
تا حالا شده یه مسافرت با اتوبوس بری
بعد نتونی تو ماشین بخوابی
هی خودتو این ور اون ور کنی
هی کاپشنت رو گوله کنی بذاری زیر سرت ولی باز خواب تو چشات سنگین نشه
هوا سرد بشه به راننده بگی بخاری بزن
بخاری بزنه هوا گرم بشه دیگه روت نشه بگی خاموشش کن🥴
یا تابستون باشه هوا داغ
کولرم کار نکنه
یهو از خواب پاشی ببینی کل بدنت خیس عرق شده
تاریکم باشه
نفمی اصن کجایی
بخوای کل زمینو زمانو فحش بدی
اینا ب کنار
اتوبوس بوی اتوبوس بده
(بوی اتوبوس رو فقط اونی میتونه درک کنه که هر چند ماه یه بار مجبور بشه سوار اتوبوس بشه)
تا حالا تو این موقیعت قرار گرفتی؟!
+ارههههه من درک میکنم خستگی های اتوبوس رو چون خودم دانشجو شهر دیگه ام مجبورم هر چندوقت یه بار این عذاب های اتوبوس تحمل کنم😑😂😂
+بله زیاد !
امسال چهار بار حداقل ۱۲ ساعت توی این وضعیت بودم ، جمعه هم قراره دوباره توی این وضعیت قرار بگیرم ، کمردرد بعدش رو هم اضافه کنید به بقیه موارد
آقا من خوابم میاد
بقیه ی بحثو میذاریم برای فردا
که اصن اینو گفتم که چی بگم
ب نظرتون میخوایم درمورد چی صحبت کنیم آیا؟
دیدی تو اون وضعیتی که اعصابت خورده همش به این فک میکنی کاش الان به جای اینکه رو این صندلی بودم تو خونه بودم
تو رخت خواب خودم
راحت پامو دراز میکردم
پتو رو دور خودم لوله میکردم
بعد هرجور که دوس داشتم میگرفتم
تخت میخوابیدم
آدم تو اون لحظه همش به گذشته ی خودش فک میکنه که چقد خواب خوشکلی داشته ولی حالا هیچچچچ...
تو یه آیه قران خدا میفرماد
آدما بعد اینکه جونشون گرفته میشه و میفرسیمشون اینطرف
کم کم شستشون خبردار میشه که چقد اوضاع خیته
وقتی کم کم میفهمند که جهنمی هستن و از چشم خدا افتادن می افتن به پای خدا که خدا غلط کردیم
اشتباه کردیم
اگه میشه مارو برگردون تا همه ی فرصتایی که داشتیم جبران کنیم
اینا فک میکنن خدای آخرتم مثل خدای دنیا همونقد پایه و مهربونه
مثل خدای دنیا همینکه بهش بگی غلط کردم میگه حله،بخشیدمت
ولی خدا میگه کور خوندین
همه ی حرفاتون دروغه
اگه شما برگردین به دنیا باز شروع میکنین همه ی اونکارای اشتباهتون رو تکرار میکنین
دیدی وقتی که میشینی رو صندلی اعصاب خرد کن اتوبوس
هزار تا تف و لنت ب خودت میفرسی که چرا اصن اینجایی
بعد میگی اگه برگردم خونه
اینقد میخوابم که دیگه بترکم
ولی همینکه پات میرسه خونه یادت میره
ماها همینطورییم
وقتی تو دنیاییم حواسمون نیس که چی قراره سرمون بیاد
و از فرصتامون بلد نیسیم که استفاده کنیم
ولی همینکه پامون میرسه اونطرف دادمون در میاد
+حرفتون چقدر حق بود حاجآقا ، من میدونم که فردا میرم دانشگاه و سه ماه خانوادم رو نمیبینم ، مخصوصا این چند روز آخر حواسم هست به رفتارم با خاطره خوش برم ، تا وقتی که نزدیکشون هستم کمک حال باشم ، اگه میدونستم فردا قراره بمیرم شاید خیلی بهتر زندگی میکردم
_صحبت کردن درمورد یه دنیای دیگه زمخته،خیلی بحث بی روح و سردیه و اگه یه جا هم بخوای بگی فقط پیرمردا و پیر زنا گوش میکنن ولی آدم سازترین بحثی که میتونه آدمو سر به راه کنه همینه...
کاش میشد روزانه حداقل یه حقیقتی از اون طرف بهمون نشون بدن تا بهتر خودمونو جمو جور کنیم