eitaa logo
عَناق‌الحُب .
1.1هزار دنبال‌کننده
29 عکس
42 ویدیو
1 فایل
و اما انا فقط زرعتک وردا بین اضلعی . . و اما من به راستی تو را چون گلی در میان دنده های سینه ام کاشته ام . - صلوات بفرس مسلمون - #کانالِ‌امام‌حسین .
مشاهده در ایتا
دانلود
میفرمایند : دلت را خانهٔ امیرالمومنین کن ، خانه‌ی علی را زهرا جارو می‌زند ‌. .
ضربه ای زد عدو ، فرق سرش ریخت به هم . . رستگار شد علی ، هستی ما ریخت به هم :)
تو سجده کشته شد اونکه ، گفتن نماز نمیخونه . ‌.
هدایت شده از خانمِ‌معراج ؛
' علی آرام شد؛ اما جهان از گریه بی‌تاب است ؛ زمین از غصه لبریز و زمان از گریه بی‌تاب است . . !
حال ِ مارا ك به هجرانِ تو عادت کردیم باورِ وعده ی دیدار به این روز انداخت . .
از حالِ دل مپرس که بیچاره درگذشت .
عَناق‌الحُب .
به تو از دور سلام . .
هدایت شده از خانمِ‌معراج ؛
من خطاب به روحم : تا محرم تحمل کن . تا محرم تحمل کن . تا محرم تحمل کن . تا محرم تحمل کن . تا محرم تحمل کن .
عَناق‌الحُب .
_
شب جمعه‌ست هوایت نکنم میمیرم . .
چنان ز فراقِ تو خسته جان شده‌ايم ك فقط در آغوشِ تو مردن دَواست . .
روی جنازم بکشید پرچم کربلا . .
روی جنازم بریزید تربت کربلا . .
دلگیرم از خودم ، دلسردم از همه ، قلبم فقط محتاج ِ به گرمای ِ کربلا .
[ با گریه میوفتم به دست و پای ِ کربلا :) ]
از کربلا برگشته بود ، هر روز آواره تر میشد ، هر روز شکسته تر می‌شد ، کارش شده بود وسط روضه هق هق کردن و تکرار دوتا جمله : من اگه میدونستم آواره میشم برنمی‌گشتم حسین ! من اگه میدونستم انقدر طول می‌کشه برنمی‌گشتم حسین . .
عَناق‌الحُب .
-
عزاء‌القلب ؛
حرم‌ت را می‌گیرم وصل می‌شوم به روضه‌ی منوره‌ات. می‌گذارم روی اسپیکر ، هیاهو می‌پیچد روی سجاده‌ام ، صدای زن‌ها و مردهایی کیلومترها دورتر از من در کنار تو ، به بُعد مسافت. سجاده‌ام پُر می‌شود از گله‌هاشان ، بغض‌هاشان ، دردهاشان ، پُر می‌شود از زلال استجابتِ چشم‌هایی ك عاشقت هستند و اما من . . بگذار امشب نفسِ سلامِ من هم پیچیده باشد میان حرمت ، تاب خورده باشد میان چلچراغ‌هایت و رسیده باشد به مهربانی‌ات . . رخصت بده زانو بزنند نفس‌هایم در مقابلِ رأفتت ك دلتنگی امان بریده از تك تك‌شان . . یك چیزی می‌نشیند ته گلویم ، قطع می‌کنم قطع نمی‌شود بی‌تابیِ از حد گذشته‌ی این تا همیشه گدایِ محضرت :  - مِن‌َالغریب ؛
چشماش کم سو شده بود ، کمرش خمیده بود اما همیشه پای علم اربابش بود ، یه بار بهش گفتم : حاجی شما چندبار کربلا رفتی ؟ بهم نگاهی انداخت و لبخندی زد و گفت : گر میسر نیست مارا کام او ، عشق بازی میکنیم با نام ِ او . .
[ نذار که دنیای ِ من بی کربلا بگذره ]
یه شهر مسلم رو میزدن . .
سلام آقا ؛ دلم تنگه نیا کوفه ك حرفاشون سر جنگه . .
از این بالا پیداست ، تنهایی نزدیکه (:
حنین : دلتنگی ؛ اشتیاق ؛ حس غربت .