سه
میگن یه بار اسکندر مقدونی با خدمو حشمش رفتش تو یه آبادی
با اسبش رفت بالا سر یه پیرمرد فقیر
طوری که سایهی اسبش افتاد رو سر پیرمرد
با صدای تپل گفت
آهای
چیمیخوای ازمن
بگو تا دامنتو پر از سکه کنم
هرچی درخواست داری بگو که امروز روزِ توست
میگن پیرمرد یه نگاهی بالاسرش انداخت
با یه حالت بی محلی گفت
یه درخواست دارم
اینکه یه مقدار بری جلو
تا سایهی خودتو اسبت از رو سرم برداشته شه
آخه جلوی آفتاب رو گرفتی
بعد این جمله به هیبت و شکوه اسکندر برخورد ومجازات سختی براش ترتیب دادن.
@ein_ta
چهار
یه آیه معروف تو قرآن هست که ادامش رو خیلی بهش توجه نداریم و فقط اولش رو میخونیم
قسمت اولش خدا میگه ای بنده های من هرچی از من میخواین بگید تا بهتون بدم.تو سبک و سیاق آیه موج میزنه که خدا میخواد قدرت خودشو به رُخ بنده هاش بکشه و واسه همین با فعل امر میگه بخواید من حلش میکنم؛؛؛
+ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ+
خب طبیعیه خدا در ادامه ی آیه بگه خب تو که از من چیزی نخواستی،منم چیزی بهت نمیدم و تمام.
ولی نه
خدا اینجوری آیه رو ادامه نمیده.
میگه تو با این بی توجهیت به من میخواسی به بزرگی من توهین کنی
والا چرا چیزی نخواستی؟!
مگه من بهت نگفتم بگو هرچی میخوای؟!
واسه همین در ادامه آیه میفرماد:
+ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِینَ+
کسایی که بهشون گفتم از من بخواید ،ولی نخواستن اونارو با یه خاری یی وارد جهنم میکنم.
مثل داستان اسکندر مقدونی شد
خدا میخواد با این آیش بگه من
خیلی بزرگم
خیلی قدرتمندم
خیلی بُتونم
وقتی تو از من چیزی نمیخوای داری همه این صفات منو زیر سوال میبری
@ein_ta
پنج
چجوری میشه خدا رو بزرگ دونست؟!
تو همه ی کارامون رشته ی اتفاقات رو به خداوصل کنیم.اگه موفق میشیم،همون لحظه ای که داری به خودت غرّه میشی یه لحظه به خودت بیا و بگو
آهای چیه؟!همه این اتفاقات از طرف خداس
والا خدا همونو از دستت در میاره
اگه هم در نیاره لذتی ازش نمیبری
یا همون لحظه ای که داری از شکستت داغون میشی و به خودت میپیچی
باز بگو خدا بزرگتر از مشکلاتمه.خدا براتمیسازتش
اگه هم نسازه درد حالِ حاضرت رو کم میکنه...
این لامپی که بالاسرت داره روشنایی میده اگه یه لحظه خودش رو از منبع نور جداکنه در لحظه خاموش میشه.باید وصل بود والا تو این دنیایی که هر کی به فکر منافع خودشه روح آدم بد زخمی میشه.
همین!
@ein_ta
#ناشناس
+چقدر نیاز داشتم به حرفهای امشبتون ، انگار خدا خودش نشسته بود جلوم داشت اینارو بهم میگفت
_نوش جان:::نمردیم خدا هم شدیم😅
×اگه نقد،تشویق و یاحرفی برای بهتر شدن کانال دارین بِم بگید...
سراپا گوشم👂
👇
https://daigo.ir/secret/358238343
*تو نظر سنجی پایینم شرکت کنین دعاتون میکنم🍀
🔻وارد شوید👇
https://EitaaBot.ir/poll/j93g
#ناشناس
سلام
کانال حرفای قشنگی میزنی، اما بعضی عبارت هاتونو نمیپسندم. مثل : به تریپ قباشون [خدا] بر میخوره، یا ، نمردیمو خدا هم شدیم...
میدونم میخوای خودمونی باشی حتی با خدا ولی فکر میکنم خدا هم خوشش نیاد از این عبارات. بخاطر همون الله اکبر که خودت نوشتی...
حرمت خدا رو باید داشت
یاعلی
_نویسندگی پره از استعارات مجاز هست که هیچکدومش واقعیتی را حکایت نمیکنه و صرفا جهت تقریب ذهن مخاطب به موضوع میشه.خصوصا وقتی که نویسنده قصد تبیین حالات احساسی رو داره بیشترین استعاره رو استخدام میکنه.واسه همینه که جناب حافظ که اصلا درگیر روابط عاشقانه دنیایی نبوده و مقصودش فقط خداوند میباشد ولی برای تقریب ذهن مخاطب به خدا از شخصیت های لیلی و مجنون و ... کمک میگیره
پس این اشکال اولا به جناب حافظ و خیام و سعدی و... وارد میشه که رابطه ی با خدارو در حد رابطه ی عاشقانه بین لیلی ومجنون و خسروشیرینو تقلیل بدن.
-عِــینْطاٰء-
#ناشناس سلام کانال حرفای قشنگی میزنی، اما بعضی عبارت هاتونو نمیپسندم. مثل : به تریپ قباشون [خدا] بر
مثل این مثال که حافظ از شراب و باده استفاده میکنه
آیا حافظ شراب خور بوده؟
معلومه که نه ولی استفاده آن در نثر ادبی و منظومه هیچ مشکلی نداره
دلم ز صومعه بگرفت و خرقه ی سالوس
كجاست دیرِ مغان و شرابِ ناب كجا؟
#ناشناس
+وقتی متن مربوط به اذان و بزرگی خدا رو تو کانال دیدم احساس کردم شما هم شبکه پویا زیاد نگاه میکنین چون من من ۳ فرزند دارم و این سرود زیبای اذان و خدا بزرگتر از درد های ماست و مدام میزاره...
خوبه که با یه جمله میشه اینقدر فکر کردو براش مطلب نوشت.این یعنی راحت از کنار همه چیز نگذریم و عمق پیدا کنیم و مصداق هاش تو زندگی مون پیدا کنیم
من این و فهمیدم ....البته شاید هم ربطی به این ماجرا نداشته باشه برای من خیر بود اما..
_این قسمت:شبکه پویا😅😑
#ناشناس
+سلام من چند وقتی هست به کانال شما اضافه شدم از ماه مبارک خیلی متن های خوبی و قابل لمسی مینویسی دمت گرم از هزار تا منبر دلچسب تره ولی میدونی چیه من همه حرف هاتو درباره خدا باور دارم و قبول دارم نمیدونم چرا وقتی شرایط بهم فشار میاره عقده مو سر خدای طفلک درمیآورم اونی که همه جا پشتمه آبرومو حفظ کرده گریه کردم اشکمو پاک کرده هوای سه تا بچه مو داشته نزاشته آبروم جلوی فامیل و دوست بخاطر قرض بره حواسش بوده بچه هام ازباباشون کتک میخورن چون اون دارو نداره الهی بمیرم واسه همچین خدایی اما بازم من کم میزارم و لج مو از زمین و زمان سر اون خالی میکنم. چقدر من نفهمم دقیقا مثل بچه ای هستم که با مادرش توی یک بازار شلوغ باشه هی دست مادرشو ول کنه بازم مادراز سر مهر بره دستشو بگیره خدا باز میاد
_آدما دو جور سر به راه میشن
یا به اختیار خودشون به سمت مسیر راست میرن
یا به اجبار خدا با امتحان مسیر کج زندگیشون به سمت خدا کشیده میشه.
خیلی از ماها اینجوری خوب میشیم
خدامیبینه که با اختیار آدم بشو نیسیم
اینقد امتحان و دردسر پیش پامون میذاره که آخر سر مجبور به دیدن خدا بشیم.
#ناشناس
+سلام
اتفاقا لحن حرف زدن و استفاده از کلمات و عباراتی که شما ازشون استفاده میکنید خیلیم خوبه ...
چون از کلمات قشنگ و رسا استفاده میکنید
و اینجوری خواننده ترغیب میشه واسه ادامه دادن و خوندن موضوعی که بحثتونه و در واقع بحثتونو شیرینتر و خوندنی تر میکنه
و به نظرم این مدل حرف زدنتون روی ذهن و فکر خواننده خیلی تاثیر میذاره ....